به گزارش فارس، ماموریت در مصر برای دیپلماتی که در یکی از سرنوشت سازترین و پرحادثهترین مقاطع کشور تاریخی مصر و منطقه و همزمان با بیداری اسلامی، سکان نمایندگی ایران در قاهره را بر عهده داشته است؛ میتواند بسیار پرخاطره باشد. خاطرات مجتبی امانی رئیس سابق دفتر حفاظت منافع ایران در قاهره ابعاد مختلفی را در بر میگیرد. وی خاطرات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، امنیتی، رسانهای و ... خود را در قالبی داستانی روایت میکند.
یکی از مراکز جذاب مصر برای من، بازار ماهی فروشان بود. از آن جا که در فقه اهل سنت، تمامی موجودات دریایی حلال هستند، هر نوع موجودی که در دریا زندگی میکند را میتوان در این بازار یافت.
از لاک پشت، مارماهی، هشت پا و خرچنگ گرفته تا انواع و اقسام ماهیهای فلس دار و بدون فلس، صدف و میگو و کوسه ماهیهای بزرگ در این بازارها فروخته میشود. یک نوع ماهی نیز شبیه گربه ماهی وجود دارد که اگر پوستش مرطوب باشد ساعتهای زیادی زنده میماند. البته این نوع ماهی که دارای سبیلی بلند است، دائماً با سبیلهای خود آب اطراف را بر بدن خود میپاشد و زحمت ماهی فروش را از این لحاظ کم میکند. این وضع ادامه دارد تا هنگامی که مشتری سر برسد و ماهی فروش سر ماهی را جدا کند.
ماهیهای بدون فلسی نیز وجود دارد که ظاهری وحشتناک و پوستی شبیه چرم دارند و اغلب سمی هستند. وزارت بهداشت مصر هم بارها درباره سمی بودن این ماهیها تذکر داده، اما هر چند وقت یک بار گزارشاتی از مسموم شدن یا فوت افرادی که این نوع ماهیها را مصرف کردهاند منتشر میشود.
ماهیهایی به اسم «ماکارونه» نیز وجود دارند که واقعاً شبیه رشتههای ماکارونی هستند و در واقع ماهیهای باریک و بلندی هستند که بعضاً همان جا برای مشتری در روغن داغ میریزند و به صورت پخته تحویل میدهند.
یک نوع ماهی فلس دار جالب نیز به نام «ماهی موسی» وجود دارد که مصریها معتقدند هنگامی که دریا برای موسی شکافته شد، این ماهی از وسط نصف شده و هر نیمه آن به زندگی ادامه داده است.
شکل ظاهری آن نیز با این داستان منطبق است، یعنی ظاهر آن مانند ماهی دو نیم کرده است که گویا یک طرف آن پوست ندارد. یک طرف این ماهی، قهوهای تیره و طرف دیگر آن کرم رنگ و شبیه گوشت ماهی است. اکثر انواع این ماهی دارای دو چشم است که یکی درست در وسط پیشانی آن و چشم دیگر در کنار آن بوده و هردو چشم در یک طرف بدن آن (سمت تیره) قرار دارد. برخی از انواع آن نیز فقط یک چشم در وسط پیشانی دارند. مرکز اصلی صید این ماهی که تقریباً 30 سانتی متر طول دارد؛ دریاچههای اطراف کانال سوئز در شمال مصر است. البته این ماهی در برخی از آبهای گرم دنیا نیز وجود دارد، ولی گفته میشود منشاء این ماهی از سواحل دریای سرخ در مصر و محل شکافتن دریا برای عبور حضرت موسی (ع) بوده است.
در این بازار ماهی، بوی وحشتناکی هم از این همه انواع موجودات دریایی در فضای این بازار پراکنده است که در واقع مخلوطی از بوی ماهی تازه و گندیده و فضولات آنها و نیز سرخ شدن و پختن این موجودات است.
در این بین این نکته نیز قابل توجه است که سهم موجودات دریایی وارداتی در بازار ماهی مصر کم نیست. مصر از سال 1389 تا 1392 نزدیک به 6 میلیون دلار میگو مستقیماً از ایران وارد کرده است. گفتنی است برخی کالاهای ایرانی از جمله محصولات دریایی و مواد غذایی از دبی به مصر صادر میشود که آمار آن مشخص نیست.
در بازار ماهی مصر، انواع و اقسام ماهی و محصولات دریایی از کشورهای آمریکای لاتین و اروپا نیز وجود دارد.
شاید در دنیا کشوری مانند مصر وجود نداشته باشد که طول سواحل دریایی و رودخانهای آن بیش از محیط این کشور باشد.
کل مرز شمالی مصر در ساحل دریای مدیترانه قرار دارد.
شرق مصر را نیز ساحل دریای سرخ و کانال سوئز تشکیل میدهد. ضمن آن که ضلع جنوب صحرای سینا را که به شکل انتهای یک مثلث است، خلیجهای سوئز و عقبه فرا گرفته است.
همچنین دو طرف رود نیل که از جنوب مصر آغاز و در شمال مصر به دریای مدیترانه میریزد، ساحلی طولانی را در داخل این کشور در اختیار مصریان قرار داده است.
اضافه بر اینها، دریاچهای که در پشت سد آسوان وجود دارد نیز منبع مهم آبی برای مصر است.
مجموع این سواحل تقریباً به دو برابر محیط مصر میرسد که میتواند مجموعهای متنوع از امکان صید محصولات دریایی را برای مصر ایجاد کند.
به این سواحل باید شبکه آب رسانی طبیعی را که در اثر پبشروی آب رود نیل در دلتای مصر تشکیل شده نیز اضافه کرد. دلتای مصر منطقهای مثلثی شکل در شمال مصر است که در اثر پیشرفت آب و آبرفتهای آن در این منطقه ایجاد شده است.
این منطقه از حاصلخیزترین خاکهای دنیاست، بگونهای که در زمان واحد در یک نخلستان، درختهای مرکبات یا انبه در زیر آن کاشته میشود و در زیر آنها نیز صیفی جات کاشت میشود. یعنی در یک زمان، سه محصول از زمین برداشت میشود.
در شرق مصر و در صحراهای آن، چاههایی وجود دارد که آب آنها تحت فشار داخلی زمین قرار دارد و پس از حفر آن در عمق 800 متری آب بدون نیاز به موتور پمپ به روی زمین آمده و فوران میکند.
با حفر این نوع چاهها که به آن «چاه آرتزین» میگویند، میتوان بسیاری از صحراهای شرق مصر را به زیر کشت برد و دهها برابر نیاز این کشور گندم تولید کرد.
با این همه نعماتی که خداوند به ملت مصر عطا کرده است، مصر از نظر واردات مواد غذایی و به خصوص گندم در رتبههای اول جهان قرار دارد.
با وجود آن که این کشور میتواند صید ماهی و انواع موجودات دریایی را به وفور و آسانی داشته باشد، اما تعجب آور این است که مصر از دیگر کشورها محصولات دریایی وارد میکند که لطمه بزرگی به اقتصاد این ملت وارد میکند.
مصر باید با این همه سواحل، بصورت طبیعی یکی از صادر کنندگان مهم محصولات دریایی باشد، اما به علت سوء مدیریت و سیاستهای پنهان استکبار، در این زمینه هیچ موفقیتی نداشته است.
اروپا در سیاستی مزورانه برای ضربه زدن به اقتصاد مصر از سال 1996 تا به حال ورود محصولات دریایی مصر را به اروپا ممنوع کرده و به بهانه آلوده بودن این محصولات مانع از رشد صنایع دریایی مصر میشود.
البته اگر این بهانه نیز درست باشد مصریها باید با تصحیح نظام صید و نگهداری محصولات دریایی به این مشکل پایان دهند. در این میان نظام دست نشانده غربیها نیز برای استقلال اقتصادی و غذایی ملتش هیچ تلاشی را انجام نمیدهد.
جالب توجه خواهد بود که خوانندگان بدانند آمریکا از سال 1358 تا به حال تحت عنوان کمک به مصر و در برابر امضای قرارداد کمپ دیوید توسط سادات، سالیانه اعتباری یک میلیارد دلاری به صورت مشروط در اختیار این کشور قرار میدهد که تقریباً تمامی آن باید برای خرید گندم و ذرت از آمریکا صرف شود.
به معنای دیگر آمریکا تامین بخش زیادی از گندم مصر را تضمین کرده است. به معنای واضحتر مصر نباید به خودکفایی در گندم و ذرت دست یابد، چرا که به معنای آن است که سالانه یک میلیارد دلار از کمکهای آمریکا به مصر پرداخت نخواهد شد.
همین قاعده درباره کمکهای نظامی آمریکا به مصر نیز به گونهای دیگر حاکم است.
گرچه ظاهر این کمکهای غربیها بسیار فریبنده و زیباست، اما در باطن موجب نابودی بخشهای صنعتی، علمی، کشاورزی و صنایع غذایی و تولیدات مواد غذایی از جمله صنایع شیلات مصر شده است، به گونهای که بازارها و سوپر مارکتها و مراکز فروش مواد غذایی مملو از کالاهای وارداتی بوده و سهم تولیدات ملی در آن اندک است.
از مجموع آن چه گفته شد این نتیجه را میتوان گرفت که همه این نعمات الهی به دلیل سیاستهای حکومت وابسته مبارک که فقط در پی کسب رضایت غرب بود، موجب پیشرفت و ترقی و آسایش مردم مصر نشده، بلکه چنین سرزمین زرخیزی را به سوی قهقرا و نابودی منابع عظیم آن سوق میدهد. آمریکا در طول سی سال حکومت مبارک و در پوشش دوستی، آنچنان بلایی بر سر اقتصاد مصر آورد که هیچ دشمنی نمیتوانست چنین ضربات مهلکی را بر سر این ملت مسلمان با سابقه تمدن عظیم و ثروتهای بی پایان الهی وارد کند.