نگاهی جامع به مسئله اتانازی یا مرگ آسانِ اختیاری

آیا اسلام درباره مرگ ترحمی پاسخی دارد؟

اسلام دائماً به انسان هشدار می دهد كه زندگی وی منحصر به این دنیا نیست بلكه یك زندگی ابدی در پیش دارد. از سوی دیگر اگر زندگی انسان همراه با سختی و رنج و تلاش باشد، قطعا درپی این سختی نعمت مهمی دستگیر وی خواهد شد. چنان كه در قرآن كریم آمده است: «إنّ مع العُسر یُسرا» (به درستی كه با هر سختی آسانی است.)
سعید آقایی- اتانازی یکی از مسائل مهم در عرصه مختلف پزشکی، از جمله روانشناسی و بیماری های لاعلاج مانند سرطان های وخیم و در عرصه حقوقی و فقهی است. پیشرفت علم از یک سو و راحت طلبی انسان معاصر از سوی دیگر، باعث شده که نگاه های نوینی به مسئله مرگ و راه های رسیدن به مرگ پیش روی انسان معاصر قرار گیرد. در این میان مساله مرگ ترحم آمیز به خاطر انگیزه و داشتن شرایط مناسب از جمله رضایت و اذن بیمار، تفاوت های مهمی را با قتل عدوانی و مجرمانه ایجاد کرده است. قابل توجه است که در اسلام این دسته از مرگ ها با خودکشی تفاوت ندارد، فقط مجازات آن ها در قانون مجازات اسلامی در حالات مختلف فرق دارد. آنچه از تحقیق حاضر به دست آمده حرمت تکلیفی مرگ ترحمی در صورت های گوناگون است. درحالی که حکم وضعی آن یعنی ثبوت قصاص و دیه در برخی موارد که اشاره خواهد شد تفاوت دارد.

مرگ ترحمی یا اتانازی که واژه ای یونانی به معنای مرگ خوب و آسان است و در فرهنگ های انگلیسی به فارسی مانند آکسفورد، اتانازی را به معنای کشتن دلسوزانه یا مرگ آسان یا مرگ بی درد یا خوش مرگی و یا کشتن انسان یا جانور از روی ترحم به خاطر نجات جان بیمار از درد و غیره آمده است. در زبان عربی از بِه مرگی تعبیر شده یا عناوینی مثل القتلُ الشَفَقَه یا القتلُ الرَّحِیم یا قتلُ المَرحَمَه یاد می کنند. در اصطلاح یعنی بیمار به درخواست خودش به صورت طبیعی و آرام بمیرد که خود این امر مصادیق متعددی دارد.

کسانی که در این نوع از شرایط قرار می گیرند بیشتر بیماران لاعلاج هستند یا از کسانی که از یک بیماری شدید روحی و افسردگی حاد و یا بیماری های دیگر مانند معلولیت رنج می برند.

در برخی کشور ها مانند هلند، سوئد، بلزیک و چند ایالت از ایالات آمریکا شامل اورگان، واشنگتن و مونتانا از اتانازی به روش غیرمستقیم و به صورت قانونی استفاده می شود. البته کمیسیون پزشکی باید وضعیت بیمار را بررسی کند و نظر قطعی را بدهد. در سوئد کلینیکی وجود دارد که بیمارانی که راه درمانی ندارند از سراسر اروپا به آنجا سفر می کنند و از مدت ها قبل وقت می گیرند تا به آنجا بروند و اقدام به اتانازی کنند. در استرالیا هم که ظاهرا اتانازی غیر قانونی است یک بیمارستان دریایی مجهز روی یک کشتی اتانازی انجام می دهد!

سوال اساسی در این بحث برای ما این است که اتانازی از نظر فقه و اخلاق اسلامی چه حکمی دارد؟ اساساً با جدید بودن این مسئله آیا اسلام پاسخی منطقی و عقلانی نسبت به این پرسش مذکور را دارد یا خیر؟

انواع مرگ اتانازی

قتل ترحمی را می توان در یک تقسیم بندی به چهار بخش تقسیم کرد:

1- قتل داوطلبانه، یعنی فرد بیمار از دیگری می خواهد تا او را به کام مرگ بفرستد یا در این راه به او کمک کند.

2- قتل غیر داوطلبانه، درصورتی است که بدون رضایت فرد بیمار و بدون نظر فرد مرگ انجام شود مانند توقف درمان بیمار و یا قطع اکسیژن یا جلوگیری از دیالیز و غیره.

3- اتانازی مستقیم، به مواردی گفته می شود که اقدام خاصی برای پایان دادن به زندگی بیمار صورت می گیرد.

4- اتانازی غیر مستقیم، به مواردی گفته می شود که درمان ها و یا دستگاه های مراقبت بیمار کنار گذاشته شود، در شرایطی که هیچ کمکی برای بهبود وضعیت بیمار نمی کند.

ادله اندیشمندانِ موافق اوتانازی
موافقان اوتانازی دلایلی را برای درست نشان دادن این عمل بیان می کنند. عقیده آن ها بدین شرح می باشد. اگر شخصی از بیماری لاعلاجی رنج بسیار می برد در مواردی به نفع اوست که بمیرد. اگر مردن به نفع کسی است پس خودکشی نیز به نفع اوست."هیوم" و"میل" معتقدند که خودکشی امری خصوصی و مربوط به افراد است. حتی "شوپنهاور" می گوید که هیچ کسی در جهان چیزی بزرگتر و بالاتر از حیات خویش در اختیار ندارد. برخی بر این عقیده اند که انسان مالک و مختار خویش است تا هنگامی که از لذایذ زندگی بهرمند می شود به زندگی خود ادامه دهد ولی اگر زندگی تلخ و ناگوار شد حق دارد بدان خاتمه دهد. برخی مسئله اقتصادی مخارج را مطرح کرده اند مبنی بر این که زنده نگه داشتن بیماران در حالی که فایده بخش هم نیست و در نهایت باوجود درد و رنج فراوان خواهند مُرد، جز اسراف و هدر دادن منابع و صَرف بیهوده مخارج نمی باشد و بهتر است جلوی ضرر را گرفت. برخی در این باب بر این باورند که پزشک با از بین بردن بیمار مبتلا به مرض لاعلاج هم خود بیمار و هم بستگان اورا از شر او آزاد می کنند.


اتانازی از دیدگاه اسلام

بیمار اگر مومن و دین دار باشد تحمل درد و رنج و صبر و بردباری در برابر آن موجب بخشش گناه نسبت به خداوند می شود و تزکیه نفس و تخفیف مجازات و یا افزایش درجات و رسیدن به ثواب های بیشتر اخروی می شود؛ همچنین در روایات داریم که بعضی از بیماری ها باعث تقرب می شود و از بهترین مرگ ها، مرگ هایی است که با بیماری و به مرور زمان از دنیا بروند. در فقه لفظ "مرگ ترحمی" نیامده ولی اسلام این نوع مرگ را خودکشی به حساب می آورد. چنان که اسلام "حیات" را امانتی در دست انسان می داند و حق مرگ را برای انسان به رسمیت نمی شناسد و رضایت مقتول یا انگیزه قاتل هیچ تاثیری در ماهیت قتل و حرمت این امر ندارد و اسلام چنین کاری را قبول نمی کند. در کتاب اصول کافی جلد 7 روایتی از امام صادق(ع) آمده که فرمودند: «هرکس عمداً خودکشی کند همیشه در آتش دوزخ خواهد بود و قتل نفس از گناهان کبیره شمرده شده که قابل بخشش نیست.»

مرگ ترحمی از دیدگاه اخلاق
از منظر اخلاق، کمال و سعادت انسان ها در گرو رفتار و اندیشه و اعمال دنیایی است. به تعبیر دیگر این دنیا مقدمه ای برای دنیای اخرت است و در روایت از امیرالمؤمنین نقل شده که «الدنیا المزرعة الاخرة» یعنی سعادت یا شقاوت ابدی و اخروی انسان در گرو اعمال کنونی اوست و هرکاری که دراین دنیا انجام دهد نتیجه اش را در آن دنیای ابدی خواهد دید. اسلام دائماً به انسان هشدار می دهد که زندگی وی منحصر به این دنیا نیست بلکه یک زندگی ابدی در پیش دارد. از سوی دیگر اگر زندگی انسان همراه با سختی و رنج و تلاش باشد، قطعا درپی این سختی نعمت مهمی دستگیر وی خواهد شد. چنان که در قرآن کریم آمده است: «إنّ مع العُسر یُسرا» (به درستی که با هر سختی آسانی است.) بنابراین خودکشی یا درخواست قتل از دیگران امر ناستوده و ناپسند و خلاف دین و خلاف حقیقت زندگی و فلسفه حیات است و از سوی دیگر کمک کردن شخص برای این مسئله امری قبیح می باشد.در قرآن کریم آیه هایی وجود دارد که دلیل بر این مطلب می باشد آیه 92 سوره مبارکه نساء می فرماید: «هیچ مؤمنی نباید مومن دیگر را به قتل برساند.» در آیه 151 سوره مبارکه انعام می فرماید:«و کسی را که خدا جان و خون او را حرام کرده نکشید مگر به حق.» درسوره مبارکه اعراف آیه 88 می فرماید:«بگو من نسبت به جانم هیچ سلطه ای ندارم مگر به آنچه که خدا بخواهد.» در سوره مبارکه توبه آیه 116 می فرماید:«همانا خداوند مالک آسمان ها و زمین است و اوست که زنده می کند و می میراند شما به غیر از خداوند سرپرست و یاوری ندارید.»

در این میان هیچ بعید نیست بیمارانی به دلیل پیشرفته بودن بیماری و شدت اختلالات عضوی یا نبود امکانات لازم درمانی و یا واگیردار بودن مریضی شان و یا علی رغم اقدامات و تلاش های پزشکی، از دست بروند و فوت کنند، در این صورت پزشک و دیگر عوامل ضامن نبوده و تقصیری متوجه آنان نیست. لیکن شکی نیست اگر مردن بیمار در اثر بی توجهی و بی مبالاتی یا فوت وقت یا بی دقتی و سرسری گرفتن درمان یا تجویز و درمان اشتباه باشد او در مرگ بیمار ضامن است. در کتاب شریف کافی روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است که حضرت فرمودند: «هرکس بدون تخصص به کار طبابت بپردازد ضامن است.»

نظر مراجع چیست؟
مطابق نظر قاطبه مراجع این عمل در هر صورت حرام است. چه به درخواست فرد بیمار باشد چه به درخواست شخص نباشد. اما اگر به درخواست خود فرد باشد و اثبات شود، از مجازات پزشک یا پرستار کاسته می شود.

اما درباره اینکه آیا دیه یا قصاص تعلق می گیرد یا خیر؟ عده ای قائل به سقوط حق قصاص و دیه شده اند و عده ای هم قائل به عدم سقوط قصاص و دیه شده اند. در ماده 268 قانون مجازات اسلامی نظر فقها را قائل به سقوط حکم قصاص می دادند.
ثبت: ۱۳۹۷/۶/۱۶