ارسال به دوستان

اختصاصی نما/ جای خالی شهدای هسته ای در آثار تصویری

كارگردان بی دغدغه سینمای بی هسته

گرچه در این سال ها فیلم سازان منتسب به انقلاب اسلامی سراغ موضوعاتی رفته اند كه قدمی هرچند كوچك به سمت كمال برداشته است اما این نه تنها كافی نیست كه به دلیل عقب ماندن از جریان متهاجم، بسیار هم حنثی است.

امیر زینلی - با مرور تقویم در این هفته به شهادت دو تن از شهدای هسه ای کشور برخورد می کنیم. شهید مصطفی احمدی روشن که در 21 دی 90 به شهادت رسید و شهادت دکتر مسعود علی محمدی ، استاد فیزیک دانشگاه تهران و دانشمند هسته ای ایران که در 22 دی 88 اتفاق افتاد. این دو اتفاق مهم همراه با شهادت دیگر شهدای هسته ای کشور، هر انسان دارای دغدغه را به این سؤال می رساند که در بحران فیلم نامه و موضوعات قابل ساخت، که سینما و تلویزیون در گردابی گرفتار ساخته است چرا کسی از این جمعت سراغ شهدای هسته ای کشور را نمی گیرد؟ شاید پاسخ اول این سؤال، سختی کار در ساختن چنین آثاری باشد، که البته قایل درک است. برای کارگردان و تهیه کنندگانی که با صرف هزینه های محدود، و کار در لوکیشن های محدود به فروش های چند میلیاردی می رسند، حتما سخت است که به موضوع شهدای هسته ای با آن وسعت ابعاد بپردازند. البته تلاش های محدوی در این باب در صدا و سیما صورت گرفت که کیفیت مطلوب لازم را دارانبود.
دلیل دوم هم به مباحث امنیتی این کار بر می گردد که کاملا قابل درک است. کدام کارگردان، در حالی که فیلم های دیگرش را به راحتی و تنها با اخذ مجوز های هنری از ارشاد می سازد، حاضر می شود خود را درگیر نهادهای امنیتی کند و به قولی، با آن ها چانه بزند تا فیلمش هم هنری باشد و تأثیرگذار، و هم راست و درست! پس این انتقاد به این گونه نهاد ها هم وارد است که فضا را برای ساخت چنین آثاری باز نگذاشته اند.
سومین دلیل را باید ریشه ای بررسی کرد. درصد قایل توجهی از کارگردان های سینمای ما و حتی رسانه ملی، دغدغه های متفاوتی از انقلاب دارند و گاهی بیش تر آن ها موضع اپوزیسیون نظام را دارند. انتظار از کسی که این موضع را نسبت به نظام دارد، هرچقدر هم توانا باشد، انتظار بیهوده ای است. اما روی سخن با مدعیان هم نوایی با نظام انقلاب اسلامی است.
گرچه در این سال ها فیلم سازان منتسب به انقلاب اسلامی سراغ موضوعاتی رفته اند که قدمی هرچند کوچک به سمت کمال برداشته است اما این نه تنها کافی نیست که به دلیل عقب ماندن از جریان متهاجم، بسیار هم حنثی است.
جراین متهاجم سینمای ایران در این سال ها بسیار وقیحانه تر از قبل به موضوعات خط قرمز می پردازد و چون با زبان کنایه با آن می پردازد، تأثیر گذار تر هم هست. د راین میان نقش مسئولان سینمایی و تأییدکنندگان فبلم نامه ها را کجای این قصه باید ببینیم.
وقتی حتی رسانه ملی بابت بی سوژه بودنش سراغ کارگردان هایی می رود که بالاترین افتخارشان، ساخت فیلم های عاشقانه است، امروز برای عقب نمامدن از جریان سینمای به اصطلاح به روز خودشان، مثلث عشقی را به تلویزیون می آورند.
مرور کوتاهی بر زندگی همین دو شهید هسته ای این واقعیت را بر همه ما روشن می کند که قابلیت ساختن فیلمی کاملا دراماتیک و هیجان انگیز را هم دارند. بخش اجتماعی و خانوادگی زندگی این شهدا هم که جای خود را دارد. حتی پرداختن به وجه علمی زندگانی این شهدا همه ما را به نقاط خوبی م یرساند که دیگر نیازی به این همه سخنرانی بر ربط درباره انگیزه بخشی و هدف دار شدن در زندگی نداریم و به راحتی می توانیم زندگی شهدای هسته ای را سرمشق خود کنیم.
ساخت فیلم های جاسوسی همیشه و در همه دنیا مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرده است. پس همین جا می شود آن حرف قبلی را پس گرفت که کارگردان بدون دغدغه را به این جریان راه ندهیم. اگر کارگردانی هست که توان شاخت سریال یا فیلمی جاسوسی و پلیسی دارد، باید از او دعوت کرد تا به مطالعه بخش ترور شهدای هسته ای بپردازد و فیلمش را بسازد. بگذریم که حتی شاید در میانه این مسیر، سنگی به کله اش خورد و دغدغه مند هم شد!
بهر حال آن چه مشخص است این که در زمینه پرداخت به شهدای هسته ای به انتشار چند کتابو برگزاری چند همایش اکتفا نموده ایم و این حق آن شهدای بزرگوار را ادا نمی کند.
ثبت: ۱۳۹۵/۱۰/۲۰

نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی:
Captcha