اختصاصی نما/ دلنوشته‌ای برای سالگرد ده‌سالگی ۹دی

آن راهپیمایی متفاوت

در راهپیمایی 9 دی نكته ای كه برای من جالب بود ، برای من كه در تمام راهپیمایی ها از اول انقلاب شركت داشتم، این بود كه هر كسی یك ورقی ، یك مقوایی، یك پارچه ای برداشته بود و برای خودش شعار نوشته بود. نمیشد راحت دو تا دست نوشته تكراری پیدا كرد. مردم واقعاً احساس وظیفه كرده بودند.

غیر از اینکه شکوه و عظمت یک انتخابات ۴۰ میلیونی در دنیا و داخل کشور توسط فتنه گران پایمال شده بود، حدود هشت ماه بود که اعصاب مردم با تنش و درگیری خرد شده بود، جان مردم به لب رسیده بود. ۹ دی سیل خروشانی بود که همه لجن ها و کثافت ها و خس و خشاک را شست و برد.

یادم هست وقتی فهمیدم قرار است ۹ دی در میدان انقلاب راهپیمایی شود،صبح نهم دی ساعت ده صبح ، کار و بار را ول کردم و با خط بی آر تی از فردوسی راه افتادم به سمت انقلاب، از خلوتی اتوبوس و مسیر نگران شدم، با خودم گفتم دیدی چی شد؟! هیچکس نیومده! آبرومون رفت! از ناراحتی زنگ زدم به خانومم، گفتم هیچکس نیومده راهپیمایی، مسیر میدان انقلاب خیلی خیلی خلوته!، گفت خل خدا! راهپیمایی عصره! کلی ذوق کردم و برگشتم به محل کارم.

بعداز ظهر جمعیتی که دیدم فراتر از حد انتظار بود، خیلی فراتر، و نکته ای که برای من جالب بود ، برای من که در تمام راهپیمایی ها از اول انقلاب شرکت داشتم، این بود که هر کسی یک ورقی ، یک مقوایی، یک پارچه ای برداشته بود و برای خودش شعار نوشته بود. نمیشد راحت دو تا دست نوشته تکراری پیدا کرد. مردم واقعاً احساس وظیفه کرده بودند.
یادش بخیر!
ثبت: ۱۳۹۸/۱۰/۹