رهبر معظم انقلاب اسلامي در سخنان مهم خود در استان خراسان شمالي به موضوع مهمي اشاره كردند كه هنوز از حساسيت و اهميت آن كاسته نشده بلكه همچنان مسئله روز و مبتلا به كشور است و در ماههاي مانده به انتخابات رياست جمهوري اين اهميت روز به روز بيشتر ميشود.
معظم له فرمودند: هوشمندي، آگاهي و بصيرت مردم عزيز ما در سراسر كشور موجب شده است كه كشور از يك ثبات سياسي مستمري برخوردار باشد.
ايشان با تأكيد به اينكه دشمنان قصد دارند ثبات و امنيت سياسي كشور را بر هم بزنند به حوادث سال 76 و 88 به عنوان نمونههايي از تلاش دشمن براي بي ثباتي در كشور اشاره كرده و افزودند: يك ملت اگر ثبات سياسي داشته و از آرامش برخوردار باشد، فرصت ميكند در ميدانهاي گوناگون به مسابقههاي بزرگ بشري وارد شود و پيشتاز باشد.
ثبات سياسي زيربناي جمهوري اسلامي
رهبر معظم انقلاب اسلامي بر اين باورند كه با وجود اختلاف نظرها و سلايق سياسي، ليكن ثبات كشور از اول انقلاب تا امروز استمرار داشته و كشور به سمت هدفها حركت كرده است و منازعات و درگيريهاي خطي و جناحي و سياسي نتوانسته است ثبات سياسي كشور را از بين ببرد، زيرا اين ثبات زيربناي جمهوري اسلامي است.
مفهوم ثبات سياسي
ثبات سياسي يعني اعتقاد حقيقي و التزام و پايبندي عملي افراد جامعه به اهداف متعالي نظام و حركت پرشتاب كشور در مسير اين اهداف. بنابر اين هر چه جامعه بتواند به اهداف متعالي خود كه ساختن جامعه نمونه اسلامي است نزديكتر شود، ثبات سياسي بيشتري خواهد داشت و هر چه در اثر سياستها و اقدامات و يا حوادث از اهداف متعالي خود عقب افتاده يا منحرف شود از ثبات سياسي كمتري برخوردار است.
مؤلفه هاي ثبات سياسي
بر اساس نظريه اكثر كارشناسان سياسي مؤلفه هاي ثبات سياسي در هر كشوري را بايد در موارد زير جستجو كرد؟
1- توانايي كشور در مقابله با تهديدها و چالشهاي داخلي و خارجي
2- اعتماد مردم به نظام و مشاركت فعال آنها در صحنهها
3- پيروي از ولايت فقيه به عنوان رهبر ديني، سياسي و قانوني كشور
4- حركت بي وقفه كشور در مسير پيشرفت و چشم انداز پيش بيني شده
خوشبختانه به اعتراف دوست و دشمن كشور ما در مقابله با تهديدها و چالشهاي پديد آمده اعم از فشار خارجي و يا مشكلات داخلي از توانايي ويژه بالايي برخوردار بوده و در همه عرصهها پيروز شده است.
اگر اعتماد مردم به مسئولان اجرايي نوسان داشته ولي اعتماد مردم به رهبري انقلاب اسلامي بي بديل و روزافزون بوده است درست است كه در تبعيت از ولايت فقيه در بين نخبگان كشور بعضاً قصورها و كوتاهيهايي مشاهده ميشود ولي عموم مردم جامعه و مسئولان پيرو ولايت فقيه هستند چه به لحاظ قيد در قانون اساسي و چه به لحاظ ايمان و اعتقاد به اسلام البته بايد در اينجا نكته مهمي را اشاره كرد و آن اينكه بعضي تبعيت از رهبري را در حد حكم و بعضي در حد ارشاد صريح و بعضي در حد تمايل رهبري به چيزي و موضوعي و روشي ميدانند كه اين به ميزان ولايتپذيري آنها بستگي دارد.
تفاوت حكم ولي فقيه به نهي با اقدام
گاهي اوقات ولي فقيه با حكم حكومتي گرهي را كه از طريق قانون باز نميشود را باز ميكند و اقدامي را به مصلحت مجاز ميداند مثل تأييد صحت انتخابات تهران توسط امام يا تأييد صلاحيت معين براي انتخابات رياست جمهوري، يا برداشت بودجه از حسابي براي ضرورتي ديگر. گاهي اوقات ولي فقيه با حكم حكومتي جلو اقدامي را كه به مصلحت كشور نيست و به ضرر كشور است و عاملان آن دچار غفلت و بي توجهي به مصالح كشور شدهاند را ميگيرد، مثل اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم، يا بركناري وزير اطلاعات در دولت احمدينژاد، در اينجا براي مجلس ششم و يا دولت احمدينژاد نقطه مثبتي نوشته نميشود، حتي اگر تبعيت هم بكند، بلكه امتياز منفي داده ميشود چون به هدايتها و راهنماييهاي قبلي رهبري گوش نكردهاند و منجر به حكم حكومتي رهبري شدهاند يا مثلاً در مورد طرح استيضاح وزرا يا سؤال از رئيس جمهور كه امروز مطرح است همين مسئله وجود دارد، يعني اگر علني شدن اختلافات گريبانگيري و مچگيري مسئولين نسبت به يكديگر در مسائل حزبي و غير مهم موجب تحريك احساسات مردم به موافق و مخالف گردد اينجا ديگر خيانت است و نهي ولي فقيه بزرگترين علامت سؤال را روي ميزان تبعيت نمايندگان از ولايت فقيه خواهد گذاشت
آفتهاي ثبات سياسي
ثبات سياسي كشور كه از اهميت ويژهاي برخوردار است چند آفت تهديد ميكند:
1- عدم بصيرت در جامعه و مسئولين
- هر وقت بصيرت و عمقنگري و آيندهنگري جامعه كم شود و جامعه به سمت احساسي عمل كردن و سطحي قضاوت كردن برود به ثبات سياسي كشور آسيب ميرساند.
2- وجود هواي نفس در مسئولان
وقتي مسئولان دچار هواي نفس شوند و دچار قدرتطلبي و خودخواهي و خودبزرگ بيني شوند، افعالي انجام ميدهند كه به ثبات سياسي جامعه لطمه ميزند.
3- عدم شناخت صحيح و كامل از مباني نظام و اسلام
به هر ميزان كه شناخت افراد و مسئولان از اسلام و مباني نظام اسلامي بيشتر باشد، لغزش و انحراف كمتري از آنها سر ميزند و كمتر موجب بي ثباتي سياسي ميشوند.
الزامات ثبات سياسي
بر اساس آنچه در بالا گفته شد براي حفظ ثبات سياسي بايد الزاماتي را رعايت كرد كه از رهنمودهاي مقام معظم رهبري اينگونه استنباط ميشود:
1- جلوگيري از توطئه دشمن براي به هم ريختن آرامش كشور
دشمنان براي اين هدف، بدنبال تشديد تحريمها، تحريك مردم به ابراز نارضايتي نقطهاي، بحراني جلوه دادن شرايط كشور، تعميم فساد اقتصادي چند نفر به همه مسئولان، تشديد و تعميق و بزرگ نمايي اختلافات مسئولين هستند. بنابر اين بايد جلوي آن گرفته شود.
2- حفظ آرامش سياسي كشور توسط مسئولين تا انتخابات
بايد از هر گونه اقدام و عمل و حرف و موضعي كه اين آرامش را به التهاب و تشويش تبديل كند، پرهيز نمود.
3- حضور مردم در صحنه در حمايت و تبعيت از نظام و رهبري
الزامات ثبات سیاسی در كشور
حمیدرضا ترقی
۱۳۹۱/۸/۱۹

