حقّ مادر

گرم و سرد دنیا را براى تو و به خاطر تو به جان خریده پس به اندازه این همه [تلاش مادر] سپاسش دار و جز به یارى و توفیق خداوند، تو را یاراى آن سپاسدارى نباشد.

و امّا حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را [در شكمش ] حمل كرده آن گونه كه كسى، كس ديگر را حمل نكند و از شيره جانش تو را خورانده، آن گونه كه كسى، ديگرى را نخوراند و به راستى او با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست و تمام اندامش تو را نگهدارى كرده و به اين نگهدارى، خشنود و شاد و پيوسته كار بوده است .
و هر ناگوارى و رنج و سختى و نگرانى را تحمل كرده تا اينكه دست قهر [طبيعت ] را از تو دور سازد و تو را به دنيا آورده و آنگاه خشنود بوده كه تو سير باشى و او گرسنه باشد، تو پوشيده باشى و او برهنه ماند، تو را بنوشاند و خود تشنه ماند، تو را در سايه دارد و خود در آفتاب باشد.
با تنگنايى خويش به تو نعمت بخشد، با شب بيدارى، تو را شيرينى خواب چشاند و شكمش آوند وجود تو و دامنش پرورش تو و پستانش، مشك نوشين تو، و وجودش پرستار تو بوده، گرم و سرد دنيا را براى تو و به خاطر تو به جان خريده پس به اندازه اين همه [تلاش مادر] سپاسش دار و جز به يارى و توفيق خداوند، تو را ياراى آن سپاسدارى نباشد.
( تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ص: 461)

۱۳۹۳/۱/۳۰

اخبار مرتبط