فروش عكس زنان برهنه توسط زنان برقع پوش

در این نوشتار ابعاد تهاجم سنگین فرهنگی نظام سلطه در افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد.

به گزارش نما به نقل از جبهه جهانی مستضعفین ؛ افغانستان از جمله کشورهایی است که به دلیل نابسامانی های حکومتی و وجود شرایط بحرانی، عدم هماهنگی سازمان ها و نهادهای کشوری و در مواردی تناقض در عملکرد آنان و هم چنین اشغال نظامی، طعمه تهاجم فکری و فرهنگی غرب قرار گرفته است.

دولت های غربی با سوء استفاده از این شرایط برای گسترش هر چه بیشتر سلطه فرهنگی خود بنیان های اعتقادی– فکری مردم خصوصاً جوانان را هدف گرفته و برای تغییر هویت ملی و نهادینه کردن فرهنگ بی بند و بار غرب در جان و روح این مردم تلاش می کنند.

آنان برای دست یابی به اهداف خود، همه امکانات و وسایل به ویژه رسانه ها را به خدمت گرفته و از طریق ایجاد تشنج و اختلافات فکری، فرهنگی، قومی و قبیله ای در جامعه، سوء استفاده از زنان، تغییر روش های آموزشی مدارس و دانشگاه ها، ایجاد و گسترش فرق ضاله و... استراتژی های خود را یکی پس از دیگری به اجرا در می‌آورند.

در ادامه به مهم ترین شیوه های تهاجم فرهنگی در افغانستان می پردازیم:


۱- آموزش:
آموزش، مهم ترین و اصلی ترین نهاد مورد توجه نظام سلطه در افغانستان است. این نهاد قدرت تأثیر بر تمامی نهادهای دیگر جامعه را داراست از همین رو آنان در پی تغییر ریشه ای آموزش افغانستان در تمامی مراحل ابتدایی، راهنمایی، دانشگاهی، بخش دولتی و خصوصی اند.

اولین اقدام غربیان در حوزه آموزش افغانستان، تغییر شیوه های آموزشی در مرحله ابتدایی و راهنمایی است که می توان به حذف واحدهای درسی دینی مانند فقه، تفسیر، عقاید، زبان عربی، کاهش ساعات تدریس قرآن در مدارس و تغییر محتوای کتب درسی اشاره کرد.

از دیگر اقدامات آنان در این زمینه کاهش ساعات تدریس درس فرهنگ و تمدن اسلامی در دانشگاه است. این واحد درسی در تمامی ترم های تحصیلی دانشگاه های افغانستان تدریس می شد و طی آن، دانشجویان، احکام عبادی و دینی خود همچون عبادات، معاملات، فرایض، سنن و... را می آموختند. اما این درس در حال حاضر فقط در دو ترم ارائه می شود.

اعزام دانشجو به کشورهای غربی از دیگر شیوه های قدیمی نفوذ فکری - فرهنگی در افغانستان است. به اعتراف جوانان افغانی تحصیلکرده و آموزش دیده در غرب، مسئولان غربی به بهانه های مختلف برای جوانان افغانی، سفرهای خارجی به اروپا و آمریکا تدارک دیده و آنان را به کاوارهها و کازینوها دعوت می کنند و شرایط میگساری و شهوترانی آنان را فراهم می نمایند.

تمامی این فعالیت ها با همکاری سازمان آمریکایی USAID انجام گرفته است.


۲- رسانه های جمعی:
هر چند جمعیت باسواد در کشور افغانستان اندک است اما تعداد مجلات و روزنامه های منتشره در این کشور حیرت آور است به گونه ای که تنها در کابل، بیش از سیصد روزنامه و مجله منتشر می گردد.

بیش از دویست و هشتاد عدد از این مجلات و روزنامه ها به وسیله‌ی بیگانگان تأمین بودجه می شود که همگی در خدمت اهداف غربیان است.

رادیو بی بی سی، رادیو "صدای آمریکا" که اکنون با نام رادیو "آشنا" فعالیت می کند، رادیو "آزادی" که برنامه های خاص به زبان محلی پشتو و فارسی پخش می کند، رادیو "صبح بخیر کابل" که به تازگی توسط غربی ها تأسیس شده از جمله رادیوهای فعال در افغانستان هستند.

علاوه بر این رادیوها، در هر ایالت افغانستان یک شبکه رادیویی فعالیت می کند. همه این رادیوها توسط آمریکا و دیگر دولت های غربی تأمین بودجه می شوند.

تلویزیون و شبکه های تلویزیونی نیز از دخالت غربی ها در امان نمانده است. به عنوان نمونه می توان به "شبکه آیینه" در شمال کشور و سه شبکه به نام های "افغانستان"، "طلوع" و "آریانا" در پایتخت اشاره کرد.

بعضی شبکه ها در افغانستان اقدام به پخش برنامه هایی می کنند که شبکه های رسمی کشور جرأت پخش آن را ندارند. مانند ترانه های زنان و شوها و رقص های مختلط.

متأسفانه باید اشاره کرد که سریال ها و فیلم های بی معنا و هرزه هندی، نیمی از برنامه های تلویزیون افغانستان را در برگرفته است.

انواع مسابقه ها، شوها، آوازها، فیلم ها، سخنرانی ها و محصولات رسانه ای گوناگون با هدف ترویج فرهنگ غربی و مقابله با اسلام به صورت روزانه از این شبکه ها در حال پخش است.

اینترنت نیز دارای چنین وضعی است و میزان و حجم دیدن سایت های غیر اخلاقی بین جوان و نوجوان افغانی بسیار بالاست.

آنچه در اینجا مهم به نظر می آید تسامح و تساهل وزارت فرهنگ این کشور است که باعث شده بیست شبکه تلویزیونی و دویست ایستگاه رادیویی در کشوری که بیش از 78 درصد مردمش از نعمت برق محروم اند راه اندازی شود.

بیشتر این ایستگاه ها و شبکه ها تحت نظارت و اشراف آژانس بین المللی توسعه ایالات متحده آمریکا USAID قرار دارند.


۳- زنان:
زن ابزاری بسیار مهم در طرح های غربیان جهت ایجاد تغییرات اجتماعی و غربی سازی افغانستان است.

برخورد رادیکال و افراطی طالبان با زنان افغانی مانند محرومیت از تحصیل، محرومیت از هر گونه فعالیت اجتماعی و اجبار آنان به پوشیدن نوع خاصی از لباس، به تلاش های آمریکا در این زمینه سرعت بخشیده است.

از جمله این فعالیت ها می توان به تشویق زنان به زیر پا گذاشتن آداب و رسوم عرفی و دینی، انتشار تصاویر بی شرمانه هنرمندان زن هندی و غربی، برپایی نشست های مشترک زنان افغانی و غربی که با حضور همسران مسئولین آمریکایی برگزار می شود، برپایی دوره های آموزشی برای آنان در کشورهای اروپایی و... اشاره نمود.

الگوسازی از زنان هنجار شکن از دیگر شیوه های تهاجم فرهنگی در افغانستان است. زنان آوازخوان، نوازنده، مجری، رقاصه، زنان دانشگاهی سکولار و ... به طور دائم از طریق رسانه ها برجسته می شوند.


۴- قانون:
قانون اساسی این کشور از دیگر مواردی است که تحت نظارت آمریکاییان تدوین و طراحی شده است. به همین دلیل در این قانون، موادی مشاهده می شود که راه را برای غربی سازی این کشور آسان تر نموده است.

ماده دوم قانون اساسی به آزادی پیروان ادیان در انجام مراسم مذهبی خود حکم میکند. آمریکاییان از این طریق تلاش کردند به افغانیانی که دین اسلام را ترک می کنند و مسیحی می شوند مصونیت قانونی عطا کنند.

ماده چهل و ششم به اجنبیان اجازه و حق تأسیس مؤسسات آموزشی را اعطا می کند و همچنین قانون به افغانیان چند تابعیتی اجازه عهده داری مناصب وزارتخانه ها را اعطا می کند که این امر شرایط حکمرانی جامعه توسط کسانی که در غرب زندگی کرده اند را آسان می کند.


۵- حمایت و دفاع از تبلیغات مسیحیت و فرق ضاله:
مؤسسات تبلیغی مسیحیت و فرق ضاله مانند بهائیت در مناطق مختلف این کشور به ویژه مناطق فقیر نشین به طور گسترده فعالیت می کنند.

جرأت و جسارت این مؤسسات به جایی رسیده است که علمای دین و ائمه جماعت مساجد را به مجالس تبلیغی خود دعوت می کنند.

هم چنین ارتش آمریکا به ویژه گروه PRT (گروه بازسازی ملی)، بزرگان دین مسیح را به مناطق مختلف کشور می فرستند. این عالمان مسیحی با خود انجیل های ترجمه شده به زبان افغانی دارند و با مردم و ائمه جماعات تشکیل جلسه می دهند.

مردم افغانستان هیچ گاه فکر نمی کردند که مشکل مسیحی سازی در این کشور به این حد برسد، مشکلی که موجب ایجاد بحران هویت در این کشور گردیده است.


6- مقابله با اسلام
نظام سلطه از طرق مختلف به دنبال تزلزل عقاید اسلامی مردم افغانستان است که از جمله آنان می توان موارد زیر را برشمارد:

- ایجاد شک و شبهه در مردم نسبت به علما و مبلغان دینی موثق و القای رادیکال و مرتجع بودن این اشخاص. چنین ترویج می شود که علت مشکلات جوامع اسلامی، افکار این علما است و از این طریق مردم را از آنان دور کرده و علما را گوشه نشین می کنند.

- معرفی اسلام ستیزان به عنوان رهبران فکری. مانند خانم سیما ثمر رییس کمیته حقوق بشر افغانستان، عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری، نصر ابو زید، محمد شحرور، حسن حنفی و ... .

- نشر تفکرات سکولار از طریق همایش‌ها، مقالات، روزنامه‌ها و مجلات و تألیف و ترجمه کتبی که موجب تشکیک در عقاید اسلامی می گردد.

این تنها بخشی از برنامه های غربیان برای تخریب عناصر فرهنگی افغانی-اسلامی و ترویج مبانی و نمادهای فرهنگ غربی در این کشور است. آنچه شرایط فرهنگی افغانستان را بحرانی کرده است، همراهی حکومت و ساختار های حکومتی با این هجمه فرهنگی و نبود مراجع دینی موثق و فعال در کنار مردم است.

یکبار مردم افغانستان با ایستادگی شجاعانه در مقابل تجاوز بیگانگان، جهانیان را حیرت زده کردند و امیدواریم که یک بار دیگر با همت و غیرت دینی و پیشتازی علمای خود در مقابل این هجوم خاموش مقاومت کنند.

۱۳۹۲/۶/۳۰

اخبار مرتبط