استقلالتهران درپایان هفته چهارم در قعر جدول ردهبندی و درجایگاه پانزدهم قرارگرفت. اتفاقی که حتی بدبینترین هواداران تصورش رانمیکردند. استقلال در دو دهه اخیر خیلی بهندرت پیش آمده که در میان مدعیان درجه اول نباشد و همین موضوع باعث شد تا حضور این تیم در چنین جایگاهی شوکبرانگیز باشد. اما بعد از تساوی تلخ برابر پیکان لیگبرتر به مدت یکماه تعطیل شد تا بهترین اتفاق ممکن برای استقلال و منصوریان رقم بخورد. تیمی که نزدیک به شصت درصد ترکیبش را تغییرداده میتواند در این یکماه خودش را به مرز آمادگی برساند و با توجه به بازیکنانی که منصوریان در اختیار دارد این انتظاری بزرگ و بیهوده نیست که استقلال را بعد از تعطیلات تیمی متفاوت در بازی و نتیجه ببینیم.
بااینوجود حمایت بی شائبه هواداران استقلال از تیمشان و عشقی که با حضور در ورزشگاهها و فضاهای گوناگون به تیمشان تزریق کردهاند این نوید را میدهد که میتوان در انتظار اتفاقهای خوشایند در این تیم بود. منصوریان و ستارههای پرشمار استقلال با بیدارکردن عشق هواداران میلیونی بخش مهمی از راه موفقیت را طی کردهاند و حالا وقت آن رسیده تا بعد از تعطیلات یکماهه تبدیل به همان استقلالی شوند که در شانزده دوره لیگبرتر همواره عضو اصلی مدعیان قهرمانی بوده است. استقلال فصل گذشته را با حضور در جایگاه سوم لیگبرتر به پایان رساند و این درحالی بود که استقلال تهران با هدایت پرویز مظلومی بیشتر زمان فصل را درزمره صدرنشینان بود و حتی موفق شد به فینال رقابتهای جامحذفی نیز برسد. بااینحال هواداران و علاقمندان به این تیم با عدم حضور در ورزشگاهها و راههای مختلف نسبت به عملکرد تیمشان ابراز نارضایتی کردند. اینکه مظلومی با کمترین امکانات و حتی از دست دادن مهرههای مهمی چون جاسم کرار، ریوالدو و روزبه چشمی عملکرد خوبی در کسب نتیجه داشت نیز کمکی به بهبود اوضاع و کسب علاقمندی هواداران پرشمار این تیم نکرد. دراینجا بیان یک نکته ضروری است و آناینکه پرسپولیس رقیب دیرینه استقلال در همان فصل ضمن نتایج ضعیفی که میگرفت بشدت مورد حمایت هوادارانش قرار داشت. به نظر نکته اساسی همینجا است چرا که به نظر هواداران فوتبال ایران که بخش اعظم آن یاآبی هستند یا قرمز، به نتایج تازه ای در هواداری رسیدهاند آنها فارغ از نتیجه به دنبال ساختار مناسب و لذت بردن از بازی تیمشان هستند. اتفاقی که استقلال با آوردن منصوریان به آن دست زد. هواداران استقلال امروز و درحالی که مفصل را بد شروع کرده و در جایگاه آخر هستند ورزشگاهها را پرمی کنند و این یک پیغام بزرگ برای امروز وآینده فوتبال ایران است: « هواداران فوتبال خوب میخواهند.»
آغاز فصل دشوار
علیرضا منصوریان از همان فصل قبل که روی نیمکت نفت تهران مینشست پروژه ساختن استقلالنوین را کلید زد. او در لیگبرتر ولیگقهرمانان آسیا با نفت شمایی از سبک نوین فوتبال را بهنمایش گذاشت. فوتبالی مبتنی بر نظم، استقامت و قدرت بدنی و متکی بر اصول دفاع و طراحی ضدحمله. این سبک از فوتبال را تیم ملی ایران و بسیاری از تیمهای معتبر جهان درحال حاضر اجرا میکنند و به نوعی میتوان گفت که این سبک از بازی مدرنترین مدل بازی فوتبال است. با این وصف هواداران استقلال با انتخاب منصوریان از مدتها قبل گرایش خود را تغییرات ساختاری در نمایش تیمشان نشان داده بودند و امروز که استقلال بعد از چهاربازی ابتدایی لیگ در قعرجدول جای گرفته حمایت قدرتمندانه هواداران و حتی پیشکسوتان باشگاه از منصوریان بیانگر عزمی است که برای تبدیل استقلال به تیمی مدرن و امروزی وجود دارد.
عملکرد و نتایج
استقلال در فصل نقل و انتقالات با جذب علیرضا منصوریان اولین اتفاق مهم را رقم زد و بعد از آن کاریزما و انرژی منصوریان بود که ستارههای بزرگ را از مقابل باشگاههای رقیب به استقلال آورد. چنین موضوعی را نباید به هیچوجه نادیده و کم اهمیت انگاشت چرا که تیمی را که هوادارانش دوست دارند حتما نتیجه خواهد گرفت.
ستاره های دوست داشتنی
پرویز مظلومی تیمش را براساس نیازهای تاکتیکیاش بست و منصوریان برعکس او تیمش را برای هواداران جمع کرد. او ستارههایی را به استقلال آورد که رقبایی مانند پرسپولیس و سپاهان و تراکتور به پایشان پول میریختند اما آنها لباس استقلال را به تن کردند و این خودش چند امتیاز است. منصوریان آنقدر برای هواداران استقلال اهمیت قائل بود که سبک و روش بازی که با آن در نفت به افتخارات زیادی رسیده بود را تغییر داد تا کسی نتواند به هواداران استقلال انگ طرفداری از بازی تدافعی بزند. این میزان ارج نهادن به هواداران شاید همان حلقه مفقوده فوتبال ایران باشد. کاری که برانکو هم کرد و نتیجهاش را پرسپولیس دید. کاری که دنیزلی و مرحوم حجازی هم در پرسپولیس و استقلال انجام دادند. مرحوم حجازی در آخرین حضورش روی نیمکت استقلال تعدادی از بهترین جوانان فوتبال ایران را بهخدمت گرفت جوانانی که بسیاری ازآنها هم اکنون ستارههای فوتبال ایران هستند. حجازی در آن فصل تیمی هجومی و جوان را ساخت که فوتبالی تماشاگر پسند ارائه میداد اما درنتیجه بهقدری ضعیف بود که حتی نام بزرگ حجازی نتوانست مانع برکناریاش توسط مدیران شود. هرچند بعدها همه فهمیدند که این تغییر چقدر اشتباه بوده است. اشتباهی که به نظر قرار نیست برای منصوریان تکرار شود. قدیمیهای فوتبال یک ضربالمثل در وصف قدرت حمایت هواداران از یک تیم دارند. این ضربالمثل جالب چنین مضمونی دارد: « اگر درورزشگاهی پراز هوادارن تیمتان حتی مقابل بزرگترین تیمهای جهان بازی دارید نفس و دم هواداران توپ را وارد دروازه حریف خواهد کرد.» این ضرب المثل تنها در ستایش ارزش و قدرت حمایت هواداران است. منصوریان بهعنوان کسی که سالها است حمایت همهجانبه هواداران استقلال را پشت خودش میبیند به خوبی به اینهمه عشقی که میلیونها نفربرای این لباس قائلند احترام گذاشت و این احترام متقابل نیز خودش را در فضایی مثبت و کاملا حمایتی روی سکوها نشان داده است.
راههای برون رفت از بحران
اما منصوریان برای برون رفت از این بحران نتیجهگیری باید دست به کارهایی بزند. اولین راه برای اینکه استقلال روی نواد پیروزی بیفتد شاید بالابردن توان فنی نیمکت استقلال باشد. شاید منصوریان خوب میداند که اگر یک مربی بزرگ را کنار خودش بنشاند بعد از چند نتیجه بد مدیران بسرعت او را کنار گذاشته و دستیارقدرتمندش را به جایش بنشانند. بحث کوچکی کادرفنی امروز استقلال نیست چرا که علی چینی و محمد خرمگاه از قدیمیهای استقلال و مورد علاقه هواداران هستند اما استقلال برای رسیدن به آن اهداف بزرگی که منصوریان دارد باید این ریسک را بکند. یک دستیار قدرتمند در حد میشائیل هانکه میتواند خلاء حضور یک مربی کاربلد و مجرب، یک تمریندهنده حرفهای و مسلط براصول روز دنیای فوتبال و یک مربی باتجربهای و حرفهای که بتواند روی نیمکت گرههای کور بازی را باز کند را پرکرده و مشکلات امروز استقلال را به حداقل برساند. منصوریان برای انتخاب دستیار نیز باید خیلی از مسایل را درنظر بگیرد که مهمترین آنها سبک بازی مدنظرش در استقلال است. اگر میخواهد تیمی شبیه به اتلتیکو مادرید بسازد باید دستیاری متخصص در اجرای 1-3-2-4 بیاورد و اگر دنبال بازی هجومی است باید کسانی را پیداکند که در سبکهای هجومی تبحر داشته باشند. حتی نوع بدنسازی تیمها کاملا متفاوت است. همین باعث شده تا استقلال امروز دچار یک تضاد کشنده شود. این تیم شبیه تیم کیروش تمرین میکند اما قصد دارد فوتبالی هجومی و تماشاگر پسند ارائه دهد. نوع تمرینات و نوع بدنسازی تیمها در فوتبال امروز کاملا مبتنی بر سبک و ساختار تیمی است. بدنسازی بازیکنان بارسا کاملا با رئال مادرید، چلسی و اتلتیکو مادرید متفاوت است. حتی در ابعاد جزئیتر بدنسازی تیمهایی که مورینیو مربیگری آنها را بهعهده دارد بهگونهای است که بازیکنان تیم او همیشه اندامی حجیم دارند و در جنگهای تن به تن پیروز میدان میشوند اما تیمهای گواردیولا طوری بدنسازی میکنند که بتوانند نود دقیقه مالکیت توپ و پرسینگ سریع را انجام دهند. همه اینها در فوتبال امروز دنیا تفکیک شده است و منصوریان هم باید خیلی زود در این زمینه تصمیم قطعی را بگیرد.
دومین موضوع کاملا مرتبط به همین بخش است اینکه منصوریان باید سبک و ساختار تیمش را تثبیت کند. او اگر میخواهد هجومی بازی کند باید در چیدمان و تمریناتش متفاوت عمل کند اگر نه بهترین روش برای اینکه استقلال بتواند روی دور نتیجهگیری بیفتد ایناست که منصوریان استقلال را با همان سبک تیمملی کیروش و تیم نفت بهمیدان بفرستد. بسیاری از مربیان وقتی دچار چنین بحرانی میشوند سعی می کنند با اجرای فوتبال منطقی و براساس پیروزی با حداقل گل آرام آرام تیم را وارد دورنتیجهگیری کنند.