جریان حوادث دیماه سال گذشته و به تبع آن زنجیرهای از اتفاقات که همسو با دامن زدن به ناآرامیها روی داد یکی از این وقایع که با همکاری چند طیف داخلی و خارجنشین ها صورت گرفت، داغ شدن هشتگ اینترنتی با عنوان دختر خیابان انقلاب بود. درست در آستانه جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی مضوع کشف حجاب در برخی از خیابانهای تهران و جنجال رسانهای شبکه های خارجی در این زمینه و مداخله مستقیم سیستمهای وابسته به بهائیت و در عین حال حضور مسیح علینژاد در این جریان و حمایت خواسته و ناخواسته جریانات شبه روشنفکر درست شبیه قطعات یک پازل کنار هم چیده شد و تروریسم فرهنگی را در حوزه مقابله با حجاب شرعی ایجاد کرد؛ حرف و حدیثهای آن روزها و حضور مستقیم نسرین ستوده وکیل مدافع پروپا قرص بهائیان در ایران، زوایای تازهای از ارتباطات و همچنین حوادثی که خودشان را به سیاست گره زده بودند برملا شد، در هنگامهای که تعداد معدودی از دخترانی که وابستگیشان به جریانات معاند محرز بود، دختری به نام مریم شریعتی که در توئیتر خود ادعای آزادی زنان را نموده بود با توئیتی در زمینه دریافت وجه نقد از زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی و از عوامل اصلی فتنه 88، باعث رو شدن دست ضدانقلاب و معرضین به نظام اسلامی در این ماجرا شد.
امنیتی بودن جریان دختر خیابان انقلاب البته میبایست یک سری از حساسیتها را بر میانگیخت، رصد صفحات اینستاگرام افرادی نظیر شاپرک شجری زاده و افرادی از این دست نشان میداد در همان روزها و حتی پس از آزادی موقت و انتظار برای دادگاه یک خط سیر ثابت را دنبال میکنند، خطی که یقینا نشانه های اصلی خود را از خارج از کشور دریافت میکرد؛ در عین حال شبکه های ضدانقلاب نیز در سوی دیگر خط با حمایت جامعه بهائیان و برخی از اصلاحطلبان در مسیر ایجاد ناآرامی اینبار با اتکا بر حوزه حجاب و عفاف که تبدیل به یکی از بحثبرانگیزترین حوزهها شده است تلاش خود را مصروف کردند.
اما بعد امنیتی این ماجرا و پیشگیری از خروج متهمینی که اکنون به دلیل هنجارشکنی و تقابل با قانون مجرم به حساب میآیند در حداقلیترین حالت ممکن میباید مورد توجه متولیان امر و مسئولین قرار میگرفت، این درحالی بود که در هفته گذشته حضور شجریزاده در شبکه من و تو که در لندن استقرار دارد نشان میداد که وی به خارج از کشور رفته است و این سؤال بزرگ را ایجاد کرد که چگونه ممکن است متهم بتواند به سادگی از کشور خارج شود و سادهتر از آن به عنوان مهرهای برای سیاهنمایی بر علیه نظام و سیستم قضا تبدیل شود؟ آیا تساهل و تسامحی که در قبال وی انجام شده است یادآور سهلانگاری نیست که در قبال اختلاسگران بزرگ که رو شدن پرونده آنها به منزله بازگشایی دست کسانی است که بهرهای برای خود از سفره انقلاب قائل شدهاند؟! به هرترتیب آیا وجود این مجرمین مخاطراتی برای قشری خاص به همراه داشته است؟ و چه نهاد، فرد یا گروهی باید در قبال این فرار و سپس تبعات آن که سیاه نمایی در شبکههای معاند و خوراکسازی برای جامعه بینالمللی در زمینه حقوق زنان است پاسخگو باشد. به هرترتیب آنچه مسلم است این نکته است که اینگونه فرارها البته مسبوق به سابقه است، فرار مسیح علینژاد، شادی صدر، حنا مخملباف و... با ردههای بالاتر از این دست هستند که میتوان آن را در زمره دستاوردهای دولت اصلاحات باشد، دولتی که با ظاهری به صلاح در عرصه فرهنگ پدیدههای ضدونقیضی را به جامعه تحمیل کرد که اکنون نیز آثار و تبعات آن قابل ملاحظه و گاهی مورد امتحان است.
اختصاصی نما:
ایستاده در آغوش غرب

امنیتی بودن جریان دختر خیابان انقلاب البته میبایست یك سری از حساسیتها را بر میانگیخت، رصد صفحات اینستاگرام افرادی نظیر شاپرك شجری زاده و افرادی از این دست نشان میداد در همان روزها و حتی پس از آزادی موقت و انتظار برای دادگاه یك خط سیر ثابت را دنبال میكنند، خطی كه یقینا نشانه های اصلی خود را از خارج از كشور دریافت میكرد
۱۳۹۷/۴/۲۵

