فيشهاي هجومي و ناتور دشت!فيشهاي هجومي – هجوم به ارزشها به تعبير رهبر انقلاب– خوب زماني افشا شد. اگر زمان ديگري بود براي دولت صرف نميكرد كه با افشاگران همراه شود و روي اين موج بنشيند. اما يك سال مانده به انتخابات صرف ميكند و چارهاي هم باقي نميگذارد، پس دولت هم كه در چند روز اول سردرگم بود، به خيل مردم معترض پيوست و بيانيه داد. اما گويا اين ظاهر قضيه است و به رغم بيانيه محكم رئيسجمهوري، كساني در دولت «فشار» ميآورند. شايد «فشارفريدون» ميخواهد روشي ماندگار در فرهنگ دولتها شود اما آيا ميتوان مملكتي را و مردم بيدارشدهاش را به درهم و دينار برادر فروخت؟!
امروز روزنامهها حتما از قول رئيس سازمان بازرسي كل كشور خواهند نوشت كه «وزير اقتصاد پس از عزل 9 مدير متخلف زير فشار است.» او تصريح نكرد كه فشار از كجا، زيرا نيازي به تصريح نيست، چون براي اين اقدام انقلابي، نميتوان دشمني جز از منبع اصلي فشار كه ردههاي بالاي دولت هستند، متصور شد. رسانهها همچنين در حيرت سخنان وزير صنعت ماندهاند كه ديروز گفت: «وجود برخي فيشها با حقوقهاي بالا در دنيا طبيعي است، به نظر ما نيازي به اين همه سر و صدا نبود و وجود چنين فيشهايي هم مرسوم است.» ! شايد برخي بگويند پيرمرد مرفه دولت حواسش جمع و جور نيست و همينطوري يك چيزكي گفته است اما به نظر ميرسد بايد حرف وزير صنعت را نشانهاي ديگر از مغاير بودن مضمون بيانيه رئيسجمهور با حرف برخي وزرا و ردههاي بالاي دولتي دانست، مثل حرفهاي وزير بهداشت كه از ابتداي افشاي فيشها، چند روز در ميان نسخهاي در حمايت از حقوقهايي كه گرفته شده است مينويسد.
بسيار بعيد است كه در دولت تقسيم وظيفهاي صورت گرفته باشد تا رئيسجمهور براي همراهي و همدلي مردم، بيانيه تند و تيز عليه فيشها صادر كند و برخي ديگر از اعضاي كابينه براي آنكه كامل و اساسي زير بار نروند، آن را موضوعي كم اهميت معرفي كنند و البته برخي هم با «فشار» كارها را آن طور كه ميخواهند پيش ببرند. پس اگر چنين تقسيم كاري نيست، مقداري از فشار را هم بايد به مديران نجومي و حاميان آنها در دولت وارد كرد تا با جريان ضد نجوميها همراه شوند.
رئيسجمهور و دولت بايد بپذيرند كه اگر برخي توفيقات خود را از شبكههاي اجتماعي دارند، نبايد در جايي كه همين شبكهها به سراغ فيشها ميروند، نا اميد شوند و افشاي فيشها را براي خود يك شكست تلقي كنند، بلكه بايد زرنگي به خرج دهند و آن را تبديل به يك فرصت كنند، بدون چنددستگي در دولت و بدون فشار!
دولت يقين كند كه كار از كار گذشته است و نميتوان ديگر مثل برخي وعدهها فيشها را فوت كرد و رفت و شخص اهرم فشار در دولت بداند كه اين تهديد را نبايد به فرصتي براي جايگزيني مديران معزول با مديران جديدي كه با او همراهترند تبديل كرد! و شخص رئيسجمهور بداند بهترين زمان براي جراحي فساد با تيغي كه همين فيشها تيز كردهاند، همين حالاست و اگر اين فرصت بگذرد، فساد سيستماتيك همه را ميبلعد و چيزي باقي نميگذارد. براي اين جراحي چه پشتيباني بهتر از اين همه مطالبه مردمي؟! حيف از اين فرصت و دريغ از اين موقعيت كه هدر رود. مردم حالا انتظارات خود را در شبكههاي اجتماعي طبقهبندي كردهاند: ا- عزل مديران متخلف 2- بازگرداندن حقوق از دست رفته بيت المال 3- محاكمه مديران بركنار شده 4- تنبيه و محاكمه ناظران خواب آلود يا خود را به خوابزده 5- جايگزيني مديران متخلف با مديران پاكدست و 6- تصويب قوانين محكمي در اين باره كه مو لاي درز آن نرود.
اگر چنين نشود، كمترين پيامد آن تسري فساد به آن بخش از جامعه است كه در زندگي خود، بيشتر اهل معامله و مقايسه با مديران و رؤسا هستند تا يك زندگي ديني و معامله با خدا. هشدار در اين باره را سعدي به زبان گوياتري داده است. «چون نكند رخنه به ديوار باغ/ دزد كه ناتور همان ميكند» وقتي ناتور (نگهبان باغ) دزد شد، برخي افراد هم اين را مجوزي براي دزدي خود ميدانند.
مسئولان و مديران دولتي و نخبگان انقلاب، ناتور دشت انقلاب هستند و بايد پاك باشند. همين اواخر كه رهبر انقلاب در ديدار دانشگاهيان توصيه كردند كه دانشگاهها مجاهد فيسبيلالله تربيت كنند، آب پاكي روي دست ما ريخته شد كه براي حفظ سرنوشت خود در برابر فساد، همه توقعات را از قانون و سيستم و دولت نداشته باشيم. بايد تيغ برداريم و ابتدا به رگ نفس زيادهخواه خود بكشيم، آنگاه با همان تيغ، به اتاق عمل جراحي فساد سيستماتيك در دولت وارد شويم.
فیشهای هجومی و ناتور دشت!
غلامرضا صادقیان
۱۳۹۵/۴/۲۳

