سیره حضرت فاطمه معصومه(س)در گفتگو با پژوهشگر تاریخ تشیع:

هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) سفری زینب­ گونه بود

می توان سفر حضرت معصومه (س) به ایران را سفری زینب گونه تلقی كرد كه ضمن برملا كردن ظلم و ستم عباسیان، نقاب از چهره نفاق مأمون برداشت. در زمانی كه تبلیغات حكومتی مأمون می خواست از طریق ولایتعهدی، چهره پلید خلافت خو را پاك كند، سفر شخصیت های درجه اول خاندان عصمت و طهارت به ایران همچون حضرت معصومه(س) این تبلیغات را خنثی كرد



گفتگو نفیسه زارعی- اینکه یک زن به مقام معنوی و در کنار آن جایگاه اجتماعی بالایی دست پیدا کند موضوعی است که از صدر اسلام مورد توجه و اهمیت قرار داشته است؛ حضرت فاطمه معصومه از این دست از بانوان است که حیات فردی، اجتماعی و سیاسی او مبین تاریخ سازی ایشان است بررسی سیر زندگی وی . با نگاهی نواندیشانه و تازه موضوعی است که ما را به سراغ دکتر زهرا ساجدی؛ پژوهشگر تاریخ تشیع و مدرس حوزه برد و با او به گفتگو نشستیم:


یکی از سوالات مهم تاریخی، علت سفر حضرت معصومه(س) به ایران است، از دیدگاه شما علت این سفر چه بوده است؟

همانطور که در تاریخ به ثبت رسیده است، امام رضا(ع) در سال ۲۰۰ هجری به اجبار از طرف مأمون راهی مرو یا همان خراسان امروز شدند، باید توجه داشت پس از شهادت امام کاظم(ع)، فرزندشان حضرت امام رضا(ع) عهده دار سرپرستی خاندان ایشان شدند و حضرت معصومه(س) در آن زمان ۱۰ ساله بودند البته امام رضا(ع) خواهران دیگری هم داشتند، اما از میان آنها انس بیشتری بین ایشان و حضرت معصومه(س) وجود داشت. در مدت یک سالی که از اقامت ایشان در ایران می گذشت، بارها حضرت معصومه(س) در نامه های خود از دوری و فراق برادر شکوه و شکایت کردند تا اینکه ثامن الحجج(ع) که بیشتر از آن نمی توانستند دوری خواهر را تحمل کنند، نامه­ ای نوشتند و خواهرشان را به خراسان دعوت کردند. با دعوتنامه امام رضا (ع)، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر، مدینه را به قصد مرو ترک کردند. زمانی که ایشان و همراهانشان به ساوه رسیدند، اهالی ساوه که در آن زمان از دشمنان سرسخت اهل بیت (ع) بودند، به کاروان حضرت حمله ور شدند و جنگ سختی درگرفت و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه به شهادت رسیدند. به عقیده برخی از مورخان، امامزادگانی چون سیداسحاق، سید ابوالرضا و سیدعلی اصغر در ساوه و هارون بن موسی الکاظم (ع) در اطراف ساوه، جزو همراهان حضرت معصومه (س) بودند که به دستور مأمون به شهادت رسیدند. حضرت معصومه(س) نیز در شهر ساوه بیمار شدند و از آن جایی که قم از دیرباز مرکز شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) بود، ایشان را به قم آوردند و «موسی بن خزرج» که از شیعیان به شمار می رفت، حضرت معصومه(س) را در سرای خود، منزل داد و در نهایت کریمه
اهل بیت(ع) پس از اقامت ۱۷ روزه در قم به دیدار حق شتافتند و در همین شهر نیز به خاک سپرده شدند و امروز بارگاه مطهرشان زیارتگاه همه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است.


یکی از مهمترین اهداف سفر حضرت معصومه(س) به ایران تبلیغ و نشر دین است، به نظر شما این سفر چه کارکردهایی را به همراه داشت؟

باید توجه داشت که سفر حضرت فاطمه معصومه(س) به ایران تنها برای دیدار صرف برادرشان حضرت امام رضا(ع) نبود، بلکه آن بانوی بی مثال می خواستند در این مسیر به نشر و تبیین معارف اسلامی بپردازند. ایشان به خوبی می دانستند موقعیت امام رضا (ع) در دستگاه خلافت مأمون، فرصت خوبی برای تبیین ارزش های دینی است، بنابراین در مسیر سفر به ایران از هیچ فرصتی برای تبلیغ امامت و مذهب تشیع فرو گذار نکردند و بر این اساس می توان سفر حضرت معصومه (س) به ایران را سفری زینب گونه تلقی کرد که ضمن برملا کردن ظلم و ستم عباسیان، نقاب از چهره نفاق مأمون برداشت. در زمانی که تبلیغات حکومتی مأمون می خواست از طریق ولایتعهدی، چهره پلید خلافت خو را پاک کند، سفر شخصیت های درجه اول خاندان عصمت و طهارت به ایران همچون حضرت معصومه(س) این تبلیغات را خنثی کرد و شاید به همین دلیل است که سفر حضرت معصومه(س) برای دیدار برادر ناتمام ماند و در نهایت با رحلت شهادت ­گونه خود، مسیر احیای دین را در جاده ای دیگر طراحی کردند و قم به عنوان مهمترین پایگاه نشر دین تثبیت شد. حضرت فاطمه معصومه عملا نقشی شبیه به بانوی مصیب دیده کربلا خانم حضرت زینب (س) داشتند که در مسیر دفاع از ولایت و همراهی برادرش ذره­ای از حمایت و عشق و علاقه این دو بانو کاسته نشد. لذا باید گفت حضرت فاطمه معصومه(س) در مرحله بالایی از عصمت و طهارت قرار داشتند و همه علم لدنی خود را دایه دار ولایت مداری می‌دانستند و این بانو چه در زمان پدر و چه در زمان برادرشان همچون پروانه ­ای در اطراف شمع ولایت بوده اند. 

به نظر شما چرا به حضرت معصومه (س) لقب محدثه داده شده است؟
همانطور که می­دانید متاسفانه حضرت فاطمه معصومه (س) کمتر معرفی شده اند و این در حالی است که درباره شخصیت ایشان جای بحث بسیار است و بنابر آنچه در روایات و معارف آمده است ایشان از همان دوران کودکی مسلط بر معارف اسلامی بوده اند