مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود به مناسبت ۱۹ دی به نکاتی اشاره کردند که بیشتر وجه سیاسی داشت اما توجه به یک نکته ظریف سخنان ایشان در باب اقتصاد سیاسی کشور، روشن کننده مسائل بسیاری است.
تأکید رهبر انقلاب بر قرار نداشتن ایران در شرایط «شعب ابی طالب» و بلکه قرار داشتن در شرایط «بدر و خیبر»، نشانههای مهمی را در بر دارد که کمتر به آن توجه میشود.
این سخنان در سالی بیان شده که از سوی رهبر انقلاب به عنوان جهاد اقتصادی نامگذاری شده است.
پس از ایراد این سخنان توسط رهبر انقلاب پیامکهایی به صورت گسترده توجه میداد که یکی از مسئولین اقتصادی، چندی پیش کشور را تا دو سال آینده در شرایط شعب ابی طالب توصیف کرده بود؛ صرف نظر از این حرکت خاص (ارسال پیامک) و اهداف پشت این حرکت، و همچنین صرف نظر از نام و مقام این مسئول محترم باید گفت که اصولا مفهوم جهاد اقتصادی در برابر مفاهیمی چون تحریم، نه تنها یک شعار که یک استراتژی حرکت بود، ولی متأسفانه از سوی مسئولین کمتر مورد توجه قرار گرفت.
رهبر انقلاب همچنین اوضاع کنونی ایران را مشابه بدر و خیبر دانستند؛ اما نکته اصلی در همین جاست، شعب ابی طالب جایگاهی بود که در آن مسلمانان در محاصره کامل کفار و تحریمهای گسترده آنها قرار داشته و از لحاظ سیاسی در انزوای کامل و از لحاظ اقتصادی در عسرت و گرسنگی بودند.
اما در مقابل در برهههای بدر و خیبر (دقت کنیم از احد نامی برده نشده است) مسلمانان به رغم کم بودن عده خود از کمترین آسیب بری بوده و بیشترین ضربهها و بزرگترین شکستها را به آنان تحمیل کردهاند. البته نباید از یاد برد که در بدر نیز مسلمانان از کمبودهای بسیاری از امکانات رنج میبرده و در خیبر نیز به صورت نیمه در محاصره اکثریت قبایل عرب بودند.
اینجاست که باید گفت، شرایط اقتصادی کنونی کشور و روند پیش روی، روند مبارزه اقتصادی است و مبارزه، بسیار با تحمل در شرایط محاصره تفاوت دارد، چنان که رهبر انقلاب نیز تأکید کردند: «در شرایطی که ملت ایران با سرافرازی به بسیاری از مراحل پیروزی دست پیدا کرده است و نشانههای پیروزیهای جدید را نیز به چشم میبیند، جبهه استکبار تلاش دارد با ترساندن مردم و مسئولان از تحریمها، در اراده آنان اختلال ایجاد و مردم را از صحنه خارج کند، در حالی که ملت ایران، این راه پرافتخار را با بصیرت انتخاب کرده است و برای پیمودن آن مجاهدت فراوان کرده و خون عزیزترینهای خود را نثار کرده است».
هماکنون ایران در بسیاری از مباحث اقتصادی در فشار بوده و با دنیای غرب درگیر است، ولی شاید بتوان اخباری چون افتتاح بزرگترین پتروشیمی جهان در سال ۹۰ دقیقا در زمانی که یک سال و نیم از ترک همه متخصصین و پیمانکاران آلمانی از پروژه مذکور میگذشت یا بومیسازی تکنولوژی حفاری و اکتشاف در آبهای عمیق (دریای خزر با عمق حفاری بیش از ۲۰ برابری نسبت به خلیج فارس) و کشف بزرگترین مخزن گازی جهان در آبهای حاکمیتی ایران (میدان سردار جنگل) با مقادیر متنابه نفت قابل استحصال و امضای موافقت نامه بزرگترین خط لوله گازی جهان بین ایران، عراق، سوریه و لبنان برای انتقال گاز از عسلویه به سواحل مدیترانه و نهایتا اروپا (پس از گرفتن نظر موافق ترکیه و اتحادیه اروپا) و بسیاری اخبار از این دست را در اوج تحریمها، نشانه پیروزیهای ملت ایران در این مبارزه اقتصادی دانست.
چیزی که متأسفانه از سوی برخی مسئولین اقتصادی و سیاسی کشور چندان خوب درک نشد، چنانچه در سالی که مبارزه اقتصادی باید سرلوحه فعالیتها قرار میگرفت، از آمادگی تحمل شرایط تحریم مانند شعب ابی طالب آن هم برای بیش از دو سال سخن به میان رفت.
صرف نظر از شخص یا جریان خاص باید این نکته مهم تذکر داده شود که مفهوم جهاد اقتصادی از آغاز نیز توسط مسئولین درک نشد و سازمانها، ارگانها و نهادهای تأثیرگذار در اقتصاد آرایش جنگی یا جهادی به خود نگرفتند؛ حال آنکه دشمن شدیدترین تهدیدات خود را در این مبارزه اقتصادی یعنی تلاش برای تحریم نفتی و تلاش برای تحریم بانک مرکزی عملا اعلام کرده است.
هرچند اقدامات اقتصادی و دیپلماتیک ما در پیشگیری و آمادگی برای رویارویی در بسیاری از موارد مانند طرح آغاز حذف دلار از مبادلات با کشورهای راغب و... قابل تقدیر بوده، در صورت آرایش جهادی در اقتصاد کشور از آغاز سال، شاید امروز نیاز به واکنش سریع برای برخی اقدامات نبود!
جهاد اقتصادی مفهمومی كه از ابتدا فهمیده نشد
مرتضی اصفهانی
۱۳۹۰/۱۱/۶

