رنگ عاشورایی نهضت امام -2

دسته میلیونی در عاشورای 1342

در روز عاشورا و فردای آن ، خیابانهای تهران مملو از جمعیت عزاداری بود كه با در دست داشتن تصاویر امام خمینی فریاد می زدند: "خمینی ، خمینی خدا نگهدار تو بمیرد، بمیرد، دشمن خونخوار تو"
محمد مهدی اسلامی- صبح عاشورا سیل جمعیت در تهران با شعارهایی که توسط شهید حاج صادق امانی سروده شده بود از مبدأ راهپیمایی یعنی مسجد حاج ابوالفتح در میدان قیام حرکت نمودند. پلیس از ابتدای صبح مسجد را در محاصره گرفته بود، اما سیل جمعیت آنان را به وحشت انداخت و نتوانستند مقاومتی کنند. پس از هماهنگی های لازم جمعیت به طرف دانشگاه تهران به حرکت درآمد. شهید اسلامی می گوید: «از کارهای مهم این جمعیت [مؤتلفه اسلامی] ترتیب یک راهپیمایی بزرگ در عاشورای قبل از ۱۵ خرداد بود که از همه دسته جات مذهبی دعوت کردیم که در این راهپیمایی شرکت کنند. و امام هم تایید کردند و مخصوصاً یکی از شعارهای ما را اصلاح کردند. این راهپیمایی اثر به سزایی در برخورد با رژیم داشت وشعارها عموماً ضد رژیم بود. شعاری که در این راهپیمایی داده می شد به وسیله مرحوم صادق امانی ساخته شده بود.
گفت عزیز فاطمه
نیست ز مرگ واهمه
تا به تنم روان بود
زیر ستم نمی روم

خمینی خمینی خدا نگهدارتو
بمیرد بمیرد دشمن خونخوار تو

جمعیت نزدیک کاخ (شاه) که رسید شعار باز هم عوض شد مردم با کوبیدن پا به زمین و با مشت گره کرده فریاد می زدند: تا مرگ دیکتاتورها نهضت ادامه دارد.


در ابتدا دستگاه عده ای از مأمورینش را فرستاده بود در مسجد حاج ابوالفتح خیابان ری اول مولوی که مانع از حرکت این دسته شود ولی هجوم جمعیت موجب شد که در مسجد را شکستند و در آنجا جمع شدند و رژیم نتوانست مانع این راهپیمایی شود و دلیل آن هم این بود که آن روز عاشورا بود و احساسات مردم قوی و تند بود.»
حجت الاسلام مروارید درباره راهپیمایی روز عاشورای ۱۳۴۲ که به همت یاران موتلفه اسلامی تشکیل شد، می گوید: « يادم هست كه در مسجد حاج فتح‌الله در ميدان شاه، يك دهه را جلسه برگزار كردند. البته من آنجا را بعدا منبر مي‌رفتم. آنها در آنجا تصميم گرفتند صبح عاشورا جمعيتي را به طرف دانشگاه راه بيندازند كه حيرت‌انگيز بود. من به امام گفتم: "نبوديد كه ببينيد چه جمعيتي بود و چه شعارهاي كوبنده‌اي مي‌دادند و چه مي‌خواستند." آن راه‌پيمائي، حادثه حيرت‌آوري بود و فقط مي‌شود گفت چنين كاري از عهده مهدي عراقي و دوستان او برمي‌آمد. راه انداختن آن جمعيت و جلوي كاخ شاه رفتن و به طرف دانشگاه حركت كردن، ابدا در آن روزها كاري شدني و ساده‌ نبود، ولي اينها اين كار را كردند كه در جريان انقلاب، خيلي موثر بود.»
آقای جواد مقصودی از اعضای شاخص موتلفه اسلامی درباره عاشورای ۱۳۴۲ می گوید: «در راه‌پیمایی عاشورای سال ۴۲ بود كه ما مي‌خواستيم از ميدان شاه سابق(قيام) و از مسجد حاج ابوالفتح در ضلع شمالي ميدان قيام، يك راه‌پيمايي راه بیندازیم، چون ساواك مسجد را بسته بود. يادم هست كه برخی از الوات گردن كلفت ميدان مثل حسين رمضان يخي و ناصر جگرکی كه مردم از آنها مي ترسيدند، مي خواستند به دستور رژیم مراسم را به هم بزنند. آنها به شکل خاصی دسته‌ای را تشکیل داده بودند و سينه مي‌زدند و به طرف مسجد ابوالفتح‌خان در حال حركت بودند. ما هم مي‌خواستيم دسته خود را به سوي مخبرالدوله و دانشگاه و بعد به طرف كاخ حركت بدهيم. سردسته اینها وقتي آمد، حاج مهدي عراقي رفت طرفش و با او صحبت کرد كه: "اين جلسه مال امام حسين(ع) است؛ اگر بخواهي آن را به هم بزني، زمين مي‌خوري." بر اثر تاثیر کلام او، آنها آمدند و دوري زدند و سينه زدند و كاري نكردند و رفتند بيرون. ما هم راه‌پیمایی را به سوي مخبرالدوله و دانشگاه انجام داديم. آن روزها به راه‌پیمایی مي‌گفتند " دمونستراسيون ".
رفتيم به سوي كاخ كه همه نيروهايش سنگر گرفته و همه اسلحه هايشان را به طرف جمعيت نشانه رفته بودند. خيال مي كردند ما مي‌خواهيم به طرف كاخ حمله و آنجا را تصرف كنيم. بنده اين راه‌پيمايي را تقريباً رصد مي كردم و ديدم دو نفر رفتند به طرف باجه تلفن عمومي. خيلي عادي به طرف باجه رفتم. حالت من هم طوري نبود كه كسي فكر كند كه مثلاً‌ از مبارزين هستم. متوجه شدم يك ساواكي در حال تلفن زدن است. می‌گفت: "دسته‌اي به طرفداري از خميني راه افتاده‌اند و دارند شعار مي‌دهند." و ظاهراً طرف مقابل پرسيد مشكلي پيش نيامده؟ چون ساواكي در جواب گفت: "نه مشكلي پيش نيامده. گزارش بده كه ما دنبال اين دسته هستيم." خلاصه از آنجا رفتيم به مسجد امام و در آنجا راه‌پيمائي تمام شد. يكي از موارد فوق‌العاده‌اي كه روي داد، نقش مهدي عراقي در این برنامه بود كه بسيار با قدرت برخورد كرد. اين حادثه دو روز قبل از ۱۵ خرداد اتفاق افتاد.»
در روز عاشورا و فردای آن ، خیابانهای تهران مملو از جمعیت عزاداری بود که با در دست داشتن تصاویر امام خمینی فریاد می زدند: "خمینی ، خمینی خدا نگهدار تو بمیرد، بمیرد، دشمن خونخوار تو" هنگام عبور عزاداران از مقابل کاخ مرمر نیز شعار "مرگ بر این دیکتاتور" از سوی مردمی که اشاره به کاخ شاه داشتند تکرار می شد. محرم آن سال ، محرم عجیبی بود دسته های عزادار یاری امام خمینی را همچون یاری سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا می دانستند و ایران و قم را کربلا، شعار می دادند : "قم دشت کربلا، هر روزش عاشورا، فیضیه قتل گاه ، خون جگر علما، شد موسم یاری مولانا الخمینی"
شهید حاج مهدی عراقی در خصوص محرم و عاشورای ۱۳۴۲ در کتاب ناگفته ها شرح مفصلی دارد ازجمله اینکه با توجه به رهنمود امام، با مداحهای معروف تهران که بقیه از آنها حرف شنوی داشتند نظیر حاج عباس زریباف و حاج ناظم ملاقات کردند و از همه شان قول گرفتند که شعرهایی که می سازند، نوحه هایی که می گویند، همه اش در رابطه با مدرسه فیضیه باشد.
محسن رفیق دوست نیز خاطرات خود را از تظاهرات سیاسی مذهبی این ایام چنین بازگو می کند: نزدیک محرم که شد باز دستور حضرت امام آن موقع این بود که در مراسم عاشورا از آن سال موضوعات روز مطرح بشود که دم روز بعد داده شود، یکی از چیزهایی که من یادم است یک دمی ساخته بود مرحوم خوشدل که حتما معروف است "قم گشته کربلا، هر روزش عاشورا، فیضیه قتل گاه ، خون جگر علما، شد موسم یاری مولانا الخمینی ، یا صاحب الامر" آن موقع ما با یک عده از دوستانمان توی بنی فاطمه بودیم ، حالا یادم است که روز قبل از تاسوعا یعنی شب تاسوعا، توی خیابان هفده شهریور فعلی و شهباز آن موقع ظاهرا یا خانه حاج کاظم خوشگره بود یا خانه حاج تقی وهاب آقایی یکی از این دو تا هر دوی آنها خدا رحمتشان کند از مومنین تهران بودند ما جوانها جمع شدیم توی یک اتاق و این دم را به اصطلاح تمرین کردیم.
آن موقع در آن هیئتها کم کم این جسارت پیدا می شد که شعار انقلابی بدهند؛ فردای آن روز که رفتیم بازار با هم قرار گذاشتیم سر یک ساعت معینی شروع کردیم و این دم را توی هیئت بنی فاطمه که یکی از بزرگ ترین هیئتها و دسته جات تهران بود دادیم ، روز عاشورا هم دادیم و خوب همان وقت که توی بازار داشتیم می آمدیم ، یک دسته دیگر هم می آمد به نام دسته قنات آباد که باز به هم خوردیم ؛ آنها یادم است که این دم را به عربی می دادند که "ای اهل عالم ، یا اهل عالم ، خمینی زعیم اعظم است" باز آنها هم این دم را می دادند که دیدیم نه ، این کار عمومیت دارد و دسته جات مختلف دارند این دم را می دهند.
شب که آمدیم هیئت بنی فاطمه هم با بزرگانی مثل شهید عراقی و دیگر اعضای اصلی موتلفه در ارتباط بودیم از دو روز قبلش بحث یک دسته سیاسی مطرح شده بود که بعد تصمیم گرفتیم که یک دسته ای را راه بیندازیم از مسجد حاج ابوالفتح تهران به طرف دانشگاه و این از روز تاسوعا اعلام شد توی جاهای مختلف ، دسته جات مختلف که یک چنین دسته ای حرکت می کند.»
ثبت: ۱۳۹۸/۶/۱۸