حدادعادل، جلیلی، ولایتی و... هیچ شانسی در برابر هاشمی ندارند!

«خودشان هم خوب می‎دانند كه آقای حدادعادل، سعید جلیلی، ولایتی، باقری لنكرانی، متكی و ابوترابی هیچ شانسی در برابر آقای هاشمی ندارند. اگر شانسی وجود داشته باشد شاید این شانس تاحدودی برای آقای قالیباف وجود داشته باشد.»

یه گزارش نما پنجره نوشت: اصلاح‎طلبان در مواجهه با هاشمی واکنش‎‎های مختلفی دارند. برخی با وی با شک و تردید برخورد می‎کنند و برخی دیگر نظیر صادق زیباکلام احترام ویژه‎ای برای او قائل هستند. در مصاحبه پیش رو نظرات دکتر صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران، درباره کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی را خواهید خواند:


تحلیل حضرت‎عالی از خبر‎های پیرامون حضور یا عدم حضور آقای هاشمی چیست؟ آیا این یک عملیات روانی است؟
نه عملیات روانی است و نه آقای هاشمی می‎خواهند جلب توجه کنند. ایشان تحت دو نیروی کاملا متضاد هستند و در این شرایط تصمیم‎گیری برایشان خیلی مشکل است. یک نیرویی که روی آقای هاشمی رفسنجانی وارد شده این است که من 80 سال سن دارم و توان فیزیکی خیلی زیادی ندارم. همان‎طوری که خودشان گفتند واقعا سخت است دوباره وارد میدان شوند. واقعا رییس‎جمهور بودن در جمهوری اسلامی ایران کار ساده‎ای نیست. باید ساعت‎ها در جلسات هیئت دولت و دیگر جلسات حضور یابد. دلیل دیگر اینکه ایشان برای نیامدن تحت فشار هستند این موضوع است که شرایط کشور بعد از این 8 سال از لحاظ اقتصادی، از لحاظ مسائل ایران در جایگاه عرصه بین‎الملل، از جنبه دشمنی‎ها، بغض و کینه‎ها و رقابت‎هایی که بین گروه‎ها و جریانات سیاسی مختلف وجود دارد، از لحاظ فرار سرمایه‎ها از کشور بسیار بدتر شده است. بهترین مغز‎ها از کشور فرار کرده‎اند. به عنوان نمونه شما ببینید فقط ظرف 8 سال گذشته چند درصد از فارغ‎التحصیلان دانشگاه‎‎های صنعتی‎شریف، پلی تکنیک، دانشکده فنی دانشگاه تهران از کشور خارج شده‎اند. شما آمار بگیرید ببینید تعداد زندانیان کم شده یا زیادتر شده است. شما آمار بگیرید ببینید که در این 8 سال اعتیاد و خودکشی به چه شکل است. مهاجرت، سرمایه‎گذاری‎ها، وضعیت پول ملی در این 8 سال و تعداد شرکت‎‎ها و سازمان‎‎هایی که ورشکست شدند چه میزان بوده است؟ این دلایل ایشان را به آمدن ترغیب می‎کند.



آیا حضور ایشان برای کشور یک عقبگرد محسوب نمی‎شود؟ ایشان به هر تقدیر سال‎ها رییس‎جمهور بوده‎اند و شاید چهره‎‎های دیگری برای این عرصه وجود داشته باشند. آیا گزینه جایگزین وجود ندارد؟
همین مسائلی که ذکر کردید موجب شده است که ایشان بخواهند به‎ جای حضور مستقیم در انتخابات یک چهره مورد تأیید را به صحنه بفرستند. به همین دلیل پروژه حمایت از آقای جهانگیری یا محمدرضا عارف یا حسن روحانی مطرح شده است. اما مشکل اینجاست که آن‎هایی که به هاشمی یا خاتمی رأی می‎دهند، الزاما به جهانگیری یا عارف رأی نخواهند داد. اصلاح‎طلبان ممکن است به خود آقای خاتمی یا هاشمی رفسنجانی اقبال کنند، در عین حال ممکن است به نمایندگان‎ هاشمی یا خاتمی رأی ندهند. در جامعه ما توسعه سیاسی به‎صورت مطلوب و همه‎جانبه صورت نگرفته است و احزاب و تشکل‎‎های سیاسی وجود ندارند. چیزی که مدنظر شماس،ت مربوط به ‎جامعه‎ای است که در آن توسعه سیاسی اتفاق افتاده است. چرا؟ به‎خاطر اینکه در کشورهای دارای توسعه سیاسی، پیشبرد امور جامعه به فرد نیست، به یک حزب است؛ حزب کارگر، حزب جمهوری‎خواه، حزب سبز، حزب سوسیال دموکرات و... می‎آیند و می‎گویند نامزد ما این فرد خاص است. مردم نامزد را نمی‎شناسند یا خیلی کم می‎شناسند. حزب یک سابقه 60 - 70 ساله دارد. حزب به‎عنوان یک جریان استخوان‎دار چپ شناخته می‎شود یا به‎عنوان یک جریان استخوان‎دار راست و محافظه‎کار شناخته می‎شود. آن زمان مردم با احزاب طرف هستند. در جامعه ما متأسفانه مردم لزوما با احزاب و تشکل‎‎های سیاسی طرف نیستند. آدم‎ها هستند که رأی می‎آورند، خاتمی اگر بیاید در صحنه رأی می‎آورد، هاشمی نیز اگر بیاید حتما رأی می‎آورد.



آقای دکتر چقدر احتمال می‎دهید این سیاستی که آقای هاشمی در پیش گرفته‎اند همان سیاست سال 84 باشد؟ یعنی در لحظه آخر اعلام بکنند که قصد حضور دارند؟
فکر می‎کنم که اگر آقای هاشمی در دقیقه آخر بیایند یا ده روز دیگر اعلام کنند یا بیست روز دیگر رسما کاندیدا شوند، افرادی که مصمم هستند به ایشان رأی بدهند قطعا به ایشان رأی خواهند داد. مستقل از اینکه ایشان کی اعلام کاندیداتوری کنند، رأی این افراد ثابت خواهد ماند. منتها مسئله اساسی این است که ورود آقای هاشمی به انتخابات زلزله‎ای را در میان اصول‎گرایان ایجاد خواهد کرد و تمام آرایش اصول‎گرایان را به هم خواهد ریخت.
اگر آقای هاشمی وارد نشوند، نامزد اصول‎گرایان آقای دکتر علی‎اکبر ولایتی خواهد بود. اگر آقای هاشمی رفسنجانی وارد بشوند، آن وقت اصول‎گرایان تمام سازماندهی‎شان به هم می‎ریزد و من معتقدم ‎ای بسا علی‎رغم اکراهی که دارند بروند به‎دنبال آقای قالیباف و ایشان را بگذارند در برابر آقای هاشمی. خودشان هم خوب می‎دانند که آقای حدادعادل، سعید جلیلی، ولایتی، باقری لنکرانی، متکی و ابوترابی هیچ شانسی در برابر آقای هاشمی ندارند. اگر شانسی وجود داشته باشد شاید این شانس تاحدودی برای آقای قالیباف وجود داشته باشد.

۱۳۹۲/۲/۱۷

اخبار مرتبط