گامي ديگر در اجراي خاورميانه جديد و اسلامي

سخنان سيد حسن نصرالله
گامي ديگر در اجراي خاورميانه جديد و اسلامي

سيد حسن نصرالله که از طريق ويدئو کنفرانس خطاب به هزاران تن از هوادارانش در حومه جنوبي بيروت و به مناسبت اولين سالگرد پيروزي حزب الله در جنگ 33 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان سخن مي ‌گفت، گوشهاي مديران ارشد رژيم صهيونيستي در پي شنيدن سخنان دبيرکل حزب الله بود که بيانگر افق پيش روي مقاومت اسلامي در لبنان است.



او هشدار داد دشمن اگر در فکر به راه انداختن جنگ ديگري باشد چنان آن را غافلگير خواهيم کرد که ممکن است سرنوشت منطقه را تغيير دهد . و وزير زيرساختهاي اسرائيل بن‌العيازه، که يکي از اعضاي کابينه امنيتي رژيم صهيونيستي نيز مي‌باشد، بلافاصله موضع گرفت و به راديو ارتش گفت: «مابايد سخنان سيد حسن نصرالله را جدي بگيريم، اوهرگز دروغ نمي‌گويد .او به هرچه مي‌گويد عمل مي‌کند، اگر او بگويد که 2000 موشک در اختيار دارد، من حرف او را قبول خواهم کرد. اما نمي‌دانيم موضوع شگفت ‌انگيزي که وي از آن صحبت مي‌کند، چيست.»
بي شک آنچه موجب ترس و وحشت رژيم صهيونيستي شده است قدرت ايمان بالاي حزب الله است، چيزي که از يک سو سبب گرديد در جنگي نابرابر نيروهاي حزب الله از ناوشکن تا هواپيماهاي پيشرفته اين رژيم را ساقط کنند و نيروي زميني اسرائيل را مورد تهاجمات بي امان خود قرار دهند تا اشغالگران تن به شکست دهند و از سوي ديگر به رغم داشتن توان نظامي بالا و پشتوانه مردمي در سراسر جهان اسلام و خاک لبنان هرگز از سلاح خود بر عليه رقباي داخليش بهره نگيرد و برنامه نبرد سرد رژيم صهيونيستي را که به دنبال ملتهب نمودن اوضاع لبنان و بهره برداري براي حذف حزب الله به وسيله عوامل نفوذيش در حاکميت لبنان بود را نيز با شکست مواجه سازد.
دبيرکل حزب الله لبنان در بخش ديگري از تاکيد کرد که حزب الله در جنگ اخير، روياي خاورميانه جديد را از بين برد؛ سخن وي در اشاره به سخنان "کاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريکا در جريان جنگ 33 روزه ايراد شد که گفته بود خاورميانه جديد که اثري از مقاومت در آن نخواهد بود در حال شکل گيري است.
نصرالله تصريح کرد: جنگ 33 روزه با موافقت جامعه بين المللي و سکوت کشورهاي عربي انجام شد.
اين همان جنگي است که يک نماينده کنست (پارلمان اسرائيل) پس از آن مي گويد : جامعه صهيونيستي سالهاي سال در توهم داشتن ارتشي شکست ناپذير بود، اما ناگهان در جنگ لبنان مشاهده کردند که اين ارتش درمقابل نه يک کشور، بلکه حزبي به نام حزب الله شکست را پذيرا مي شود تا بدانند اگر اسرائيل وارد هرنوع جنگي با طرف هاي سازمان يافته تر و نظامي تري شود، هرگزقادربه مقاومت نخواهد بود از اين رو امروز آنها درصدد ترميم اين ارتش بر آمده اند و در حال انجام آن هستند. اسرائيل اکنون مبالغ ميلياردي خرج اين ارتش مي کند تا پيشرفته ترين ادوات نظامي را دراختيار آن قرار دهد، اما مشکل و چالش بزرگ اسرائيل در آن نيست، بلکه درنفرات نظامي است که رعب و وحشت سرتاسر وجودشان را فرا گرفته است و ديگر اعتقادي به کارايي ادوات نظامي خود ندارند.
البته نبايد فراموش کرد که ارتش اسرائيل درجنگ ژوئن 1967 در ظرف 6 روز 80 هزار کيلومتر مربع ازاراضي اعراب يعني 8 برابر مساحت لبنان را اشغال و 400 هواپيماي اعراب را نابود و 17 هزار سرباز کشورهاي عربي را به قتل رساند در حالي که ارتش اسرائيل در جنگ 33 روزه با حزب الله متحمل خسارتي شد که در مجموع چند برابر خسارتهاي ارتش اسرائيل در جنگهاي1967 و 1956 و 1873 بود.
اين جنگ و پيروزي تاريخي حزب الله نشان داد که اسرائيل در جنگ هاي فرسايشي به شدت آسيب پذير است ومي توان از طريق تشديد مقاومت هاي مردمي، ارتش اسرائيل را به زانو در آورد؛ راهبردي که در صورت به کارگيري در فلسطين بي شک زمينه حذف کامل اي غده سرطاني را فراهم خواهد آورد و شايد از همين روست که اسرائيل به کمک متحد خود ابومازن در تلاش براي حذف حماس از عرصه سياسي فلسطين است.
نکته آموزنده ديگر در اين جنگ ميزان آسيب پذيري دولتهاي دست نشانده آمريکا در کشورهاي اسلامي است. در خلال جنگ 33 روزه و پس از کسب چندين پيروزي چشمگير تظاهرات گسترده در سراسر کشورهاي اسلامي به سود حزب الله، سبب وحشت برخي کشورهاي عرب متحد آمريکا و اسرائيل در منطقه شد تا جايي که اين کشورها، محرمانه، اطلاعاتي را به رژيم صهيونيستي درباره وضعيت نظامي وسياسي و نقاط استراتژيک لبنان منتقل مي کردند، زيرا پيروزي حزب الله علاوه بر تضعيف جايگاه اسرائيل،آينده اين نوع رژيم ها را متزلزل مي کرد، تا جايي که همسويي برخي کشورها با آمريکا واسرائيل در طول جنگ 33 روزه کاملا مشهود بود.
با اين حال ملتهاي منطقه، به ويژه ملتهاي عرب که از تاثيرات شکست اعراب در جنگ ژوئن 1967 همچنان رنج مي برند؛ از پيروزي تاريخي حزب الله بر ارتش رژيم صهيونيستي به شدت استقبال کردند؛ ملت هاي عرب پيروزي مقاومت را پيروزي جهان اسلام وجهان عرب و موجب بازگشت اعتماد به نفس به مسلمين مي دانند.
در بعد داخلي نيز حزب الله پس از پيروزي بر ارتش رژيم صهيونيستي خواستار دولتي بود که از طريق ايجاد وفاق وهمدلي ميان همه طيف هاي لبنان از دستاوردهاي پيروزي حزب الله پاسداري کند.
اما متاسفانه دولت فواد سنيوره در برابر خواست واراده ملت لبنان از خود مقاومت نشان داد ونه تنها از تشکيل يک دولت وحدت ملي خودداري کرد، بلکه از ارائه گزارشي درباره کمک 11 ميليارد دلاري جامعه جهاني به مردم لبنان پس از پايان جنگ 33 روزه خود داري کرد که اين امر به تشديد اختلافات ميان دولت فواد سنيوره واحزاب همسو با مقاومت اسلامي منجر شد.
از سوي ديگر اصرار دولت آمريکايي سنيوره به برخي رفتارهاي غير قانوني و افشاي نقش اين دولت در همکاري با رژيم صهيونيستي براي حمله با خاک کشورش بر آتش بحران افزود و با کناره گيري وزراي حزب الله از دولت و از رسميت افتادن دولت بحران داخلي لبنان وارد فاز نويني گشت که در کنار ديگر حلقه ها همچون ترورهاي سياسي تنش آفرين، شورش گروه فتح الاسلام و ... بحران سياسي در لبنان را به اوج خود رسانده است.
اين عوامل در کنار فشار افکار عمومي رژيم صهيونيستي پس از گزارش هاي کميته هاي تحقيق مبني بر مقصر بودن دولت اولمرت احتمال حمله مجدد اسرائيل به لبنان را براي جبران آبروي اشغالگران تقويت نموده بود. از سوي ديگر آمريکا نيز با اعلام تصميم به افزايش کمک مالي ساليانه خود به رژيم صهيونيستي به ميزان 30 ميليارد دلار چراغ سبزي در اين راستا نشان داده بود.
حال آنکه با سخنان اخير سيد حسن نصر الله آشفتگي بار ديگر به اردوگاه دولتمردان حزب حاکم اسرائيل بازگشته است. اين آشفتگي منحصر به دولتمردان اسرائيلي نيست؛ بسياري از رسانه‌ها، شبکه‌هاي ماهواره‌اي و روزنامه‌ها در سراسر جهان، در تيتر اصلي اخبار خارجي خود به سخنراني سيدحسن نصرالله پرداخته و از شگفتي‌هاي نويد داده شده از سوي سيدحسن نصرالله، در صورت بروز جنگ جديد عليه حزب‌الله و مردم لبنان، به وضوح دچار سردرگمي شده‌اند، در تحليل‌هاي صورت گرفته رسانه هاي غرب بر اين باورند که سيدحسن نصرالله، عمليات رواني به سبک خود دارد که در آن هرگز به دروغ متوسل نمي‌شود.
به نظر مي رسد سخنان اخير سيد حسن نصر الله قطعه اي ديگر از پازل خاورميانه جديد اما با محوريت اسلامگرايان راستين است که خط بطلان ديگري بر خاورميانه جديد آمريکا خواهد کشيد.
هرچند شايد بتوان دامنه اين تغييرات را فراتر از خاور ميانه ديد، به عنوان نمونه اين روزها اگر فردي در خاک آمريکا در ساحل رود ديترويت در ايالات ميشيگان بايستد و طرف مقابل در خاک کانادا را نگاه کند، تصوير بسيار بزرگي از سيد حسن نصرالله دبير کل حزب‌الله را مشاهده خواهد کرد که در هر دو طرف اين تصوير، عبارتي به دو زبان عربي و انگليسي به چشم مي‌خورد. مضمون عبارت اين است به مردم لبنان به خاطر تلاش و پيگيري آنها در استقرار آرامش در لبنان تبريک مي‌گويند. اين رويداد به قدري توجه رسانه‌هاي کانادا را به خود جلب کرده که با چاپ موضوع در نشريه خود، راجع به نقطه نظرهاي موافق و مخالف در مورد نصب تصوير سيد حسن نصرالله در بخش‌هاي کانادايي به تهيه گزارشي در اين خصوص پرداخته اند . در نظرسنجي که اين روزنامه کانادايي انجام داده است حدود 49% افراديکه در اين سنجش شرکت کردند، با برداشتن بيلبورد سيد حسن نصرالله مخالف و حدود 30% از آن حمايت کرده‌اند.

1386/5/24
[ 2:07:26 PM]