به گزارش نمابه نقل از فارس، «ایگور پانکراتینکو» کارشناس ارشد مسائل سیاسی روسیه در مطلبی اختصاصی به تحلیل سفر کرزی به آمریکا پرداخت.
به اعتقاد وی، دیدار حامد کرزی در واشنگتن که هفته گذشته صورت گرفت، با سازماندهی آمریکا و با هدف به نمایش گذاشتن موفقیت مأموریت آمریکا در افغانستان و رسیدن به مراحل نهایی بود.
پانکراتینکو معتقد است، واشنگتن به خوبی آگاه است که «حماسه افغانستان» 11 سال به طول انجامید و این درحالی است که جان 2000 نیروی نظامی آیساف گرفته شده است.
همچنین حضور در افغانستان روزانه برای آمریکا 28 میلیون دلار هزینه در برداشت و وقت آن رسیده بود که به این وضعیت پایان داده شود، چرا که نتیجه این مذاکرات آن طور که باید عنوان نشد.
طرفین به وضوح چهره فریبکارانهای در این دیدار داشتند، متقاعد کردن آمریکا و جامعه بینالمللی باید با برنامهریزی سیاست غرب در افغانستان یعنی از یک قدرت به قدرت دیگر باشد.
اساس این ملاقات از نظر اوباما در دیدار با رئیسجمهور کرزی، بیان هدف اصلی آمریکا و نیروهای نظامی در افغانستان یعنی از بین بردن پایگاههای تروریسم بینالمللی بود که اکنون از کنترل خارج شده است.
از نظر شاخص عملیات تروریست جهانی، آمریکا در سال 2012 از نظر امنیتی نسبت به 11 سپتامبر موقعیت بهتری دارد اما در طول این سالها در خاک آمریکا بیش از 127 حمله تروریستی انجام شده که نیمی از آنها در رابطه با محیطزیست و حقوق حیوانات و افرادی که در رابطه با سازمانهای دولتی نبودند، بوده است.
در این حملات، 23 کشته و 76 زخمی به جای مانده و در این مدت حملات تروریستی در ایران، پاکستان، و دولتهای آسیایمرکزی بیشتر شده است.
در واقع هیچگونه عملیات مثبتی در بلوکه کردن پایگاههای تروریستی انجام نشده و شبه نظامیان تروریست در منطقه پخش شدهاند.
دومین مشکلی که دولت آمریکا برای خود و دولت کرزی ایجاد کرد، اثربخشی بر ایجاد ارتش مستقل و نیروی نظامی افغان بود که میتوانستند بهطور مستقل در برابر نیروهای مخالف و تروریسم بینالمللی مقاومت کنند.
منابع دولت افغانستان و آمریکا بر این باورند که روند فعلی آموزش نیروهای امنیتی افغانستان که توسط مدرسان آمریکایی انجام میگیرد، با موفقیت همراه بوده است.
این درحالی است که ارتش افغانستان در حال حاضر 80 درصد عملیات نظامی را انجام میدهند که در فوریه 2013 تأمین این امنیت به 90 درصد خواهد رسید.
تمام این تصاویر مثبت در زمان ملاقات رؤسایجمهور 2 کشور آمریکا و افغانستان فرو ریخت.
مسئول مطبوعاتی رئیسجمهور افغانستان که تصور میکرد یکی از مسائلی که حتما در این ملاقات مطرح خواهد شد مسأله مدرنیزه کردن نیروهای افغان است، گفت: در روابط افغانستان و آمریکا ضمن در نظر گرفتن منافع مشترک طرفین، درخواست آمریکا برای آموزش نیروهای نظامی نیز مطرح شد.
در واقع از همین یک جمله میتوان استدلال کرد که امروزه هیچ امید و اعتمادی به نیروهای نظامی افغانستان وجود ندارد و ارتش افغانستان فقط با پشتیبانی نیروهای آیساف قادر به انجام عملیات نظامی هستند.
همچنین شواهد قوی موجود حاکی از این موضوع است که هیچگونه پایداری در دولت فعلی وجود ندارد.
این در حالی است که سرمایه جاری در سال 2011 به 6/4 میلیارد دلار رسیده، وجود فساد مالی در دولت فعلی و همینطور ترس از خروج نیروهای خارجی در سال 2014 سبب تزلزل دولت فعلی شده است.
بهطور کلی وضعیت فعلی افغانستان بیانگر این واقعیت است که تلاش غرب برای احیاء اقتصادی افغانستان با شکست مواجه شده است.
از سال 2001 آمریکا و متحدانش در افغانستان بالغ بر 440 میلیارد دلار هزینه کردهاند که این عدد در نگاه اول تقدیر از تلاش غرب است ولی با نگاهی عمیقتر میتوان تیرگی این عمل به ظاهر خیر را متوجه شد که این هزینه صرف حفظ نیروهای اشغالگر و سرویسدهی به نیروهای نظامی خارجی شده است.
در این سالها آمریکاییها همه کار انجام دادند تا حتی یک دلار از این پولها در افغانستان خرج نشود، آنها حتی آب آشامیدنی خود را از آمریکا سفارش میدهند.
تحلیلگران غربی به اتفاق روسیه که بیشترین مواد تحلیل خود را انحصارا از غرب وارد میکنند، عنوان کردند که رشد تولید ناخالص داخلی افغانستان 9 درصد شده ولی آنها دو موضوع را فراموش کردهاند.
اولا: این رشد مربوط به تأمین نیروهای اشغالگر بینالمللی بوده و نه برای تولید صنایع در افغانستان.
ثانیا: رشد جمعیت که تولید ناخالص را کمتر کرده تاجاییکه افغانستان را در ردیف 217 کشورهای قرار داده که رشد اقتصادی بسیار کمی داشتهاند.
بیشترین نیروی کارگری افغانستان در خدمت نظامیان خارجی است، یعنی نیروهای خارجی چیزی برای ملت افغانستان به جز این به ارمغان نیاوردهاند.
این در حالی است که کمکهای بلاعوض ایران به افغانستان 12 سال اخیر، سالانه بیش از یک میلیارد دلار بوده است.
در سال گذشته، کمک ایران به استانهای غربی افغانستان بالغ بر 35 هزار تن کالا بوده، هند، چین و ایران 3 کشوری هستند که امروز واقعا در افغانستان سرمایهگذاری میکنند.
حمله به مؤسسات ایران، هند و چین و گروگانگیری و قربانی کردن انسانها نشانگر این مسأله است که دولت کرزی قادر به ارائه خدمات به سرمایهگذاران خارجی نیست و تجارت و سرمایهگذاری در چنین شرایطی باید تأمین امنیت را در برداشته باشد. دولت کرزی این را به خوبی میداند که امروز هدف اصلی وی، پایداری دولت و حفظ منبع درآمد دولت است زیرا افغانستان جز 3 کشوری است که فساد مالی در آن بیداد میکند.
دولت آمریکا با توجه در موقعیت فعلی افغانستان به بن بست رسیده و پیروزی نهایی غیرممکن است در این وضعیت فقط یک راه وجود دارد و آن حل و فصل مشکلات افغانها در چارچوب کنفرانس بینالمللی هند، چین و پاکستان و ایران است.
بنابراین اشتراک نظر بین ایران، روسیه، چین و هند و دیگر (اعضای سازمان شانگهای) بهترین جایگزین بجای آمریکا در افغانستان است که میتواند بسیار هم موفقیتآمیز باشد.
در هر صورت نتایج سفر کرزی به واشنگتن بهطور کامل نیاز به روشهای نوآورانه و حمایت از جایگزین دارد.