می گویند "در بی خبری خوش خبری است" . اما این ضرب المثل برای ما کارآیی ندارد. چرا که به دفعات ثابت شده زمانی که در فوتبال ایران بی خبری باشد و یا از کسی خبری نداشته باشند خبر بدی بعد از آن بی خبری ها همه را غافلگیر میکند. شاید ضرب المثلی دیگر برای این روزهای ما مصداق پیدا می کند:"از نعره شیر نباید ترسید،از سکوت مورچهها باید ترسید". و این گونه میشود که ما از این سکوت خبری می ترسیم، می ترسیم از سکوتی که همانند یک بختک به جان فوتبال صعود کرده به جام جهانی ما افتاده است. می ترسیم از اینکه دیگر کرش بازنگردد.
نه اشتباه نکنید ما ترسو نیستیم،ما از طعنه های همیشه امثال خداداد عزیزی به فوتبال و مسئولانش نمی ترسیم، از جایگزینی امیر قلعه نویی هم به جای کرش نمی ترسیم، از این می ترسیم که در این مقطع حساس، که بیشتر از هر موقع به حضور بزرگانی چون کرش احتیاج داریم ،اوبعد از دو سال و اندی ما را به حال خود رها کند و برود. ما از تاییدهای کفاشیان می ترسیم،تاییدهایی که برای ما ترس می زاید.
آیا کرش بر می گردد؟ آیا ما را به حال خود رها می کند و میرود؟ که اگر برنگردد اتفاقی بد رخ خواهد داد، اتفاقی که شاید جبرانش برای ما در بهترین شرایط حداقل 4 سال زمان ببرد. در روزهایی که باید به فکر ترکیب اصلی برای حضور هر چه پررنگ تر در برزیل باشیم، در شرایطی که باید رودرروی کرش بنشینیم و بر سر حضور پیام صادقیان،سردار آزمون و پدیدههای نوشکفتهای از این دست و یا حتی بازگرداندن با تجربه ترهایی چون کریمی، مجیدی و رحمتی به تیم ملی باشیم به فکر این هستیم که بالاخره کرش بر می گردد یا خیر؟!
ما هنوز در "ب بسم الله" ماندهایم و دیگران ... .
ما برگشته ایم سر خانه اول، بحثی که همیشه برای همهمان جذابیت داشته، جذابیتی که کذب است؛ هنوز هم بحث "مربی داخلی خوب است یا خارجی؟" برایمان جذابیت دارد، آن هم در فاصله چند ماه مانده به جام جهانی. چند ماهی که میتواند در آینده فوتبال ما بسیار مهم و حساس قلمداد شود. خوش درخشیدن در جامجهانی میتواند همه چیز ما را خوب کند، می تواند برایمان اعتبار بخرد، می توانیم جلوی این پیش بیینی ها که قبل از جام جهانی نام ایران را در فهرست 5 تیم ناامید جام جهانی قرار میدهند بگیریم، بازیکنان ما میتوانند از ویترین جام جهانی برای ترانسفر شدن به اروپا استفاده کنند، میتوانیم با عبور از مرحله گروهی و شگفتی سازی در برزیل فرهنگ و تمدن خود را به جهان ثابت کنیم.
بحث جام جهانی بحث استقلال فدراسیون نیست، بحث من بمیرم تو بمیری نیست، بحث انتخابات شیراز و اصفهان نیست که دو طرف ماجرا خیلی هم برایمان فرقی نداشته باشند. جام جهانی می تواند غرور و تحقیر 70 میلیون ایرانی را برانگیزد،می تواند ما را از عرش به فرش و یا به عکس برساند.
وقتی می گوییم میترسیم این ترسمان بی دلیل نیست، ما ترس از سکوت داریم، سکوتی که دودش را 8 سال قبل در جام جهانی 2006 خوردیم، اختلاف میان علی آبادی و دادکان همه چیز را خراب کرد، آن زمان همه ما نوشتیم می توانیم از گروهمان عبور کنیم،واقعا هم می توانستیم مقابل مکزیک و پرتغال نتیجه بگیریم، ما چیزی کم از کره و ژاپن نداشتیم. حالا هم میترسیم از اختلافی دیگر که آتش بیاندازد بر جان فوتبالمان.