كشور بدون فرمانده در جنگ اقتصادی

جعفر تكبیری


اقتصاد کشور این روز‌ها شرایط خاصی را پشت سر می‌گذارد؛ شرایطی که همگان آن را جنگ اقتصادی تعبیر کرده‌اند. از یک‌سو کشور مجدداً با تحریم‌های سختی روبه‌رو شده و از سوی دیگر فضای اقتصاد داخلی به دلیل سوء‌مدیریت‌ها با چالش‌های جدی دست و پنجه نرم می‌کند؛ چالش‌هایی که تأثیر مستقیمی بر حوزه معیشتی مردم گذاشته است. تمامی این شرایط و بروز بحران اقتصادی در کشور در حالی است که این روز‌ها تیم اقتصادی دولت رها‌تر از همیشه عمل می‌کند و حتی چند وزارتخانه حساس اقتصادی نیز این روز‌ها فاقد وزیر است و عملاً یک فرمانده و راهبر در رأس خود نمی‌بیند.
۱۷ مرداد امسال بود که با رأی موافق مجلس علی ربیعی، وزیر کار، از کار برکنار شد. کاهش اشتغال و افزایش بیکاری، مشکلات معیشتی کارگران و کاهش توانایی‌های بخش‌های تعاون و رفاه و ضعف صندوق‌های بازنشستگی از جمله دلایل عمده استیضاح علی ربیعی عنوان شد. پس از ربیعی نوبت مسعود کرباسیان وزیر اقتصاد بود که به سرنوشتی همچون ربیعی دچار شود و او نیز با رأی عدم اعتماد مجلس در ۴ شهریور، از وزارت اقتصاد خارج شد. ماه نتوانست رأی اعتماد از مجلس بگیرد.
پیش از این نیز خبر‌هایی مبنی بر استعفا یا بی‌تأثیری مشاور ویژه اقتصادی رئیس‌جمهور در نظام تصمیم‌گیری اقتصاد کشور رسانه‌ای شده‌بود. شرایط در وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز چندان چنگی به دل نمی‌زند و پس از شایعاتی که در خصوص عملکرد شریعتمداری در این وزارتخانه مطرح شد و نمایندگان تصمیم به استیضاح وی گرفتند، حالا اخباری به گوش می‌رسد که او نیز پیش از رفتن به بهارستان، قصد دارد خود از سمتش کنار بکشد تا شاید در مظان سؤالات نمایندگان قرار نگیرد. اما مجموع این اقدامات که با فشار افکار عمومی و توسط مجلس صورت گرفت، هدفی جز تسریع در امور و رفع مشکلات اقتصادی مردم نداشت، اما به نظر می‌رسد که حالا همین روند به پاشنه آشیلی برای شرایط اقتصادی کشور تبدیل شده است.
بر این اساس، با رفتن ربیعی، همچنان سکان یکی از مهم‌ترین وزارتخانه‌های کشور که هم وظیفه افزایش رفاه اجتماعی را دارد و هم مدیریت مجموعه عظیم هلدینگ‌های شستا را بر عهده دارد، بدون فرمانده باقی مانده، در حالی که بهبود معیشت مردم به‌خصوص قشر آسیب‌پذیر جامعه در شرایط اقتصادی فعلی، اعطای بسته‌های غذایی به نیمی از مردم که مهم‌ترین وعده دولت برای بهبود شرایط فعلی بوده، به‌دلیل نبود وزیر رفاه تاکنون به مرحله اجرا نرسیده و انجام نشده‌است.
همچنین هم اکنون اخبار تأسف‌باری در خصوص عدم ترخیص مواد اولیه بسیاری از واحد‌های تولیدی در گمرک شنیده می‌شود که مهم‌ترین دلیل آن نبود وزیر در رأس سکان وزارت اقتصاد و موکول کردن بسیاری از دستورات و تصمیمات به وزیر مورد تأیید مجلس شده‌است. همچنین بلاتکلیفی وزیر صنعت، معدن و تجارت و تصمیمات اتخاذی‌اش در ماه‌های اخیر نیز تأثیر مستقیمی بر وضعیت تولید داخلی و حمایت از صنایع مختلف داشته‌است که آثارش کاملاً برای مردم و تولید‌کنندگان مشهود است. در این میان نکته تأسف‌بار دیگر هم این است، ایران هم اکنون در دو کشور مهم چین و هند سفیر ندارد. دو کشوری که مهم‌ترین خریدار نفت ایران هستند و جزو شرکای اصلی اقتصادی ما محسوب می‌شوند.
بر این اساس، سوم مردادماه و همزمان با پایان زمان مسئولیت ولی‌الله سیف در بانک مرکزی، عبدالناصر همتی که چند روز قبل از آن به‌عنوان سفیر ایران در کشور چین انتخاب شده‌بود، ناگهان سفر خود را در چین ناتمام گذاشته و به‌جای سیف بر کرسی ریاست بانک مرکزی نشست. در زمانی که همتی به‌عنوان سفیر انتخاب شد، بسیاری از رسانه‌های دولتی از تأثیرات مثبت حضور یک چهره اقتصادی به‌عنوان سفیر سخن گفتند، اما از زمان تغییر مسئولیت وی تا کنون که جایگاه سفیر ایران در چین خالی مانده‌است، کمتر کسی، سخنی از اثرات مخرب خالی بودن این جایگاه بیان نمی‌کند. هند نیز که به‌عنوان خریدار عمده نفت ایران محسوب می‌شود و از نظر تجاری برای ایران حائز اهمیت است، هم اکنون چند ماه است که سفیر ایران در آنجا حضور ندارد.
حال به نظر می‌رسد که اگرچه امریکا به عنوان دشمن شماره یک ایران، طی روز‌های اخیر یک نقشه بسیار پیچیده برای راه‌اندازی یک جنگ اقتصادی علیه ایران کشیده و باید بخشی از مشکلات اخیر را متأثر از این برنامه‌ریزی دشمنان دانست، اما واقعیت آن است که مدیران دولتی نیز در تشدید این مشکلات بی‌تقصیر نیستند. به نظر می‌رسد که تنها استراتژی هدایت‌کنندگان دولت در این جنگ اقتصادی «موکول‌کردن حل مشکلات به آتی» بدون کوچک‌ترین تحرکی است و تنها نظاره‌گر اقدامات دشمنان هستند و عملاً عزمی برای مهندسی این وضعیت از سوی دولت دیده نمی‌شود.
همچنین تصمیمات خلق‌الساعه و مستأصل در حوزه صادرات و واردات همچنان بازار‌های مختلف را بر هم می‌زنند و گرانی کالا‌ها و رکود نتیجه عملی آن است. بخشنامه‌های متعدد، امضا‌های ضعیف بر پای دستورالعمل‌ها، تصمیمات خلق‌الساعه، عدم ثبات قوانین و مقررات و در نهایت بی‌انگیزگی فعالان اقتصادی نیست؛ اتفاقی که دقیقاً دشمنان شاد کن در این جنگ اقتصادی است.
ثبت: ۱۳۹۷/۷/۴