پیروز ایزدی – کارشناس مسائل اروپا- اتفاق بیسابقهای در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه رویداده است. شاهد بودیم بر اساس نظرسنجیها در مراحل پایانی مبارزات انتخاباتی، 44 نامزد بافاصله اندکی از یکدیگر قرار داشتند. بهنحویکه پیشبینیشده بود، آرای آنها بین 19 تا 23 درصد باشد؛ بنابراین این دوره از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه با آرا پراکنده و مشتت همراه بود که سرانجام به دور دوم و رقابت میان آقای امانوئل ماکرون و خانم مارین لوپن کشیده شد.
از سوی دیگر بر اساس تحلیل رسانهها، انتخابات این دوره ریاست جمهوری فرانسه با دقت در کشورهای دنیا پیگیری شد و همگان میخواستند ببینند آیا یکی از مهمترین دموکراسیهای غربی هم با تکان سیاسی روبهرو خواهد شد و نامزدی مخالف ارزشهای لیبرال و نظام سیاسی مستقر به ریاست جمهوری خواهد رسید یا نه.
تحول دیگر که بسیار حایز اهمیت و بیسابقه بوده این است که این دو نامزد هیچکدام از احزاب سنتی فرانسه نیستند. درنتیجه میتوان گفت، سیستم احزاب سنتی فرانسه بسیار ضعیف شده و نوعی تقسیمبندیهای جدید میان نیروهای سیاسی و بلوک قدرت درصحنه سیاسی فرانسه را شاهد هستیم. سؤال دیگری که مطرح میشود این است که برخی معتقدند با توجه به پیشرویهای موج پوپولیسم در اروپا و آمریکا که منجر به شکلگیری برگسیت در انگلستان و قدرت گرفتن دونالد ترامپ در امریکا شد، اهمیت انتخابات فرانسه نشات گرفته از چیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید به دیدگاههای چهار نامزد ریاست جمهوری نگاه کرد. دو نفر از آنان معتقد به خروج از اتحادیه بوده و اینگونه استدلال میکنند که عضویت در اتحادیه سبب بروز مشکلات اقتصادی شده و وضعیت این کشور رو به وخامت برده است. درنهایت موجب صدمه دیدن اقشار ضعیف و آسیبپذیر جامعه شده است.
بر این اساس اگر بهجای آقای ماکرون، آقای ژان لوک ملانشون به دور دوم راه مییافت، میتوان گفت کل فرایند همگرایی اروپایی با خطر جدی مواجه میشد؛ اما آقای ماکرون از هواداران اتحادیه اروپا بوده و میتوان گفت تا حدودی در این مقطع خطر از بیخ گوش اتحادیه اروپا گذشت. گرچه اتحادیه همچنان با مشکلات ساختاری مواجه بوده و آقای ماکرون وعده داده با هماهنگی و همکاری آلمان، کمبودها، نقایض و معایب را برطرف کند؛ بنابراین دیدگاههای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نسبت به اتحادیه اروپا، برای کشورهای این منطقه و دیگران حایز اهمیت است.
اکنون ریاست جمهوری فرانسه با دو نامزدی مواجه است که یکی امانوئل ماکرون، نامزد لیبرال میانهرو و طرفدار اتحادیه اروپا بوده و اگر به ریاست جمهوری برسد در ۳۹ سالگی جوانترین رئیسجمهور تاریخ فرانسه خواهد شد و دیگری مارین لوپن نامزد جبهه ملی که علت تمام مشکلات فرانسه را مرزهای باز میداند و قول داده پذیرش مهاجران را به شدت محدود کند و از اتحادیه اروپا و یورو خارج شود.
حال این پرسش مطرح میشود که درنهایت فضای سیاسی حاکم بر جامعه فرانسه به سمت کدام نامزد خواهد رفت؟ میتوان اینگونه پاسخ داد که با توجه به سابقه جبهه ملی که ازنظر بسیاری از مردم و طیفهای سیاسی روی کارآمدنشان خطر جدی برای دموکراسی محسوب میشود و باارزشهای جمهوری فرانسه نیز در تضاد است، بنابراین این جریان کمتر میتواند در بین طیفهای سیاسی مختلفی پیدا کند.
گرچه ممکن است برخی افراد که به آقای ژان لوک ملانشون یا آقای فیون رأی دادهاند، اینک به خانم لوپن رأی دهند و درعینحال با توجه به تأکید جبهه ملی روی مسایل اقتصاد و امنیت درنهایت این افراد به جبهه ملی رأی دهند، اما رهبران سیاسی غیر از ژان لوک ملانشون، چه از طیف چپ میانه و چه از طیف راست میانه، همگی اعلام کرده که در دور دوم به آقای ماکرون رأی خواهند داد؛ بنابراین احتمال آنکه درنهایت آقای ماکرون پیروز انتخابات باشد، بسیار بیشتر است. میتوان گفت دور دوم انتخابات رقابت میان قطب گلوبالیست ها با ناسیونالیستها خواهد بود یا اینکه ناسیونالیستها در مقابل انترناسیونالیستها قرار خواهند گرفت که هرکدام راهحلهای جداگانهای برای حل مشکلات و بحرانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرانسه دارند.
اختصاصی نما:
فرانسه در سراشیبی؛ روح «جمهوری» میلرزد؟

حال این پرسش مطرح میشود كه درنهایت فضای سیاسی حاكم بر جامعه فرانسه به سمت كدام نامزد خواهد رفت؟ میتوان اینگونه پاسخ داد كه با توجه به سابقه جبهه ملی كه ازنظر بسیاری از مردم و طیفهای سیاسی روی كارآمدنشان خطر جدی برای دموكراسی محسوب میشود و باارزشهای جمهوری فرانسه نیز در تضاد است، بنابراین این جریان كمتر میتواند در بین طیفهای سیاسی مختلفی پیدا كند.
۱۳۹۶/۲/۲۰

