سارا رحمتی- افزایش جمعیت و سیاستهای آن موضوعی است که گویا در کش و قوسهای سیاسی به کل مورد فراموشی واقع شده است؛ این درحالی است که تحولات جمعیتی در دنیا همواره مورد توجه سیاستگذاران قرار داشته است. تحولات جمعیتی پس از انقلاب صنعتی در غرب به صورت جدی مورد توجه قرار گرفت؛ اندیشمندان غربی مشاهده کردند با وجود افزایش سطح رفاه وبهداشت عمومی، نرخ رشد جمعیت به شدت کاهش پیدا کرد، دلیل این کاهش رشد جمعیت در کشورهای غربی پس از انقلاب صنعتی، تغییر سبک زندگی و مطرح شدن مفاهیم اومانیستی همچون اصالت لذت و اصالت فرد بین مردم بود؛ زیرا فرزندآوری به عنوان مانعی در برابر رفاه محسوب میشد. مسئله کاهش رشد جمعیت در غرب جدی گرفته نشد تا آنکه پس از جنگ جهانی دوم و بعد از کشته شدن جمعیت قابل توجهی از انسانها و ایجاد خسارات فراوان، سیاستمداران غربی مشاهده کردند جمعیت به عنوان یک مؤلفه قدرت در غرب کاهش یافته اما در سرزمین رقیب یعنی تمدن شرق در حال افزایش است.
به دنبال این مسئله، کشورهای غربی استانداردهای دوگانهای برای جمعیت نوشتند و همزمان که برای کشورهای خود نسخه افزایش جمعیت را توصیه میکردند، برای کشورهای تمدن شرق و دنیای اسلام نسخه کاهش جمعیت را به شکل برنامههای سازمان بهداشت جهانی تبلیغ و تصویب میکردند. از آن زمان تاکنون سیاستهای جامعی برای افزایش نرخ باروری در غرب اجرا شده است، در برابر این سیاست داخلی، در کنفرانس جهانی توسعه در سال 1994 که در قاهره برگزار شد، بسیاری از کشورهای شرقی همچون ایران تعهد دادند تا جمعیت خود را کنترل کنند و از آن زمان خطای استراتژیک کنترل جمعیت در کشور آغاز شد. مشوقهای جمعیتی هماکنون در
55 درصد کشورهای جهان به صورت سیاستهای جامع دنبال میشود، کشورهای غربی قریب به اتفاق جزو این 55 درصد هستند و برای مثال در آلمان به عنوان کشوری که در معرض سالمندی قرار گرفته است، هماکنون سالانه 25 میلیارد دلار برای حمایت از خانوادهو فرزندآوری هزینه میشود و در کشورهایی همچون ایالت متحده، سیاست جمعیت در برنامه پنجاه ساله تعریف شده تا همچنان این کشور بتواند خود را در رتبههای بالای جمعیتی کشورهای جهان حفظ کند. اما در کشور ما بحران اقتصادی و خطر انفجار جمعیت توسط افرادی آگاهانه یا ناآگاهانه در حال تبلیغ است،این درحالی است که برخلاف آنچه در کشور ما تبلیغ میشود پنج نفر از اقتصاددانان نوبلیست دنیا معتقدند که جمعیت موتور محرکه و ضامن بقای رشد اقتصادی کشورهاست، اما در کشور ما به اشتباه برخی رشد جمعیت را مساوی بحران اقتصادی میدانند. دفتر جمعیت سازمان ملل متحد پس از ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت در ایران با آن صراحتاً مخالفت کرد اما اکنون سیاست دیگری پیش گرفته و برای جلوداری مخالفت باسیاستهای جمعیتیاز افرادی که افکار غربی در ذهن آنها نفوذ کرده و گاهی مسئولیتی هم درکشور دارند، استفاده میکند. در کشور ما برخلاف نگاه کنونی جهان به جمعیت به عنوان عامل اقتدار، یک بار مسئله جمعیت عامل تشدید بحران آب عنوان میشود و یک بار دیگر بحران اقتصادی به افزایش جمعیت گره میخورد در حالی که به اذعان کارشناسان مسئله آب بیش از آنکه به منابع آب بازگردد به مدیریت منابع آب مرتبط استاما برخی به دنبال این هستند که افزایش جمعیت را هر بار به یک بحران اقتصادی یا اجتماعی مرتبط کنند. در کشور ما نگاه سیاسی لیبرال به حوزه ازدیاد جمعیت باعث از یاد رفتن این مسئله شده و علاوه بر آن حتی به دیده بیمهری به این ماجرا نگریسته میشد این در صورتی است که تجربه کاهش جمعیت در غرب و سوق پیدا کردن آنها به سمت و سوی ازدیاد نسل گواه روشنی بر این حقیقت است که سیاستهای غلط جمعیتی که عمده آنها ابتدا بر روی زنان به عنوان یکی از مهمترین طرفین فرزندآوری هستند و البته زنان را با بیماریهای گوناگون جسمی و روحی مواجه میسازد. بازخوانی تجربیات غرب در حوزه فرزندآوری و نگاه غرب به زنان در این مقوله این روزها باید از سوی سیاستگذاران مورد توجه واقع شود.
از یاد رفته ازدیاد نسل

تجربه كاهش جمعیت در غرب و سوق پیدا كردن آنها به سمت و سوی ازدیاد نسل گواه روشنی بر این حقیقت است كه سیاستهای غلط جمعیتی كه عمده آنها ابتدا بر روی زنان به عنوان یكی از مهمترین طرفین فرزندآوری هستند و البته زنان را با بیماریهای گوناگون جسمی و روحی مواجه میسازد. بازخوانی تجربیات غرب در حوزه فرزندآوری و نگاه غرب به زنان در این مقوله این روزها باید از سوی سیاستگذاران مورد توجه واقع شود.
۱۳۹۷/۲/۱۵

