نفیسه زارعی- تکیه و تأکید بر نقش مادری در خصوص زنان موضوعی است که شاید بهجرئت میتوان گفت بهواسطه برخی از نگرشهای وارداتی دچار چالش شده است، ارجحیت قائل شدن برای اموری که اولویت زنان نیست موضوع و مسئلهای است که در برخی از موارد مورد سایه انداختن بر سر نقش مادری شده است، نگاه به این نقش و تغییر نگرشی که در طی چند دهه اخیر نسبت به آن صورت گرفته است موضوع گفتگویی خواندنی با ملیحه حاجی نوری پژوهشگر علوم انسانی و استاد حوزه علمیه خواهران است:
بهعنوان سؤال ابتدایی چه اتفاقی برای تغییر نگرش نسبت به وظایف اصلی یک زن و در رأس آن مادری شد؟
مادر بودن در تمام جوامع حتی جامعه غربی و حتی در شرق دور یک ارزش بهحساب میآید این ارزش هویتی متکی به زن و ویژگیهای ذاتی او بهعنوان یک انسان است. ما در این بحث کاری با مذهب، نژاد و رنگ پوست نداریم بلکه اصل در مادر بودن بر زن بودن استوار است، کمتر زنی را میتوانید پیدا کنید که در عمق وجودش دوست نداشته باشد که مادری را تجربه کند؛ زیرا این نقش باجان و روح زن تنیده شده است و همین موضوع بر محور عاطفه او استوار است. او نه ماه سختی بارداری را متحمل میشود و در تمام این مدت چیزی از جسم و روحش را در بدنش پرورش میدهد که تنها او میتواند آن را تجربه کند؛ پس با این اوصاف مادری امری در ذات زن نهفته شده است درست شبیه یک گنج اما علت تغییر نگرش به این نقش را باید ابتدا در یکشکل کلان یعنی در سطح جهان دید و سپس بهصورت مجزا آن در جامعه خود و حتی سایر جوامع بررسی کرد. در سطح جهان و بهویژه دنیای غرب بعدازانقلاب صنعتی و اولویت پیدا کردن پیشرفت فیزیکی جوامع حضور زنان در عرصه تولید اقتصادی باعث دور شدن آنها از فضای خانه شد، اندکاندک این حضور بر نقشهای اصلی زن یعنی همسری و مادری سایه انداخت، رشد مهدهای کودک به دلیل عدم حضور زنان در خانه برای درآمد بیشتر و البته به بهانه توسعه اقتصادی جامعه در این عصر یکی از بزرگترین خیانتهای غرب به زنان بود بهموازات این مقوله در کشور ما هم اتفاقاتی مشابه رخ داد منتهی به دلیل بافت فرهنگی و دینی ایران این اتفاقات بهشدت غرب مشهود نبود در دوره بعد از جنگهای جهانی که غربیها تجربه ایجاد جامعه پیشرفته و انتقال آن به سایر کشورهای جهان سوم را داشتند ایران هم بهواسطه پهلوی از قافله تمدن خیانت بار غرب به زن جا نماند و در همینجا باوجود تمام تغییرات ظاهری و صوری بازهم نقش مادری بر سایر نقشها برای عمده زنان جامعه در اولویت بود. بعدازآنقلاب اسلامی و در دههها 70 به بعد رویکرد دیگری بر جامعه ما حاکم شد، رویکردی که اشتغال و مدارج علمی را بر همسری و مادری اولویت میداد و همین موضوع سبب شد تا زنان و دختران با نگرشی دیگر به مقوله مادری نگاه کنند، نگرشی که شبیه همان شعار معروف آن دهها یعنی فرزند کمتر زندگی بهتر بود.
چرا زنان ما دران دهه و بعدازآن نگرششان نسبت به مادری تغییر کرد و آسیب این مقوله برای جامعه و فرد چه بود؟
این تغییر نگرش هماهنطور که میدانید درنتیجه تغییر ارزشها به شیوه نرم صورت گرفت؛ اینطور نبود که یکدفعه و خلقالساعه زنان به پیشرفت ظاهری و حضور در عرصههای اقتصادی و اجتماعی مایل شوند، نگاه فمینیستی به زن که اگر بخواهم خیلی شفاف آن را در یککلام و برای اقسام فمینیسم یاد کنم این است که او را برده نظام سرمایهداری مفروض میکند در ایران هم سایه انداخت اما با این تفاوت که ارزشها تغییر داده شد، ماراتن قبولی دختران در کنکور، اصرار بر حضور زنان در فعالیتهای اقتصادی و بازار کار بدون اینکه به آنها متذکر شوند که چه آسیبهایی متوجه ایشان است و مسائلی ازایندست کمکم این تصور را در ذهن زنان و دختران ما پیش آورد که همسری و مادری مساوی با خانهنشینی است و البته آسیب این مقوله متوجه زن است زیرا جامعه با نگاه اقتصادمحور سود خود را از این نیروی کار ارزان میبرد و این زن است که از اصلیترین نقشهای هویتش بازمیماند.
کمی با نگاه سیاسی و دینی به این مقوله نگاه کنیم؛ موضوع کار خانگی و ارزشگذاری برای وظایفی نظیر همسری و مادری تا چه اندازه میتواند در احیای این نقش مؤثر باشد؟
بیش از نگاه سیاسی به قضیه مادری، باید به آن با دیدی فرهنگی و غیر سودجویانه نگاه کرد، بر اساس این دید مادری شغل نیست بلکه عشق است، این عشق بینهایت است که یک زن را مجاب به حمل سختیها میکند و باعث میشود تا حتی بیش از خود به فرزندش اهمیت دهد هرگاه این نگاه در جامعه توسط سیاستمداران ما احیا شد شما شاهد ایجاد نسلی سالم و پاک با مادرانی که سلامت روحی و جسمی آنها تضمینشده است خواهید بود، اما در نگاهی که شما گفتید بله میشود کار خانگی را ارزشگذاری کرد کما اینکه در اسلام موضوعی مانند حق شیردهی و همچنین اجرتالمثل مطرح میشود. یادم میآید اوایل دولت یازدهم از این ژستهای زیبا زیاد توسط معاونت زنان و خانواده دولت گرفته میشد اما در عمل هیچچیز اتفاق نیافتاد این نگاه به مادری یعنی شغل فرض کردن آن از جهاتی مثبت و از جهاتی منفی تلقی میشود؛ زیرا مادری یک ارزش الهی است و این ارزش قابل ارزشگذاری مادی نخواهد بود اما از جهاتی هم اگر آنچه اسلام عزیز در خصوص زن و نقشهای او بیان کرده بهدرستی اجرا شود قطعاً وضعیت زنان بهعنوان همسر و مادر و اصلاً یک عضو جامعه انسانی بهبود خواهد یافت.
در گفتگو با پژوهشگر حوزه زنان مطرح شد:
مادری عشق است نه شغل

یادم میآید اوایل دولت یازدهم از این ژستهای زیبا زیاد توسط معاونت زنان و خانواده دولت گرفته میشد اما در عمل هیچچیز اتفاق نیافتاد این نگاه به مادری یعنی شغل فرض كردن آن از جهاتی مثبت و از جهاتی منفی تلقی میشود؛ زیرا مادری یك ارزش الهی است و این ارزش قابل ارزشگذاری مادی نخواهد بود
۱۳۹۶/۱۲/۲۰

