وقتی شرط ازدواج اسلام اوردن می شود

عشق حسین ‌بن‌ علی مسلمانم كرد دخترخانم، وقتی برای ادامه تحصیل، به قلب اروپا می رود، به عشق آقا امیرالمومنین علی ابن ابی طالب و وجود نازنین اباعبدالله الحسین(علیه السّلام) و جهت آشنایی و ترویج دین اسلام همراه با بروشرهای از واقعه غدیرخم شله زرد نذری پخش می كند و پس از آشنایی با پسر مورد علاقه اش، شرط ازدواج شان را شیعه شدن او قرار می دهد. حالا، خود را برای پیاده روی اربعین آماده می كنند.



«زهرا رُژدام» برای تحصیل، به قلب اروپا، یعنی ایسلند می رود. او اما برخلاف خیلی ها، نه تنها دست از آیین و اعتقادش نمی کشد، که در خیابان های ایسلند، برای سیدالشهداء(علیه السّلام) شله زرد نذری پخته و بین مردم پخش می کند و روز به روز، بیشتر به اسلام و اهل بیت عشق می ورزد.**

اخبار مذهبی _ او در زمان تحصیل، با پسری بنام «اِدمُونداس بُوبلایتِس» آشنا میشود که یک دل نه، صد دل به هم عشق میورزند، اما پسر، مسلمان نبوده و تنها شرط زهرا برای ازدواج، اسلام آوردن او می شود. ادموند، با کمک زهرا و علاقه ی وافر خودش، با دین اسلام و مذهب شیعه آشنا شده و اسلام می آورد.

**سرانجام در بیست و پنجمین روز از مردادماه سال جاری و همزمان با میلاد امام هادی(علیه السّلام)، «زهرا» و اِدمونداس که با اسلام آوردنش، نام «محمد» را برای خود انتخاب کرده، در محضر حجت الاسلام و المسلمین توحیدلو، خطبه ی عقد این زوج تازه مسلمان، خوانده می شود و ساده و بی آلایش، این زوج جوان، زندگی خود را آغاز می کنند.لازم به ذکر است که وقتی الگوی این زوج جوان ازدواج آسمانی حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) و امیرالمومنین علی ابن ابی طالب میشود مهریه یک جلد کلام الله مجید، یک جلد نهج البلاغه، ویک جلد صحیفه سجادیه امام زین العابدین رقم میخورد...**


جاذبه ی اسلام، محبت حضرت حسین(علیه السّلام) مرز نمی شناسند! نوری است که وقتی بر دل ها بتابد، هدایت الهی را دربر دارد و عشق را به انسان هدیه می دهد.

**این روزها، زهرا و محمد که دلباخته ی عشق اهل بیت(علیهم السّلام) هستند، خود را برای شرکت در پیاده روی اربعین آماده می کنند.**

عشق حسین ‌بن‌ علی مسلمانم کرد

به نام پروردگار عشق

لغت عشق می تواند آن قدر وسیع باشد که فقیر و غنی، خوب و بد، مخلص و مدعی نمی شناسد؛ چه خوش گفت مولانا که :

عشق ها کز پی رنگی بود

عشق نبود عاقبت ننگی بود

عشق می تواند انسان ها را از این رو به آن رو کند، معجزه عشق می تواند به انسانها خودسازی را یاد بدهد.

داستان زندگی از آن جایی شروع میشود که عشق رنگ خدایی میگیرد، داستان این عشقی که برایتان مینویسم داستان لیلی و مجنون نیست داستان عشق ما،داستانی است که شروع آن با نام نامی محمد است، شروعش با اسلام و شرع خداست.

سفری که با تحصیل و درس در ایسلند آغاز میشود، زهرایی که تنها سفر میکند تا درس بخواند و کارش میشود بلند کردن علم حسینی(ع).

مردان همه رفته اند، آری زینب مانده که با حرف های آتشین نام کربلا و قیام عاشورایی را با خطابه های سنگین زنده نگه میدارد حقیقت این است که کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود.

زهرای قصه ی ما زینب وار در قلب اروپا میخواهد چیزی را فریاد بزند، رازی که در سرزمین کفر درون سینه پنهان می کنند، او با افتخار به رخ جهانیان میکشند.

بالاخره فرا میرسد روزی که زحمت های او پاسخ میدهد این وعده خداست

فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۖ إِنَّکَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِینِ

(نمل۷۹)

پس بر خداوند توکل کن و بدان که تو بر حق آشکار هستی.

روزی که ادمونداس نام محمد را چون اکسیری در قلب خود جای میدهد و نامش را به محمد تغییر میدهد و فریاد بلند میکند که (اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله) و مسلمان میشود این نتیجه تلاش های زهرا خانم است.

روزی که یاد میگیرد در مکتب حسین(ع) باید چگونه بود و چگونه زندگی کرد؟

بیست و پنجمین روز از مرداد ماه روز جاری شدن خطبه او و محمد است، بیست و پنجمین روز از مرداد ماه که مصادف با میلاد دهمین اختر تابناک ولایت، امام هادی(ع) بود ، که درود خدا بر او باد.

روزی که به گوش میسپارند به رهنمودهای حجة الاسلام و المسلمین علیرضا توحیدلو و توسط ایشان عقدشان را تا به فلک میکشند و در عرش خدا ،فرشتگان هلهله کنان برای این بندگان مخلص درود میفرستند. مهر به دل هم میبندند و مهریه اش میشود؛ یک جلد کلام وحی، یک جلد نهج البلاغه و یک جلد صحیفه سجادیه.

در این روز بی آلایش و مملو از سادگی محمد بدون زدن کربات و سیخ کردن موهایش سادگی را می آموزد، می آموزد که اهل بیت (ع) ساده ترین زیستن را داشتند.

چند روز پس از این ازدواج با بهره گیری از الگوی ازدواج آسمانی صدیقه طاهره(سلام الله علیها) و امیرالمومنین علی ابن ابی طالب(علیه السلام)، زهرا خانم و همسرشان و مادر گرامی تصمیم به تبلیغ اسلام کرده و در زیباترین عید شیعیان (غدیر)با کاسه های شله زرد علی را علی گویان به زبان آنها تبلیغ میکنند تا بیاموزند مشق علی کنند که علی که بود و چه کرد؟

اینک زهرا خانم رژدام قصه ی ما به همراه همسرش ادمونداس بوبلایتس تغییر یافته به نام محمد چند صباحی به ایران آمدند تا سفیر عشق باشند و در عزاداری حسین(ع)بر سر و سینه زنند و دل و جان روانه کنند سمت کربلا و با پای پیاده، جا پای قدم های جابر بگذارند و فقط گویای سلامی بر حسین و آل او باشند، و زندگی شان را پیش سید و سالار شهیدان ضمانت کنند.

تا باشد از این دست داستان ها و تا قلم سوگند یاد کند بر معجزه عشق به حسین(ع)

به پایان آمد این دفتر ،حکایت همچنان باقیست.
ثبت: ۱۳۹۸/۶/۲۶