بایدها و نبایدها در مدگرایی

مدگرائی مثبت به معنای اقتباس از پیشرفت‌های اجتماعی دیگران و به كاربردن دستاوردهای مثبت تمدنی دیگران ضمن بر طرف ساختن كاستی‌های حیات اجتماعی از دچار شدن زندگی انسان‌ها به یك نواختی پیشگیری كرده و روز به روز بر استحكام بیشتر پایه‌های زندگی كمك می‌نماید. باید دانست كه انسان به گونه‌ای آفریده شده كه از حالت یكنواختی گریزان و در مقابل از تحول و نوآوری در زندگی استقبال می‌كند.
سید موسی بلادیان- بسیاری از اوقات در خیابان‌ها و میادین شهر دختران و پسرانی جوان و نوجوان را می‌بینیم که لباس‌هایی را پوشیده‌اند که تناسبی با فرهنگ ایرانی و اسلامی ندارند. شلوارها سائیده شده و یا حتی در مواردی پاره به نظر می‌رسد و زمانی که علت آن پرسیده می‌شود می‌گویند این مد است. مد واژه ایست که در لغت به معنای سلیقه، اسلوب، روش و شیوه و ... به کار می‌رود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقه‌ای موقتی که برای ذوق و سلیقه افراد یک جامعه و سبک زندگی، از جمله مشکل لباس پوشیدن، نوع آداب پذیرایی و معاشرت و تزئین و معماری خانه و ... را تنظیم می‌کند (فرهنگ معین ج ۳ ص ۳۹۵۷ )

بنابراین می‌توان گفت، مد به تغییر سلیقه ناگهانی و مکرر همه یا برخی از افراد یک جامعه اطلاق می‌شود و منجر به گرایش بد رفتاری خاص، یا مصرف کالای به خصوصی، یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی می‌شود. البته پدیده مد همیشه در تاریخ بشر بوده است و منحصر به عصر ما نیست. اگر این پدیده آگاهانه و با انتخاب و متناسب با فرهنگ و در چار چوب‌های فکری و اعتقادی جامعه صورت گرفته باشد نه تنها موجب پیدایش نارسایی فرهنگی و اجتماعی نمی‌شود بلکه به عنوان یک دستاورد اجتماعی، به رشد جوامع کمک نموده و زمینه آراستگی مناسب جنبه ظاهری زندگی مردم و افراد را فراهم کرده است.

مدگرائی مثبت به معنای اقتباس از پیشرفت‌های اجتماعی دیگران و به کاربردن دستاوردهای مثبت تمدنی دیگران ضمن بر طرف ساختن کاستی‌های حیات اجتماعی از دچار شدن زندگی انسان‌ها به یک نواختی پیشگیری کرده و روز به روز بر استحکام بیشتر پایه‌های زندگی کمک می‌نماید. باید دانست که انسان به گونه‌ای آفریده شده که از حالت یکنواختی گریزان و در مقابل از تحول و نوآوری در زندگی استقبال می‌کند.

این تمایل در حالت عادی و در صورتی که پذیرش تحول نوآوری از روی آگاهی و به صورت تدریجی صورت پذیرد، ظاهر زندگی آدمی را خوشایند و دلپذیر می‌سازد و چنانچه از حالت طبیعی خود خارج شود جنبه انحرافی پیدا کرده و آثار سوئی به بار می‌آورد. به عنوان مثال میل به خود آرایی که ریشه در کمال جویی و زیبا پسندی فطری انسان دارد اگر از روی غفلت، یا در نتیجه افراط و تفریط و یا تحت تأثیر القائات غلط از مسیر تعادل خارج شود سر از اموری چون خود نمایی، فخر فروشی، مد پرستی و ... در می‌آورد و نتیجه آن هوس بازی، رقابت‌های غلط و اسراف و تبذیر خواهد شد و ممکن است انسان را به حیوانی پست تبدیل نماید که خود باختگی و تقلید کورکورانه از دیگران، فخر فروشی، احساس حقارت و خود کم بینی نیز از خطرات آنست.

اسلام به عنوان یک مکتب حیاتبخش که پاسخگو به تمام خواست‌های فطری و نیازهای اصیل انسانی است به مسئله زینت و زیبایی عنایت خاص دارد و حس زیبایی را یکی از ویژگی‌های مخصوص انسان می‌داند که ریشه در فطرت او دارد و منشاء تمام هنرهای انسانی همین حس است و خود آرایی و زینت به عنوان بخشی از حس زیبایی نه تنها مردود نیست بلکه موجب تعالی و رشد افراد جامعه می‌شود. در مقابل پرهیز از خود آرایی، پریشانی و ژولیدگی چون با خواست فطری انسان در تعارض است به تدریج اثرات منفی در روان آدمی می‌گذارد و افسردگی روحی و عدم تعادل روانی نتیجه آنست.
ثبت: ۱۳۹۷/۴/۲۸