كارنامه یكساله نظامی ترامپ و مواضع احزاب سیاسی در برابر آن؛

دولتِ مستِ تفنگدار

حدود یك سال از عمر دولت ترامپ می‌گذرد و در این میان لزوم بررسی سیاست ها امنیتی و نظامی آن احساس می شود
پوریا پرندوش - پژوهشگر- حدود یک سال از عمر دولت ترامپ می‌گذرد و در این میان لزوم بررسی سیاست ها امنیتی و نظامی آن احساس می شود. لازم به ذکر است که با توجه به عمر کوتاه دولت ترامپ و اقدامات بعضا متناقض وی،‌ امکان دریافت دکترینی در حوزه امنیتی وجود ندارد و نیاز به زمان بیشتری دارد. همچنین،‌ سال مالی 2018 اولین سالی است که ترامپ لایحه بودجه دفاعی خود را به مجلس برده است و در لایحه بودجه سال گذشته نقشی نداشته است. از طرفی به نظر می رسد که ترامپ درصدد کسب منافع حداکثری اقتصادی از سیاست های امنیتی خود است و این در راستای ناسیونالیسم آمریکایی ای است که در کمپین انتخاباتی او توسط خودش تاکید شده بود. در این راستا مشروط کردن همکاری با ناتو در قالب مشارکت در تامین هزینه ها،‌ افزایش فروش سلاح به عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس،‌ افزایش فشار برای مبارزه با تروریسم در افغانستان و عراق و سوریه و همچنین افزایش شدت تحریم علیه کره شمالی را نیز می توان نام برد. به طورکلی تغییر محسوسی حداقل در کوتاه مدت که متوجه تحول در سازوکارهای امنیتی خاورمیانه و آسیای مرکزی باشد فعلا مشاهده نمی شود و نیاز به زمان بیشتری به منظور دریافت زوایای بلند مدت سیاست ترامپ در حوزه نظامی و امنیتی وجود دارد.

اقدامات قانونی

اداره امور کهنه سربازان: یکی از اقدامات قانونی موفقیت آمیز ترامپ را می توان انجام اصلاحات جدیِ قانونی در زمینه کهنه سربازان و مسئله آنها عنوان کرد. بحث اداره امور کهنه سربازانهمواره یکی از مسایل مهم داخلی و نظامی ایالات متحده به شمار می رفته است. لازم به ذکر است که این سازمان با داشتن بیش از 350 هزار عضو/کارمند دومین سازمان بزرگ دولتی ایالات متحده به شمار می رود. ترامپ توانست تحت قانوندر سال 2017 تمهیداتی تحت بحث سهولت دسترسی به پزشک، توانمندی کهنه سربازان،‌ تلاش در جهت کاهش مصونیت کارکنان و فراهم کردن سازوکاری بهتر برای استخدام نیروهای بهتر و خبره اتخاذ کند. طبق این قانون مصونیت پیشین کهنه سربازان که عملا اقداماتی غیرقانونی و در مواردی قانون شکنانه انجام می دادند تا حدود زیادی کاهش پیدا کرده و در صورت لزوم به اخراج نیروهای ناکارآمد اقدام می شود.این اقدام قانونی به طورکلی گامی مهم به منظور حمایت از نظامیان و کهنه سربازان تلقی می شود.

موفقیت در مبارزه با تروریسم؛ مورد داعش: ‌ایالات متحده در دوره ترامپ یک سوم مناطق تحت سلطه داعش را از کنترل این گروه خارج کرد. طبق اظهارات برِت مک گورک از سال 2014 27000 مایل از سرزمین های اشغال شده توسط داعش باز پس گرفته شده است که 8000 مایل آن در دوره ترامپ صورت گرفته است. طبق گزارش سایت نظامیِ ایر وارز در برهه زمانی 2017 که ترامپ مصدر امور را به دست گرفته است حملات هوایی شدیدا افزایشیافته است. تنها در ماه آگوست و سپتامبر بیش از دو هزار حمله هوایی صورت گرفته است، جالب اینکه کل این رقم از سال 2014 نزدیک به 9000 حمله هوایی است که بیش از نیمی از آن در یک سال تصدی ترامپ صورت گرفته است،‌ این البته در مورد حملات هوایی به داعش در عراق نیز صدق می کند.

بودجه ارتش برای سال مالی 2018
از مسایل مطرح دیگر که در حال تبدیل شدن به پارادایم قالب سیاست خارجی ایالات متحده ی ترامپ است اولویت آمریکا و بحث اولویت ناسیونالیسمبر سیاست انترناسیونالیسم لیبرال است. در این رویکرد جدید قرار بر افزایش توان نظامی ایالات متحده،‌ تلاش در جهت کاهش کمک های مالی و لجستیکی ایالات متحده به هم پیمانان به صورت یک جانبه، و از سوی دیگر کاهش و یا قطع کمک های مالی پیشین به سازمان های بین المللی و یا برخی کشورها است. اصل اساسی این رویکرد را می توان در دید منفی به محیط پیرامونی مشاهده کرد جایی که زیربنای رویکرد ترامپ زیستن در شرایط نه امنیت ملی که ناامنی ملی است. در راستای تقویت توان نظامی ایالات متحده،‌ در حالی که پیشتر کاهش هزینه های کلی دولت در دستور کار بود و از اواخر دوره بوش تا زمان ترامپ بحث کاهش بودجه ارتش در قالب توازن بخشی به بودجه مطرح بوده است اگرچه به طور خاص چندان رعایت نمی شده است. در راستای افزایش بودجه ارتش ترامپ در مصاحبه ای که در 26 ژانویه 2017 با خبرنگار شبکه خبری فاکس نیوزانجام داد گفت که بودجه متوازن دیگر اولیت اصلی را ندارد و در ادامه می افزاید که « ارتش قوی از هر چیزی برای من مهم تر است».

در راستای مسایل مطرح شده فوق، قرار بر افزایش تعداد نیروهای نظامی ایالات متحده و تقویت آن هاست. اگرچه سنا و مجلس نمایندگان بر سر تعداد و میزان افزایش نیروها توافق نکرده بودند. مطاابق آن،‌ قرار بر تخصیص 625 میلیارد دلار در سال مالی 2018 برای ارتش است، و بحث اصلی بر سر افزایش 17 هزار سرباز جدید است و این درحالی است که مجلس سنا افزایش 6000 نفری را مد نظر دارد. از سوی دیگر کاخ سفید در بودجه اولیه خود، 575 میلیارد دلار پیشنهاد داده است و به دنبال حفظ 1 میلیون و 18 هزار نفر کنونی ارتش ایالات متحده است. آنچه که میتوان قاطعانه تر درباره آن اظهار نظر کرد اینکه به نظر می رسد که حداقل رشد ارتش در سال جدید 7500 و حداکثر آن حدود 20 هزار نفر خواهد بود.

ترامپ در بودجه جدید در تلاش است تا 54 میلیارد دلار به بودجه پنتاگون اضافه کند،‌ این افزایش معادل 10 درصد رشد نسبت به بودجه سال پیش می باشد؛ لازم به ذکر است که بودجه سال مالی 2017 مربوط به ماه اکتبر آن سال که توسط اوباما ارائه شده است و این افزایش اگرچه نمی توان گفت که غیر نرمال و عجیب است لکن به هرحال نمود تغییراتی در کلیت رویکرد تقویت توان دفاعی است.

امضای لایحه دفاعی افزایش حقوق نیروهای مسلح: در دسامبر 2017 ترامپ لایحه دفاعی ای را امضا کرد که از افزایش حقوق گرفته تا افزایش تعداد نیروها را در بر میگیرد. در هنگام امضای لایحه تقویت نیروهای نظامی ترامپ گفت: این قانون قدرت و توان نیروهای ما را افزایش داده و ما را قادر به پیروزی در جنگ می کند.


بررسی راهبرد ترامپ در سند استراتژی امنیت ملی دسامبر 2017

در راستای ناسیونالیسم ترامپ ، سه مساله کلان را در اولویت دهی به آمریکا پیشنهاد داده است: دولت باید آمریکا در اولویت اصلی سیاست خارجی خود قرار دهد،‌ مرزهای خود را تقویت کند، توافق نامه های تجاری و بین المللی ای را که ناعادلانه می بیند را نادیده گرفته و از آنها خارج شود و به تقویت ارتش مبادرت ورزد. درحالی که دو راهبرد امنیت ملی ایالات متحده در دوره اوباما همکاری با متحدان و شرکای اقتصادی است، راهبرد ترامپ همکاری با متحدان را تا آنجا به رسمیت می شناسد که در محوریت منافع ایالات متحده بمانند. همچنین راهبرد ترامپ به نوعی بازگشت به جنگ سرد با تاکید بر سلاح های هسته ای است. ترامپ سلاح هسته ای را پایه قدرت آمریکا معرفی می کند: « اساس راهبرد ما حفظ صلح و ثبات برای جلوگیری از اقدامات متجاوزانه علیه ایالات متحده است.» دکترین ترامپ جهان را حول محور رقابت برای نفوذ سیاسی و امنیتی می بیند. در نسخه پیش نویسپلان امنیت ملی دولت ترامپ آمده است که: «چین،‌روسیه و سایر بازیگران دولتی و غیردولتی برآنند که ایالات متحده اغلب جهان را در دوگانه ای می بیند که در آن دولت ها یا در جنگ و یا در صلح با یکدیگرند، که در واقع ایالات متحده جهان را حوزه رقابت دایم می داند».... . در همین راستا، در سند استراتژی امنیت ملی ترامپ که در 18 دسامبر 2017 از آن رونمایی شد، روسیه و خصوصا چین به عنوان تهدیدات بالقوه و واقعی در کنار ایران و کره شمالی به عنوان دولت های سرکش نام برده شده است. همچنین در این سند از چین و روسیه به عنوان قدرت های «تجدید نظر طلب» نام برده شده است که می خواهند «جهانی را در ضدیت با ارزش ها و منافع ایالات متحده شکل دهند». نکته قابل توجه اینکه راهبرد جدید امنیت ملی در دولت ترامپ هرگز از اصطلاح «حمله پیش دسته» استفاده نکرده است و این حتی در بحث از تهدید کره شمالی هم رعایت شده است. البته این درحالی است که مشاور امنیت ملی ترامپ، ژنرال مک مستر،‌ می گوید که در صورتی که دیپلماسی و تحریم با شکست مواجه شود ممکن است «حمله پیش دستانه»، یایک جنگ پیشگیرانه نیاز باشد تا کره شمالی را از حمله به آمریکا و منافع این کشور باز دارد. از سوی دیگر،‌ برای اولین بار در راهبرد آمریکا محوری تحت عنوان شکوفایی آمریکا اضافه شد که در طی آن امنیت اقتصادی را مرادف با امنیت ملی درنظر گرفته است که در واقع رشد،‌ شکوفایی و توسعه اقتصادی را برای قدرت آمریکا و تاثیر آن در خارج ضروری می داند. در این سند بالادستی امنیت ملی هم چنین بر توسعه و بازسازی زیرساخت ها تاکید شده است و سلطه بر منابع انرژی و در این زمینه و همچنین خود-کفایی را در آینده ضروری میداند.» به بیان دیگر سند راهبرد امنیت ملی آمریکا به گفته ترامپ چهار محور مهم دارد که شامل:‌ محافظت از سرزمین، افزایش رفاه، حفظ صلح از طریق قدرت، و پیشبرد نفوذ و تاثیر آمریکا.

درسایت کاخ سفید و در تشریح موفقیت سیاست های نظامی و امنیتی ترامپ موارد زیر برشمرده شده است:

ü همکاری با کنگره به منظور افزایش بودجه دفاعی، بازگرداندن بحث کاهش بودجه ارتش،‌ افزایش توان نظامی، و مدرنیزه کردن توانایی ها

ü حمایت از افتتاح مرکز مبارزه با ایدئولوژی افراطی در عربستان سعودی در جریان سفر به عربستان

ü افزایش فشار بر ایران خصوصا در بحث موشک های بالستیک، تحریم حداقل 25 نهاد و فرد درگیر در پرونده موشک های بالستیکی ایران، و تحریم های افراد مرتبط با سپاه قدس، تشدید حملات علیه داعش و شکست داعش در عراق و سوریه

ü تلاش درجهت افزایش حداکثری فشار بر کره شمالی و اجبار بازیگران مهم برای تحریم حداکثری پیونگیانگ و اقداماتی از این دست

جمع بندی
در بررسی راهبرد ترامپ و کارنامه او چند نکته لازم است که مدنظر قرار داده شود:‌ اول اینکه دولت ترامپ بودجه دفاعی دولت اوباما را طبق قوانین موجود در سال اول اجرا کرده بوده و برای اولین سال است که اقدام به ارائه لایحه بودجه دفاعی-امنیتی کرده است. در این راستا ترامپ افزایش 10 درصدی بودجه نظامی را نسبت به سال قبل پیشنهاد داده است که از سوی دیگر به افزایش تعداد نظامیان از 7 تا 20 هزار نفر نیز منجر خواهد شد. دوم، مساله دکترین سیاست خارجی است که به سیاست امنیتی ارتباط پیدا می کند. ترامپ سعی داشته است که به صورت یک جانبه تر دست به اقدام زده و در واقع از الگوی نظم بین الملل لیبرال به الگوی ناسیونالیستی متمایل شود. همچنین اقدامات قانونی ای را نیز توسط کنگره به تصویب رسانده که از آن جمله می توان سازمان دهی بهتر به مساله کهنه سربازان، افزایش حقوق نظامیان، افزایش قراردادهای نظامی کلان به منظور ایجاد اشتغال در داخل و سپردن مسوولیت دفاعی به برخی از متحدین منطقه ای اشاره کرد. به طورکلی اگرچه ایالات متحده در دوره ترامپ اقدام علنی در به رسمیت شناختنِ جدیِ تهدید چین، ایران،‌ سوریه و کره شمالی کرده است لکن مساله اصلی اینکه متن سند امنیت ملی ایالات متحده و سیاست های واقعیِ ترامپ نیز نشان دهنده یک راهبرد کلان و جامع حداقل تاکنون نیست. یکی از مسایل مهمی که قابل توجه به نظر می رسد اینکه ظاهرا از قدرت اجبارگری ایالات متحده در دوره ترامپ تا حدود زیادی کاسته شده است و این فضای کنش باز تری را برای ایران و برخی کشورهای معارض با ایالات متحده پدید آورده است. دلیل این را به طورکلی می توان در تضعیف اتحاد دفاعی-راهبردی با هم پیمانان ایالات متحده مشاهده کرد که در دوره ترامپ و طبق سند امنیت ملی دسامبر 2017، به نظر این هم پیمانی حداقل از نظر واشنگتن مشروط به دنباله روی از سیاست های آمریکا است. از طرفی در دوره ترامپ توازن دو بخش نظامی- سیاسی به سود بخش نظامی بر هم خورده است که می توان نشانه های آن را در تغییر رویکرد نسبت به افغانستان مشاهده کرد. ترامپ نشان داده است که البته در حوزه مبارزه با تروریسم تا حدی جدی است و در همین راستا به قطع کمک های نظامی به پاکستان نیز پس از اینکه به صورتی عملی پیش از آن و در هنگام اعلام راهبرد جدید افغانستان از سیاست حمایت از طالبان پاکستان انتقاد کرده و تهدید کرده بود اقدام کرد. این به نوبه خود پیامدهای ژئو-استراتژیک و ژئو-پلتیکی عمیقی در نزدیکی پاکستان به چین و روسیه و پیچیده شدن مبارزه با تروریسم در افغانستان را به دنبال خواهد داشت. همچنین لازم به ذکر است که در کتاب شاخص نظامی ایالات متحده برای سال 2018 ایران هنوز هم تهدید فعال تلقی می شود درحالی که در راهبرد امنیت ملی دسامبر 2017 نیز ایران در کنار کره شمالی و سوریه دولت های سرکش و تهدید علیه منافع آمریکا محسوب شده بودند.
ثبت: ۱۳۹۷/۳/۲۷