ارسال به دوستان

اختصاصی نما:

مرتبه ای بالاتری از عدالت

سبك زندگی اقتصادی مطلوب اسلام مبتنی بر سه ارزش قناعت در مصرف، پركاری در تولید و انفاق مازاد مصرف است. این سبك زندگی اقتصادی سبب ایجاد تعادل در سطح خرد و كلان می شود.

معصومه کرمی- در میان مباحث مرتبط با سبك‌زندگی، که ما معمولا به مباحث ظاهری توجه می کنیم، اقتصاد و یا بعد اقتصادی ســبك‌زندگی، اهمیت بسیاری دارد که معمولا بدان کم توجه می شود. سبک زندگی اقتصادی بعدی از سبك‌زندگی اجتماعی است كه به شــیوه خاص تعاملات و رفتارهــای اقتصادی یک فرد،گروه یا جامعه اطلاق می شــود.
سبك‌زندگی اقتصادی مطلوب در اسلام متأثر بر ارزش های اصیل اسلامی به خصوص ارزشهای اسلامی در عرصه تولید، مصرف و توزیع اســت. در بینش اسلامی، اقتصاد اصل و زیربنا نیســت؛ بلكه یكی از مؤلفه های ضروری جهت تحقق ســعادت بشر است. به بیان دیگر، اسلام تولید، مصرف و توزیع را به عنوان اهداف غایی در نظر نمیگیرد؛ بلكه این امور از این، حیث که اهدافی مقدمی جهت دستیابی به قرب و تقرب خداوند هستند(نجم/ 42 ، علق/8) مطلوب قلمداد می شوند.
در سبك‌زندگی اقتصادی مطلوب اسلامی، ارزش های پركاری، قناعت و ایثار به ترتیب در تولید، مصرف و توزیع ترویج می شــود. ترویج این ارزشها باعث بهبود اوضاع اقتصادی در دو سطح خرد (وضعیت اقتصادی افراد) و کلان (وضعیت اقتصادی جامعه) می شود.
برای تبیین ســبك‌زندگی اقتصادی مطلوب در اسلام باید به الگوهای تولید، مصرف و توزیع در اقتصاد اســامی توجه كرد. در این نگاه، نه تنها هر یك از الگوهای ســه گانه مزبور كاركردی مناسب دارند؛ بلكه این الگوها در تركیب با یكدیگر نیز به تحقق اهداف نظام اقتصادی اسلام كمك می نمایند که نوشتار پیش روی، فقطه به دو جنبه تولید و توزیع می پردازد.


 سرمایه حلال در تولید

تولید و تلاش رمز بقای یك جامعه اســت. در بینش اسلامی، تولید تنها برای تأمین معاش نیســت؛ بلکه وسیله ای برای عمران و آبادانی زمین است كه بشــر بدان مأمور گشته است (هود/6)اسلام از نظر فکری با تأکید بر تولید نافع و رعایت سود عادلانه و نهی از تنبلی به دنبال ایجاد سبک زندگی متعادل و راکد گذاشتن سرمایه (توبه/ 34) به دنبال ایجاد سبک زندگی متعادل اقتصادی و ایجاد ثبات اقتصادی در جامعه اســت. اسلام با توجه به اهمیت تولید در زندگی فردی و اجتماعی بشــر، بر تولید پاک و تلاش انسان تاکید ویژه ای می کند. تا جایی که قرآن كریم به طور صریح، همه بهره مندیهای انسان را در گرو تلاش او میداند (نجم/39 ،نساء/32) از ســوی دیگر اسلام طیب نبودن تولید را نهی و بر بهره منــدی از رزق حلال تأکید دارد (نحل/114 ).
هنگامی ‌كه تولید با استفاده از سرمایه حرام و نامشروع انجام شود، محصول تولیدی طیب نیست (اعراف/58).در این سبک زندگی، سبک تولید فرد یا جامعه ایی که هدف اصلی آن فقط حداکثرسازی سود است، با کســی که برای نفس کار ارزش قائل اســت و کار را نوعی عبادت می داند، و هدف وی از کار کردن رضایت خداســت، متفاوت اســت. به همین دلیل تولید کننده مسلمان به هر قیمتی حاضر به کســب سود نیست؛ بلکه سودی در نظر وی مطلوب است که منجر به کسب رضایت خداوند متعال شود؛ ازاینرو حاضر به تولید کالاهای حرام و یا کسب درآمد از طریق ربا نیست.


جایگاه انفاق در فرهنگ توزیعی اسلام

انفاق در راه خداوند در قالب انفاق واجب و مستحب از جمله مؤلفه های محوری در فرهنگ توزیعی اسلام اســت. اسلام در کنار تشویق به پرداخت خمس و زكات، مؤمنان را به انفاق مستحب و ایثار در راه خدا ترغیب مینماید. ایثار هنگامی محقق می شود كه افراد نه تنها حقوق دیگران را پایمال نكنند؛ بلكه از آنچه خود دوســت دارند به دیگران ببخشند.
خداوند متعال در قرآن حكایت ایثار اهل بیت و مقدم داشــتن دیگران بر خود را به زیبایی بیان مینماید؛ زمانی كه آنان ســه روز متوالی افطاری خود را به یتیم، اسیر و مسكین بخشیدند(حشر/9). ایثار، مرتبه بالاتری از عدالت است؛ امیرمؤمنان علی(ع) در تفاوت ایثار و عدالت میفرمایند: عدالت آن اســت که بر اساس انصاف، حق مردم به آنها داده شود؛ ولی احسان آن است که علاوه بر ادای حقوق، بر آنها نیکی کنی.
تأکید اسلام و پیشوایان دینی بر فرهنگ ایثار تنها در بعد نظری نبوده بلکه پیشوایان دینی در عمل اهمیت این گزاره فرهنگی را نشــان داده اند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: همانا امیرالمؤمنین(ع) هزار بنده را با پولی که از دسترنج خویش به دست آورده بود آزاد فرمودند. زمانی که خشکســالی و قحطی در مدینه ظاهر شــد، امام صادق(ع) به کارگزار خوددستور دادگندم ذخیره منزل را در بازار بفروشد و مانند سایر مردم به صورت روزانه از آن به بعد نان منزل حضرت را ترکیبی از گندم و جو قرار دهد.
امام در این روایت در صدد توجه دادن عملی مردم به گسترش فرهنگ انفاق در زمان بروز سختیها هستند. در فرهنگ توزیعی اسلام تأکید نظام اقتصادی اسلام بر رفع نیازها از طریق کوشش و تلاش خود فرد اســت؛ به همین علت کســب روزی برای تأمین خود و خانواده واجب عینی اســت. با وجود این در جامعه افرادی وجود دارند که یا توانایی کار کردن ندارند و یا اینکه درآمد حاصل از کار آنها کافی نیســت. در این هنگام اسلام تأکید بر گسترش فرهنگ انفاق و ایثار دارد.
تاکید اسلام بر فرهنگ ایثار و انفاق ناشی از اعتقاد به وجود حیات جاودانه و جنبه مقدمی دنیا برای آخرت است. البته ایثار در فرهنگ اسلامی محدود به چارچوب مشــخصی اســت و اینگونه نیست که فردی که همه زندگی خود را در راه خدا انفاق کند، لزوما فردی مؤمن اســت؛ بلکه کسی که همه اموالش را در را خدا انفاق کند و برای خود و عیال خود چیزی نگذارد، اســراف کار معرفی شــده است؛ از اینرو انفاق هم محدود به این گزاره است که سبب نشود زندگی به زیر حد کفاف برسد.
ترویج سه ارزش پركاری، قناعت و انفاق به ترتیب در سه بخش تولید، مصرف و توزیع در ســبك زندگی اقتصادی اسلامی به مفهوم هدفگذاری افزایش تولیدات، كنترل مصرف در سطح كفاف و انتقال مازاد درآمد از طریق انفاق در راه خدا اســت؛
ازاینرو، سبک زندگی اقتصادی مطلوب اسلام مبتنی بر سه ارزش قناعت در مصرف، پرکاری در تولید و انفاق مازاد مصرف است. این سبک زندگی اقتصادی سبب ایجاد تعادل در سطح خرد و کلان می شود. بنابراین سبک زندگی اقتصادی اسلام در ســطح خرد، رفتار اقتصادی انسان را در سه بخش تولید، توزیع و مصرف هدایت كرده و در ســطح کلان، با معرفی نظــام اقتصادی در حوزه های تولید، توزیع و مصرف، انســان را به ســوی حیات طیب و پاكیزه كه در قرآن، هدف زندگانی انســان معرفی شده است، راهنمایی می‌كند. تفاوت اساسی سبک زندگی اقتصادی اسلام، با سایر مکاتب در آموزه ها و مفاهیم ارزشی آن نهفته است.


 نتیجه سرمایه حلال و انفاق در اقتصاد اسلامی

بر اساس آنچه بیان گردید، آموزه های اسلام زمینه ساز شكل گیری سبک زندگی اقتصادی است كه در آن انسان مسلمان تنها به دنبال کســب منافع شــخصی خود نیست؛ بلکه نفع جامعه را نیز مد نظر دارد. این رویه با كاستن از آسیب پذیریهای جامعه و ایجاد ثبات در ستونهای اقتصادی، نه تنها به تقویت كارآیی، هدر نرفتن منابع و حفظ محیط زیســت و منابع طبیعی كمك مینماید؛ بلكه باعث بهبود عدالت توزیعی در جامعه شده و مانع از ایجاد شكاف فاحش طبقاتی می شود. سبک زندگی اقتصادی اسلام با تأکید بر سازوکارهای ارزشی و باورها، به دنبال نگه داشتن مصرف در حد کفاف و انفاق درآمد مازاد بر کفاف اســت. اسلام بر مسلمانان واجب میکند که از مصارف تجملاتی و بالاتر از حد کفاف خودداری و قسمت یا تمام درآمد مازاد بر کفاف خود را به فقرا انتقال دهند؛ ازاینرو ســبب حذف تقاضاهای مازاد می شود. بدین ترتیب، تقاضاهایی که در تحقق عدالت مشــارکت مثبت ندارند و یا باعث انحراف از آن میشوند، حذف میشوند.
همچنین با تأکید اسلام بر تولید طیب و توجه به خیر اجتماعی در تولید، ســازوکار نابود کردن منابع یا اتلاف آنها (برای نمونه از بین بردن کالا به منظور بالا رفتن قیمت آن) را مجاز نمی داند؛ ازاینرو تولید نیز به سمت تقاضاهایی که سبب افزایش عدالت در جامعه می شود حرکت میکند و از اتلاف منابع جلوگیری می شود. با رواج این نوع ســبك‌زندگی اقتصادی، میزان تولیــدات طیب افزایش می یابد، مصرف در ســطح كفاف كنترل می شود؛ و مازاد درآمد در انفاق در راه خدا هزینه میگردد. چنین ساختاری از یک طرف ســبب می شود در بعد معنوی، انسان به قرب الهی و تعالی برسد؛ از طرف دیگر در بعد مادی سبب تخصیص بهینه همه منابع به روشی کارآمد و ایجاد عدالت توزیعی در جامعه می شود. این الگو، به واســطه مبتنی بودن به ارزشهای سه گانه طیب بودن تولید، قناعت در مصرف و انفاق مازاد درآمد بر حد کفاف سبب شكل گیری پیشرفت پایدار و حیات طیبه می شود. در این الگوی اجرایی، تدوین سیاســتهای پولی، مالی و فرهنگی جهت ایجاد و نهادینه كردن سبك‌زندگی اقتصادی مطلوب اسلامی و همچنین مدیریت مواجهه با مشکلات اقتصادی ضروری است.
ثبت: ۱۳۹۶/۲/۲۸

نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی:
Captcha