نسخه چاپی

مذاكره امام حسین برای هدایت بود نه بازی برد برد

عکس خبري -مذاکره امام حسين براي هدايت بود نه بازي برد برد

آیا می خواست عمر بن سعد را قانع كند تا برود با نمایندگی حاكمیت طاغوت بنی امیه مفری برای برون رفت از این بن بست پیدا كند؟ تمام زوایای تاریخ كربلا را كه می بینید این مسائل نبوده است.

میزان غیرمنتظره بودن اظهارات رئیس جمهور درباره مذاکره حتی صداو سیما - که این روزها بیش از همیشه مراعات دولت را می کند - را نیز به تحرک واداشت.

دکتر حشمت الله قنبری مولف کتاب های متعددی درباره حادثه عاشورا است؛ همچون رد پای دنیا در فاجعه 61، بعثت بدون وحی، سیری در تاریخ صدر اسلام و ... است. او در بخشی از برنامه گفتگوی ویژه خبری گفت: امام حسین(ع) برای چه عمر بن سعد را در شب هشتم دعوت کرد؟ آیا می خواست پروتکل الحاقی به قیامش بدهد؟ آیا می خواست عمر بن سعد را قانع کند تا برود با نمایندگی حاکمیت طاغوت بنی امیه مفری برای برون رفت از این بن بست پیدا کند؟ تمام زوایای تاریخ کربلا را از زبان هر انسان معاندی که کتاب نوشته می بینید که این مسائل نبوده است.

این استاد دانشگاه با تاکید گفت: حضرت سید الشهدا عمر بن سعد را برای این دعوت نکرد که با وی گفتگو کند و یا این که با وی با تفاهم برسد و یا یک قاعده برد برد را مدیریت کند بلکه حضرت سید الشهدا عمر بن سعد را دعوت کرد تا با او گفتگو کند و تمام پیشینه وی را در پیش رویش قرار دهد و بعد با تمام قلب رحمانی خودش او را به طرف سعادت دعوت کند.

این کارشناس معارف اسلامی بیان داشت: آمدن عمر بن سعد هم در سرنوشت اثر نداشت و هیچ اتفاقی نمی افتاد اگر این نشست برگزار نمی شد اما آن چه که ظهور رسید در این گفتگو این بود که اولاً این گفتگو مذاکره نبود بلکه انزار بود و آن کسی که انزار می کند در موضع قدرت و اقتدار قرار گرفته است.

در ابتدا در پاسخ به سوال اول مجری برنامه مبنی بر این که چرا این واقعه که در سال 61 هجری قمری رقم خورد پس از 14 قرن مستحکم به جا مانده گفت: وقتی پدیده ای جنس ماندگاری هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی به خود می گیرد اگر قرار باشد آن را مورد ارزیابی قرار دهیم لازمه اش این است که نسبت به جوانب و اطراف آن اسراری که وجود دارد شناخت حاصل کنیم.

وی با بیان این که باید آثاری که در آن دوران به جا مانده را به طور جدی مورد توجه قرار دهیم افزود: بدون تردید در رابطه با حادثه و واقعه بزرگ سال 61 هجری قمری جدای از تعالیم وحی ، معارف قرآن بعثت انبیاء، رسولان الهی و فیض عترت طاهره نمی شود دریافت درستی از نهضت عاشورا به دست آورد.

این استاد دانشگاه با بیان این که عاشورا در پس زمان تحقق می یابد گفت: باید این واقعه عظیم را به خوبی بشناسیم به طوری که زمانی که نوبت را خوب درک کنیم می توانیم به سهم این واقعه دست یابیم.

این کارشناس معارف اسلامی با بیان این که باید نسبت به رسالت رسولان الهی شناخت پیدا کنیم افزود: در سایه این درک و معرفت می توان وارد عرصه کربلا شد به گونه ای که اگر کسی با این نگاه وارد شود حضرت صدیقه (س) یک شاهکار و یک استثنا به حساب می آید به طوری که تمام هستی را در زمان کمیت و کفیت در یک نیم روز حبس کرده است و تمام موجودیت آفرینش را در یک قلمرو جغرافیا که همان کربلا باشد گنجاندند.

حشمت الله قنبری با بیان این که این بزرگوار این مسئله را به چالش کشاندند افزود: ایشان در یک نقطه بسیار محدود اواضاع را به نمایش گذاشتند و در این نگاه برای ورود به عرصه کربلا به چند لازمه اساسی و مقدمه مبنایی نیاز داریم.

***کربلا یک حقیقت و پدیده نیست که به اعتبار دانش به آن برسید

وی با اشاره به این که ابتدا اخلاص نیاز است که در سایه آن در این میدان داده می شود گفت: کربلا یک حقیقت و پدیده نیست که شما به اعتبار دانش و آگاهی نسبت به سایر حوادث تاریخی به آن برسید.

این استاد دانشگاه با اشاره به این که حادثه حضرت سید الشهدا همجنس تمام زندگی عترت طاهره است افزود: علم و آگاهی غنی و عمقی اطراف این حادثه بزرگ اتفاق افتاده است مثلاً در بین همه حوادث تاریخی حادثه ای به تلالو عاشورای 61 قابل رصد کردن برای جامعه بشری نیست.

این کارشناس معارف اسلامی افزود: حوادث شگفت انگیزی مثل روز غدیر حضرت امیرالمومنین(ع) موجود است که جایگاه مبنایی و اصولی دارد که اگر فهمیده بود بر اساس خواست پیغمبر در غدیر می ماندند و به محرم نمی خوردند اما وقتی فهم درستی از غدیر وجود نیامد خطا و انحراف در جامعه اسلامی شکل گرفت و مردم از کنار انحراف ها عبور کردند.

***در کربلا هیچ چیز متوسطی وجود ندارد

حشمت الله قنبری با اشاره به این که بدون تردید نه ضرورتی برای وجود حماسه و نه ضرورتی برای خلق فاجعه به وجود می آمد گفت: اگر جامعه اسلامی و امت اسلامی بر پای مبنای قرآن سنت و عترت طاهره حرکت نکنند انشقاق در آن به وجود می آمد ادامه داد: در کربلا هیچ چیز متوسطی وجود ندارد.

وی تاکید کرد: در کربلا در یک طرف فاجعه است و در یک طرف برای بشر در اعلا درجه حماسه وقوع یافته است، حماسه ای که در کیفیت و اثر بخشی آن همتایی وجود ندارد.

این استاد دانشگاه افزود: در کربلا جای اصغر نیست بلکه در کربلا همه اکبر هستند.

این کارشناس معارف اسلامی با اشاره به این که اگر در کربلا امکان دلالت مردم به خواست خدا فراهم نمی شد راه توحید در روی نیمکره زمین برای همیشه بسته می شد افزود: در کربلا حضور همه جانبه همه را با هم می بینیم به گونه ای که در خمیه گاه حسین ابن علی (ع) هیچ چیزی را کم نمی بینیم یعنی اگر اهل سعادت از اول در این صحنه حضور داشتند با سعادت نیز حرکت کردند.

حشمت الله قنبری اظهار داشت: هر نمونه ای که بشر به آن به عنوان الگو نیاز داشته باشد را در کربلا می بینیم.

وی با اشاره به این که تمامی موجودیت طاغوت با تمام ابعادش به چالش کشیده شده خاطر نشان کرد: از سوی دیگر خواصی در جامعه وجود دارند که آن ها از مفاخر اسلامی به حساب می آمدند.

این استاد دانشگاه گفت: افرادی که به تدین و تقوا معروف بودند بالاخره کارشان به جایی رسید که با رمز لا اله الا الله سر از حجت خدا جدا کردند.

این کارشناس معارف اسلامی با اشاره به این که همه وجود حسین (ع) را می شناختند افزود: اگر کسی هم حضرت امام حسین(ع) را نمی شناخت و در صحنه حاضر بود امام حسین (ع) کربلا را صحنه خود قرار دادند.

وی با بیان این که حضرت سید الشهدا را قطعه قطعه کردند به گونه که پیراهن این حضرت را پاره کردند و باید گفت که چه ضرورتی داشت چنین امری را انجام دهند مگر این مسئله برای آن ها ارزش افزوده داشت!

این استاد دانشگاه با بیاناین که آن ها اعتقادات دینی را به غارت گذاشتند افزود: آن ها ارزش های دینی را به غارت بردند به گونه ای که سر از حجت خدا جدا کردند و بعد از بازگشت احساس شرافت می کردند.

این کارشناس معارف اسلامی افزود: چه جریان تربیتی در جامعه وجود داشت که سر از حجت خدا جدا شود.

حشمت الله قنبری بیان داشت: اگر این ها معلوم نشود که کربلا در چه جایگاهی قرار بگیرد ممکن است یک فاجعه ای را در سیمای دیگر به اهل توحید و به اخل یکتا پرستی تحمیل کند لذا اصلاً این حرف را کربلا را نادان ها درست کردند درست نیست بلکه منحرفین کربلا را درست کردند و کسانی که ارزش های تقلبی را به جای ارزش های اساسی دینی در وجودشان نهادینه کردند.

وی در ادامه افزود: این منحرفین بینایی دل نداشتند و نکته اساسی این است که این مردمان که در صحنه کربلا حاضر شدند بیشترشان از طریق مسلم بن عقیل با امام حسین(ع) بیعت کرده بودند و این ها کسانی بودند که با قصد قربت زندگی شان را فروختند مرکب و آذوقه فراهم کردند تا در حین ورود امام حسین(ع) در رکاب وی بجنگند. اما می بینیم که مسلم بن عقیل که فرمانده شجاع با اقتدار ، یک استراتژیست توانمند و با همه ویژگی هایی که دارد رفتار مردم عراق طوری است که قانع می شود و از امام حسین(ع) دعوت می کند که به عراق بیاید و اگر امام حسین(ع) نامه های دعوت را از سوی مسلم بن عقیل نمی گرفت هرگز به مردم عراق اعتماد نمی کرد.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: اما همین مردم چون بینایی دل و بصیرت نداشتند منتظر اباعبدالله بودند و دشمن که با برنامه بود عبیدالله را به جای امام حسین(ع) به آن ها غالب کرد و دلیل این کار این است که آن افراد تابع یافته های سرشان بودند و کوتاه اندیش بودند و بعضی از آن ها در موضع های بالا خود شوق میزان و مبنا قرار می گرفتند و به دنبال امام حق نبودند یافته های سرشان آن ها را مدیریت میکرد، و بینایی دل یافته های سر را ویراستاری می کرد، همه مردم وقتی عبیدالله وارد قصر حکومتی شد فهمیدند که وی امام حسین(ع) نیست.

این کارشناس معارف اسلامی با تاکید بر این که همین مردم در یک فاصله بسیار کوتاه با همان امکانات وارد کربلا شدند و مهم ترین فاجعه خلقت را درست کردند گفت: چرا باید این اتفاق بیفتد، این چرا مهم است زیرا باید خواص و اخص خواص جبهه باطل را بشناسیم و آن چیزی که باعث شد این ها به دامن این انحراف غلطان شوند چه چیزی بود.

حشمت الله قنبری تصریح کرد: مثلاً شخصیتی مثل عمر بن سعد ابی وقاص یک انسان معمولی نیست، حب دنیا و ریاست پیدا کرده و وقتی او را ترغیب و تحریک کردند در موقعیتی قرار گرفت که بین رسیدن به سعادت و دنیا خودش نتوانست انتخاب درست انجام دهد تا جایی که امام حسین(ع) وقتی دعوتش کرد که البته این فراخوان ابی عبدالله از عمر بن سعد بسیار با معنا بود.

وی اظهار داشت: امام حسین(ع) برای چه عمر بن سعد را در شب هشتم دعوت کرد؟ آیا می خواست پروتکل الحاقی به قیامش بدهد؟ آیا می خواست عمر بن سعد را قانع کند تا برود با نمایندگی حاکمیت طاغوت بنی امیه مفری برای برون رفت از این بن بست پیدا کند؟ تمام زوایای تاریخ کربلا را از زبان هر انسان معاندی که کتاب نوشته می بینید که این مسائل نبوده است.

این استاد دانشگاه با تاکید گفت: حضرت سید الشهدا عمر بن سعد را برای این دعوت نکرد که با وی گفتگو کند و یا این که با وی با تفاهم برسد و یا یک قاعده برد برد را مدیریت کند بلکه حضرت سید الشهدا عمر بن سعد را دعوت کرد تا با او گفتگو کند و تمام پیشینه وی را در پیش رویش قرار دهد و بعد با تمام قلب رحمانی خودش او را به طرف سعادت دعوت کند.

این کارشناس معارف اسلامی بیان داشت: آمدن عمر بن سعد هم در سرنوشت اثر نداشت و هیچ اتفاقی نمی افتاد اگر این نشست برگزار نمی شد اما آن چه که ظهور رسید در این گفتگو این بود که اولاً این گفتگو مذاکره نبود بلکه انزار بود و آن کسی که انزار می کند در موضع قدرت و اقتدار قرار گرفته است.

حشمت الله قنبری گفت: امام حسین (ع) به کربلا آمده بود و در اطرافش کمتر از 100 نفر یار قرار داشت اما هر کدام از این 100 نفر یک کره زمین بودند اما بنی امیه هم 40 هزار شبهه آدم به دشت قاضبیه فرستاده بود و اگر این دشت ظرفیت بیشتری داشت 4 میلیارد می آوردند چرا؟ زیرا مهار کردن علی اکبر ، قمر بنی هاشم و .... در قاموس هویتی خودشان با آمار و عدد قابل مقایسه نبود .

وی تصریح کرد: من از شما به عنوان نماینده قشر جوان اندیشمند سوال می کنم که وقتی زینب کبری (س) از کربلا راه افتاد تا به مدینه رسید آیا زینب (س) اسیر بود و یا بنی امیه اسیر شاخصی دارد و اسارت زمانی برای کسی به وجود می آید که یعنی کاملاً سیطره حاکمیت باشد.

این استاد دانشگاه گفت: در تمام این مسیر حضرت زینب کبری(س) خطبه میخوانده و یا حضرت زین العابدین(ع) خطبه می خواند، تندی تشر و استیضاح بر پایه فکر و اندیشه و عزت بوده که حضرت زینب(س) به حضرت زین العابدین (ع) می گفت تا وی بگوید و بعد از کمتر از 40 روز شیرازه حاکمیت بنی امیه را به هم ریختند به طوری که نه در شام و نه کوفه نتوانستند آن ها را نگه دارند و عاقبت نقشه آن ها عملیاتی نشد و خلق فاجعه در رابطه با حضرت زین العابدین (ع) عملی نشد و آن ها اسیر زینب کبری (س) بودند و اصولاً اسیر آن کسی است که عزتش را از وی می گیرند و آیا در تمام زوایای زندگی حضرت زینب (س) یک جا استرس و اضطراب می بینید؟ ابدا و اصلاً این طور نیست.

این کارشناس معارف اسلامی بیان داشت: در روز واقعه هم عمرسعد وارد شده و امام حسین(ع) وی را احضار کرده است و وی حجالت می کشید که بیاید و لذا نگفت که شما بیایید به محل ما تا گفتگو کنیم و عمر بن سعد هیچ شرطی تعیین نکرد و محل آن جایی بود که ابی عبدالله مشخص کردند برای این که امام حسین (ع) رعایت وی را کرده باشد یک حائلی را قرار دادند اما در تمام این گفتگو که از هویت عمر بن سعد به عنوان نماد یک فاجعه پرده برداری شد و همچنین وی از محل تفقص سید الشهدا داشت به هدایت می رسید که بی عقلی کرد و به شقاوت رسید و پشت به سعادت کرد.

حشمت الله قنبری بیان داشت: این جا جلسه از جنس انزار است و نه جنس مذاکره برای مصالحه و اگر قرار بود این اتفاق بیفتد حضرت سید الشهدا اصلاً حرکت نمی کرد و نتیجه مذاکره این بود که اگر قرار شد یزید بیاید و حاکم شود و تمام جریان زندگی مردم را تولیت کند و رهبری مردم را به عهده بگیرد باید فاتحه اسلام را خواند و هرگز کسی مثل من(امام حسین (ع) ) با یزد بیعت نخواهد کرد و بعد از آن نیز همه قضایا شکل و جنس دیگری به خود می گیرد و ابی عبدالله با تمام هستی و هویت خویش آمد یعنی گویی یک نظام غربالگری را که همه خیرات را یک جا در خمیه خودش برده است، در بسیاری از رفتارهای سید الشهدا وقایع مبنایی متصله به دنیای سیاسی کاری، حقه بازی و سیاست زدگی را نمی توانید بفهمید.

وی اظهار داشت: چرا امام حسین (ع) زینب کبری (س) را با خودش با کربلا برد؟ میدان جنگ وقتی شما رد پای این کاروان را می گیرید و قبل و بعد حادثه را می بینید برنامه داران برانداز زد توحید به یک حقیقت دست یافته بودند که بهترین فرصت برای از بین بردن و انهدام شیرازه اهل بین نبوت در این مکان برایشان فراهم شده. کار بنی امیه هم بی نقص بود و اگر کار آن ها به بن بست رسید به خاطر اتصال به غیر ابی عبدالله و مدیریت الهی برخواسته از جان وی و کتاب و رسالت پیغمبر خدا بود برنامه به برنامه خورد و هیچ بی برنامگی در کربلا وجود نداشت.

این استاد دانشگاه در ادامه افزود: وقتی امام حسین(ع) به راه افتادند خیلی ها افکار مدرن داشتند و از روی خیرخواهی به آن حضرت می گفتند راهت را کج کن خانواده ات را نبر و یا اگر خانواده ات را می بری حضرت زینب را با خود نبر و وقتی شما صفوف انسان ها را نگاه می کنید بعضی ها از سر خیرخواهی می گفتند و بعضی ها نیز از روی برنامه داری می گفتند اما محصول خیرخواهی این ها و با برنامه دارها یکی بود و آن این بود که در کربلا اگر نسل آن ها و یا توصیه های آن به نتیجه نمی رسید یک جای کربلا لنگ بود.

این کارشناس معارف اسلامی گفت: آن ها می گفتند زینب (س) را به کربلا نبر تا جایی که قلب آن حضرت اندوه ناک شد اگر چه آن افراد استدلال قرآنی می کردند و می گفتند نرو اما آن ها بزدل هایی بیش نبودند و همین این که فکر می کردند اگر با یزید مصالحه نشود آفرینش به هم می خورد و زلزله قیامت می شود و همین بی غیرتی ها اما آن چه که در مقابل این افراد قرار می گرفتند افرادی بودند که می گفتند آقا چرا خودتان را در کام این گرگ ها و خون آشام های بنی امیه قرار می دهیم ما که زورمان به آن ها نمی رسد و اکنون که شما حرکت می کنید به سمت آن ها یزید بمب اتمی دارد سازمان هایی دارند بین المللی اما شما چه چیزی دارید افکار عمومی دچار تردید شده بود.

حشمت الله قنبری اظهار داشت: آن هایی که این سخنان را می گفتند از هلاکت و سعادت مفهومی را درک نمی کردند درک درستی از هلاکت نداشتند و سعادت نداشتند تاریخ ثابت کرده که کربلا اگر جایگاه هلاکت بنی امیه است و در جبهه حسین بن علی همه اش سعادت و حیات بوده است و بعد آن ها می گفتند که زینب کبری را با خود نبر و پشت این حرفا خیلی معناها بود بعضی ها با پز روشنفکری می گفتند زینب ناموس خاندان عصمت است، زینب نباید برود در میدان کربلا زیرا پرخطر است بلکه باید در خانه پیغمبر بنشیند، آیا واقعاً این افراد نگران حضرت زینب بودند؟ و این پزهای روشن فکری را که اکنون می دهید چرا آن روزی که شترسواری می کردید نگفتید چرا آن ظلم را به خانه پیغمبر کردید و چرا آن جسارت را به خانه پیغمبر کردید؟ اگر شما غیرت دینی دارید و اگر انسان بودید و نگران حضرت زینب بودید که زینب را ناموس پیغمبر می دانستید مگر خودتان مرده بودید که زینب رفت خودتان هم با آن ها می رفتید.

وی تصریح کرد: بسیاری از کسانی این سخنان را می گفتند حضرت سید الشهدا را بر روی سینه پیامبر اکرم دیده بودند و عبارت های پیغمبر را با صوت و لحن خود پیامبر در گوششان بود و اگر شما نگران زینب بودید شما بی غیرتی کردید و نرفتید و جبران بی غیرتی شما حماسه زینب بود.

این استاد دانشگاه گفت: آیا شما اگر برآورد می کردید که چنین حادثه ای به وقوع می پیوندند چرا حق و باطل را تشخیص ندادید و اگر در برنامه بودید مثل دو لبه یک قیچی با بنی امیه هم طراز بودید علیه امام حسین(ع)، ادعاهای تاریخی تان را ثابت کنید در کربلا هلاکتی اتفاقی نیفتاد و قرآن هم همین وعده را می دهد و می گوید خدا مشتری است و کربلا بازار خرید جان های مومنین صالح است.

این کارشناس معارف اسلامی بیان داشت: حال بگویید چرا زینب کبری به کربلا نرود آیا کربلای بی زینب مفهوم دارد زینب بی کربلا شناسنامه اش کجا بود بی غیرتی شما را در شهرتان جا گذاشت و حضرت زینب وقتی وارد کربلا شد در سایه دو امام معصوم کربلا حادثه خود را مدیون حضرت زینب است و نه کربلا و تمام کربلا بر گُرده حضرت زینب راه افتاد و از شام به مدینه حرکت کرد.

حشمت الله قنبری در پاسخ به سوال مجری مبنی بر این که عدم پذیرش ظلم و ستم درسی است که حضرت سید الشهدا در کربلا به قیمت شهادت خود و اهل بیتشان پذیرفتند و گاهی اواقات با تفسیرهای نادرستی ازواقعه کربلا امکان دارد به اشتباه بیفتیم و اگر اسمش را نفهمیم می شود بدفهمی گذاشت و آیا واقعاً به غیر از این پیغامی که حضرت سید الشهدا دادند یعنی هیات من ظله چیز دیگری از محرم 61 برای ما باقی مانده است یا خیر گفت: یک بخشی این است که دشمن بخواهد بد بفهمد چون از تلالو عاشورا خسارت می بیند لذا باید به آن خرافه اضافه کند چون اگر خورشید عاشورا تابان شود پرده های کفر گناه و شرک می افتد.

وی گفت: برخی از تفسیرها از سر ناآگاهی است البته گاهی اوقات این ناآگاهی جنس محبت به خود می گیرد یعنی خیال می کنند محبت زیاد به حسین بن علی (ع) نشان دادن رفتارهای ناهنجار است که البته این ها در ترازوی اهل بیت جایی ندارد، ضمن این که گاهی اوقات این تفسیرها از سر غفلت است و بدتر از آن این است که این مال اندیشان گاهی اوقات به دلیل هیجان زدگی و تحت جو قرار گرفتن و مصلحت اندیشی هایی انجام می گیرد که مشخص نیست ریشه اش کجاست.

این استاد دانشگاه اظهار داشت: وارد حریم کربلا شدن و تکه ای از آن را برداشتن و به استخدام درآوردن برای جا انداختن یک مطلب اشتباه فاحش است.

این کارشناس معارف اسلامی با بیان این که کربلا ترازوی عمل همه است و اگر آن میزان و معیار است باید همه را با آن اندازه گیری کرد تصریح کرد: نباید برای سیدالشهدا تعیین هدف کنیم، حضرت سید الشهدا اهداف، استراتژی، راه و روش و مکانیزم های نهضت اصلاحی خود را معین کرده لذا ما هر چه به آن اضافه کنیم ظلم است و باور کنید که ظلم آن بیشتر از آن ضربه است که شمربن زل جوشن؟ زده.

حشمت الله قنبری تاکید کرد: شرایط کربلا یک شرایط بسیار استثنایی و بی تکرار است، هر درس که بتوان از انبیا عظام را گرفت می توانید از کربلا بگیرید اما کربلا در یک وجوهی جامعیتی دارد که عرصه حضور همه ی پاکات و صالحات است.

وی در ادامه به درس ها و پیام ها واقعه کربلا اشاره کرد و اظهار داشت: قطعاً در کربلا درس پاک بازی و اعتقاد و اعتماد به غیر، در درجه اول است و پس از آن اخلاص در عمل قرار دارد که به هیچ نوع ناتوانی اعتقادی در اعضای تشکیل دهنده کاروان سید الشهدا پیدا نمی شود.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: سومین درس کربلا رسوایی مدعیان است به این معنا که کسانی که خوش نام و خوش سابقه بودند در کربلا منهدم و متلاشی شدند.

***کربلا فرصت زندگی دادن برای کسی است که دنبال زندگی و حیات باشد

این کارشناس معارف اسلامی با تاکید بر این این که کربلا فرصت زندگی دادن برای کسی است که دنبال زندگی است و حیات باشد به طور مثال می توان به حر بن یزد ریاحی اشاره کرد، وقتی که در مقام توبه کننده صحبت می شود همه افراد در درجه پایین تری از حر بن یزد ریاحی قرار می گیرند و حر معنای تواب می شود و شاید اگر ارتباط و حیانی بین زمین و آسمان برقرار بود و این نبود برای جنس ابوالحر آیه بیاید.

حشمت الله قنبری تصریح کرد: آن حری که ما می شناسیم به توبه اش معنا پیدا می کند، یعنی حریت برگشتن به جریان حق را پیدا کرد و خدا او را عفو کرد، ضمن این که سید الشهدا واسطه او و خدا شد و در بین آن همه جمعیت حر بن یزید ریاحی بود که چشمش را باز کرد با دلش تصحیح کرد و فهمید که اشتباه کرده و پس از آن به طرف حق برگشت و مرود تایید قرار گرفت.

وی با بیان این که کربلا سند عزت و زندگی مومنانه در سایه شمشیر نیست بلکه کربلا هیات من ظله است تاکید کرد: هر جای زندگی اهله ما ، هر نسیمی از زبونی، وابستگی تعلق و انفعال بیاید در اردوگاه حسین بن علی(ع) جایی ندارد چون جهان بینی نهضت عاشورا این است که اساساً در دنیا چیزی برای تحمل ذلت وجود ندارد.

این استاد دانشگاه با بیان این که قصد دارم همین جا در پرانتز مطلبی را خدمت شما عرض کنم در این چند روز خیلی در مورد آیت الله مهدوی کنی صحبت شد که البته همه صحبت ها هم در جای خود زیبا بود اما مرحوم مهدوی کنی نبود مرحوم مهدوی کنی عبد خدا و در قبضه قدرت خدا بود لذا به همه چیز معنا می داد وقتی نخست وزیر شود نخست وزیری معنا پیدا می کرد وقتی که وزیر می شد وزارت معنا پیدا می کرد و وقتی به مجلسی می رفت به مجلس هویت می داد و این ها هیچ چیز را به او اضافه نکرد بلکه او بود که به همه عزت و شرافت می بخشید و این را از مکتب سید الشهدا آموخته بود که زندگی دنیا ارزش تحمل ذلت و وابستگی را ندارد.

این کارشناس معارف اسلامی در ادامه این برنامه در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این که چه باید کرد تا شعار هیات من ظله و زیر بار حرف زور نرفتن در جامعه ما نهادینه شود گفت: این شعار در جامعه ما نهادینه شده است اما بعضی ها باید خود را با آن تطبیق دهند.

** پیوستگی ولی و امت امکان تحمیل ذلت به مردم ما را نمی دهد

حشمت الله قنبری با بیان این که ما یک جامعه ای داریم که در آن پیوستگی ولی و امت و وحدت کلمه امکان تحمیل ذلت به این مردم را نمی دهد اظهار داشت: کربلای انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس بود و شعار اصلی و اساسی آن دوران همین شعار هیات من ظله است که سبب شد دفاع مقدس به فرجام برسد.

وی ادامه داد: دشمنی که امروز پیش روی جریان فکری حضرت ابا عبدالله پیروان مکتب اهل بیت و جمعیت شیعه قرار گرفتند، همان خشونت ها ، اسارت ها حتاکی ها و بی حیایی های بنی امیه و بنی عباس را دارند و رحم نمی کنند و اگر این مردم تا کنون عزت خود را حفظ کرده اند به خاطر این است که آن ها نتوانستند سیطره پیدا کنند و همین شعار هیات من الظله بود که تا به امروز باعث شده مهم ترین خطراتی که متوجه انقلاب اسلامی بوده از بین برود.

*** هیات من الظله کلمه عبور و رمز بقای ماست

این استاد دانشگاه با تاکید بر این که بنده معتقدم هیات من الظله کلمه عبور، رمز بقا و رمز عملیات ملت ماست گفت: در همه صنف ها و گروه ها هستند افرادی که گمان می کنند ممکن است عزت از ناحیه غیر خدا حاصل شود اما دشمن تا ما را به ذلت نکشاند یک امتیاز هم به ما نخواهد داد و این وعده قرآن است.

این کارشناس معارف اسلامی در ادامه تصریح کرد: البته این به آن معنا نیست که ما مذاکره و گفتگو نکنیم بلکه همه ی این ها در منطق ما جا دارد و با شجاعت پای آن هستیم و آن هایی که این مسئولیت را دارند شاگردان مکتب عاشورا هستند اما هر جا که نسیم تحمیل ذلت بود باید با قاطعیت به جنگ دشمن بروند چرا که دشمن قدار ضد دین زمانی که بفهمد جریان دینی هویت حسینی دارد عقیب نشینی خواهد کرد.

*** رمز ماندگاری کربلا در ظلم ستیزی آن است

حشمت الله قنبری با بیان این که کربلا مرگ ندارد گفت: رمز ماندگاری کربلا در ظلم ستیزی آن است ، ابدیت کربلا مربوط به ما نیست بلکه هر کسی در هر جایی که بخواهد نسیمی از آزادگی بشنود کلید عملیاتی حسین بن علی (ع) است.

وی در ادامه در پاسخ به آخرین سوال مجری برنامه مبنی بر این که عزادار واقعی چه خصوصیاتی دارد و آیا صرف رفتن به تکایا، مساجد و هیات های عزاداری می تواند عامل اتصال ما باشد گفت: عزاداری حضرت حسین بن علی (ع) باید با شکوه تمام برگزار شود چرا که مراسم مربوط به سید الشهدا از شعائر الله است و هر کسی به این راه می رود عبادت است ضمن این که مردم باید اهتمام کنند که حضور در این مراسم را به شب های پایانی موکول نکنند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: نکته دیگر باید از ناحیه کسانی رعایت شود که برای این مجالس تولید محتوا می کنند ولازم است که این افراد از تحمیل ذلت و عباراتی که جنس و بوی ذلت دارد بپرهیزند چرا که ذلت در زندگی حسین بن علی (ع) و یارانش جایی نداشت.

این کارشناس معارف اسلامی اضافه کرد: رعایت ادب عزاداری از دیگر نکاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد یعنی اگر در محضر مقدس حضرت سید الشهدا قرار گرفتیم با این آداب و رفتای که از خود نشان می دهیم می توانیم لبخند رضایت را بر لبان سید الشهدا ببینیم؟ لذا میزان این موضوع به خود ما برمی گردد.

حشمت الله قنبری تصریح کرد: نکته دیگر رعایت شفافیت در عبارات و شعاعر است و نکته آخر رعایت حال مردم است به این معنی که مراسم در سر وقت برگزار و در سر وقت نیز خاتمه پیدا کند البته چیزهایی به مراسم در خیابان ها اضافه می شود که این ها در ساحت عزاداری اسلامی ما نیست لذا باید مراقب این نکته نیز باشیم

۱۳۹۳/۸/۴

اخبار مرتبط
نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی:
 

آخرین اخبار...