اختصاصی/به گزارش نما ،جریان اصلاح طلب بار دیگر اثبات کرد که هرجا پای منافع در میان باشد رقیب که هیچ، خودی را هم باید از هر طریقی از میان برداشت. از همان آغاز به کار و اعلام موجودیت حزب ندا (نسل دوم اصلاحات) مخالفت ها با این حزب سر به میان آورد؛ عده ای می گفتند نسل دوم یعنی اینکه پدران این افراد باید اصلاح طلب باشند و نه تعداد جوانی دور هم جمع و با محوریت صادق خرازی که اصلاح طلبان تندرو حتی در اطلاح طلب بودن او شک و تردید وارد می کنند، نسل دوم را تشکیل دهند.
اکنون نیز گفته های خرازی در مصاحبه با هفته نامه مثلث، درخصوص کسانی که در دوره ای با خارجیها مذاکره میکردند و به دشمن گرا میدادند، سبب شده تا افرادی مانند ابطحی و رمضان زاده ماجرای عتیقه دزدی را مطرح کنند و پورنجاتی نیز این اظهارات را به نوعی قدرت طلبی خرازی تلقی کند.
در این میان نکته ای که بسیار حائز اهمیت بوده این است که چرا صادق خرازی زمانی که این خیانت صورت گرفته یعنی در زمانی که وی سفیر ایران در فرانسه بوده سکوت اختیار کرده و لیست این افراد خائن را منتشر یا از طریق مجاری قانونی پیگیری نکرده است؛ از طرف دیگر چرا افراد رادیکال و تندرو اصلاح طلب که الان خرازی را متهم به دزدی و قاچاق عتیقه می کنند در همان زمان وقوع، جرمی را اعلام نکردند؟
اگر فرض کنیم که هم گفته های صادق خرازی و هم رمضان زاده و ابطحی صحیح باشد؛ نتیجه می گیریم در دوره ای که اصلاحات قدرت را به دست داشت و به عبارتی همه این افراد با هم بر سر یک سفره بودند و منافع شان نیز در یک راستا تعریف می شد، لزومی به افشای خیانت ها نمی دیدند؛ اما در حال حاضر آن همدلی و یکدستی از اردوگاه اصلاح طلبی رخت بر بسته و همین موضوع زمینه افشای خیانت های سال های گذشته شان را فراهم کرده است و اکنون صحبت های خرازی آتش زیر خاکستر بوده و گویی جریان انحصارطلب بهانه ای برای به حاشیه راندن رقیب درون جناحی خود حتی به بهای از بین رفتن وحدت، یافته است.
همه این موارد نشان دهنده فضای به هم ریخته سیاسی در جریان اصلاحات است که نسلاولی را در مقابل نسل دومی قرار داده است. زیرا نسل دومیها منتقد عملکرد نسل اول هستند و خواهان سهمگیری در مدیریت این جریان و نسل اولیها نیز نمیخواهند سهمی از قدرت به نسلهای آینده این جریان بدهند.
به نظر می رسد این افشای خیانت از درون اردوگاه اصلاح طلبی خارج از دعواها و نزاع های داخلی در آینده ای نه چندان دور روی دیگری نیز خواهد داشت.
هنوز بسیاری از افراد رادیکال دوم خردادی خصوصا نمایندگان تندرو مجلس ششم، مواضع خود را نسبت به اغتشاشات 88 تغییر ندادند؛ هرچند که هیچ گاه درباره آن روزها در محافل رسانه ای و عمومی صحبت نمی کنند. آشوب ها و اغتششاتی که پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری رخ داد و کشور را به لبه پرتگاه برد و بحران 8 ماهه را به کشور تحمیل کرد، فراموش شدنی نیست. از طرف دیگر افشاگری مایکل لدین، مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا در خصوص درخواست سران فتنه از اوباما برای افزایش تحریم ها و فشار به ایران بیش از پیش ماهیت فتنه جنبش سبز را آشکار می کند.
باید منتظر ماند و دید همین افراد تندرو و رادیکال که خود را سینه چاک سران فتنه می دانند، با به خطر افتادن موقعیت و منافعشان برگ دیگری از خیانت های فتنه گران را آشکار می سازند یا خیر!
بگم بگم های اصلاح طلبی/2
افشای خیانت برای جنگ قدرت

اختصاصی-این روزها همچنان بازار افشاگری از خیانت های دوران اصلاح طلبی داغ است و هنوز صدای دعوای بگمبگم های سیاسی این جریان بلند و به گوش می رسد. با وجود تكذیبهای خرازی در مصاحبه با روزنامه اعتماد؛ اما هنوز این حملات به سمت او ادامه دارد.
۱۳۹۴/۵/۲۷

