به مناسبت درگذشت فقیه اصولی شیعه

عالمی كه جلوی دروغ در روضه ها را می گرفت

شواهد نشان از آن دارد كه او به اعتدال گرایش داشته است. این اعتدال در دو بخش یكی تأكید خاص روی توحید و دیگر مراقبت از نقل مطالب دروغ در روضه‌ها می‌توان دنبال كرد.
سیّد محمّد باقر دُرچه‌ای (۱۲۶۴-۱۳۴۲ق) از فقهای شیعه قرن سیزدهم و چهاردهم قمری و از اساتید حوزه علمیه اصفهان. او در نجف نزد میرزای شیرازی و میرزا حبیب الله رشتی و در اصفهان نزد محمد باقر خوانساری شاگردی کرد. شواهد نشان از آن دارد که او به اعتدال گرایش داشته است. این اعتدال در دو بخش یکی تأکید خاص روی توحید و دیگر مراقبت از نقل مطالب دروغ در روضه‌ها می‌توان دنبال کرد.

آیت الله درچه ای می‌کوشید تا اهمیت توحید را به همگان گوشزد کند و هرگاه می‌خواست در باره اهمیت موقعیت ائمه سخن بگوید ابتدا از توحید سخن می‌گفت. آقا حسن مدرس از شاگردان وی می‌گوید، از استاد درباره مقام اهل بیت پرسیدم. در جواب گفت: شب قدر در این باره در منبر مطالبی خواهد گفت. آن شب ابتدا درباره توحید به تفصیل سخن گفت و از آنجا بود که سخن را به مقام ائمه رساند. به عقیده درچه‌ای محبت اهل بیت در سایه توحید معنا می‌یافت و الا ایشان قصد نداشت مقام محبت را ذره‌ای کم رنگ کند. تأکید کرد که عقیده به محبت اهل بیت باید خیلی مستدل، عمیق و خالصانه باشد. بعد از سخن ایشان من هم توجهم به مسئله توحید قوی‌تر شد.

آقا حسن مدرس همچنین می‌گفت: در بعضی مواقع که گوینده‌ای کمتر از توحید سخن به میان می‌آورد و بیشترین تکیه و توجهش به ائمه بود. سید محمد باقر درچه‌ای می‎گفت: بابا یک چیزی هم می‌خواستی برای خدا باقی بگذاری! زند کرمانی هم که از شاگردان او می‌بود می‌گفت: این یک توطئه بود که شایع کردند عقیده درچه‌ای نسبت به معجزات خدا گونه ائمه اطهار ضعیف است. این‌ها گاهی به بعضی از افراد یاد می‌دادند که بر سر راه او قرار بگیرند و طلب صدقه کنند و قبل از تکدی یا بعد از آن به عنوان تشکر مثلا بگویند که: ابوالفضل تو را به سلامت بدارد. یا ابوالفضل طول عمرت دهد. و چون می‌دانستند وی تحمل این الفاظ را ندارد و پرخاش می‌کند، به صورت تصنعی این صحنه‌ها را درست می‌کردند و افراد حاضر را شاهد می‌گرفتند که ببینید و بشنوید که وی می‌گوید: ابوالفضل نمی‌تواند طول عمر بدهد... سید محمد باقر درچه‌ای بلافاصله می‌گفت: چرا نمی‌گویید خدایا به حق ابوالفضل به ما طول عمر بده. چرا نسبت الوهیت به او می‌دهید و چرا این بزرگان را که بنده خدا هستند در ردیف خدا می‌خوانید؟ وقتی کسی در مقام دعا به ایشان می‌گفت: حضرت عباس (ع) به شما عمر بدهد یا امام حسین (ع) مشکلات شما را بر طرف کند، می‌گفت: این حرف‌ها را نزنید. خداست که عمر می‌دهد اوست که می‌آمرزد، شفا می‌دهد و مشکلات را حل می‌کند. معتقد بود: حضرت عباس و امام حسین را باید پیش خدا شفیع کرد.

اشرفی اصفهانی هم با شایعه خواندن این نسبت‌ها می‌گفت: بلی با الفاظ و عباراتی که بوی کفر و شرک می‌داد اگر چه در لفظ، مخالفت می‌کرد. آیت الله خراسانی از شاگردان وی که در اواخر عمر و درست سال‌های پیش از انقلاب رئیس حوزه علمیه اصفهان بود، نقل کرد که یکبار سائلی نزد ایشان آمد. وقتی آقا دست در جیب کرد تا پولی به او بدهد گفت: علی (ع) درد‌هایت را دوا کند، علی (ع) حاجتت را روا کند. آقا با شنیدن این جملات دستش را از جیبش بیرون کشید و بدون اعتنا به سائل به راه خود ادامه داد.

به جز مباحث مربوط به توحید و شرک که درچه‌ای روی آن حساسیت داشت در باره وعظ واعظان و مطالبی هم که در روضه‌ها می‌خواندند حساسیت نشان می‌داد. این در حالی بود که خودش طرفدار عزاداری بود و مجالس سوگواری برگزار می‌کرد. اما منبری‌ها جرأت زدن هر حرفی را برابر او نداشتند!

** صداقت در سخن و ساده زيستي

آيت الله بروجردي مطلبی در صداقت و حساسیت این عالم وارسته حتی روی کوچکترین کلام نقل مي کند. آقاي بروجردي مي گويند: «اغلب غذاي ايشان به هنگام ناهار و شام، نان درچه و ماست بود که مختصري نعناء خشک هم به آن اضافه مي کردند و کمتر اتفاق مي افتاد که غذاي پخته مثل آبگوشت داشته باشند. از جمله ويژگي هاي ايشان آن بود که هنگام غذا خوردن از تعارفات مرسوم خودداري مي کردند.»

يک روز از ايشان سؤال کرديم که چرا در هنگام غذا خودرن تعارف نمي کنيد؟ پاسخ دادند: در تمام مواقع خوف آن دارم که تعارفم دروغ باشد و خداي ناکرده جزء دروغگويان محسوب شوم؛ چون افرادي که هنگام غذا خوردن بر من وارد شده اند، يا مي دانستم که غذا خورده اند و در اين صورت تعارف کردن معنايي نداشت؛ يا احتمال مي دادم غذاي مرا نپسندند و يا اينکه غذاي موجود فقط به اندازه خودم بوده و من هم بي اندازه گرسنه بوده ام.

به هر حال چون احساس مي کنم در اين گونه موارد تعارف بنده معنايي ندارد و شائبه دروغ نيز به آن وارد است، از تعارف خودداري مي کنم.
ثبت: ۱۳۹۷/۱۰/۱۴