به گزارش نما، محمدنبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه اسلامی در گفتگو با فارس وضعیت جبهه پیروان و حزب موتلفه در انتخابات آینده، وضعیت اصلاح طلبان و جریان انحرافی را تشریح کرده است، اهم اظهارات وی را در ادامه بخوانید؛
• ما در حزب مؤتلفه اسلامی معمولاً بعد از هر انتخاباتی شورای انتخابات بعدی را تشکیل میدهیم و به همین دلیل برای انتخابات ریاست جمهوری دوره 11 و شوراهای شهر و روستا چند هفته بعد از انتخابات مرحله دوم مجلس نهم این شورای انتخابات را تشکیل دادیم؛
• در بحثهای اولیه به این جمعبندی رسیدیم که در انتخابات ریاست جمهوری باید حداقل 4 موضوع مورد بحث و بررسی قرار گیرد. اول گفتمان انتخاباتی است، دوم اینکه نامزدهای ریاست جمهوری باید برنامههای خود را برای اداره کشور اعلام کنند، سوم تیم و گروهی است که رئیسجمهور را باید همراهی کنند و چهارم هم مصداق نامزد ریاست جمهوری است.
تاکنون به مصداق مشخصی در حزب مؤتلفه نرسیدهایم
• در مورد مصداقها ما تا این تاریخ هنوز به مصداق مشخصی در مجموعه حزب مؤتلفه اسلامی نرسیدهایم ولی یک سیاستی را از چند ماه پیش به عنوان سیاست انتخاباتی مؤتلفه با بقیه اصولگرایان به نتیجه رسیدهایم و آن این بود که ما در جبهه پیروان خط امام و رهبری فعالیت میکنیم.
• در ماههای اولی بعد از انتخابات مجلس اعلام کرده بودیم که حزب مؤتلفه اسلامی مستقل به میدان خواهد آمد علت اصلی این اعلام نیز این بود که ما به عنوان یک حزب نمیتوانستیم معطل دیگران بمانیم؛ چراکه تا آن زمان که ما موضوع مستقل آمدن مؤتلفه را مطرح کردیم، جنب و جوش ویژهای در فضای سیاسی کشور برای انتخابات در جریان اصولگرایی ملاحظه نمیکردیم و خودمان کار خودمان را شروع کردیم اما با شرایط جدیدی که پیش آمد تصمیم گرفتیم که در چارچوب ائتلاف با تشکلهای وابسته جبهه پیروان خط امام و رهبری تصمیمگیری کنیم و تلاش کنیم که محوریت روحانیت در جریان اصولگرایی برای انتخابات ریاست جمهوری تحقق یابد و این محوریت به میدان آید.
• بنابراین این نوع فعالیتها را مستقل از جبهه پیروان خط امام و رهبری انجام ندادیم و در حال حاضر در این مسیر حرکت میکنیم که اولاً نظر جبهه پیروان راجع به نامزد یا نامزدهای احتمالی به صورت یک ائتلاف درآید و دوم اینکه جبهه پیروان خط امام و رهبری از ارتباط و هماهنگی با بقیه اصولگرایانی که محوریت روحانیت را میپذیرند یک زمینه ائتلاف فراهم کند.
• نهایتا با محوریت روحانیت به یک ائتلاف بزرگ در جریان اصولگرایی دست پیدا کنیم که نتیجه آن آمدن یک اصولگرا از طرف این ائتلاف به میدان نامزدی باشد و یا حداقل اینکه تعداد نامزدهای اصولگرا کاهش پیدا کند، چرا که اعتقاد ما بر این است که تعدد نامزدها در انتخابات ریاست جمهوری از طرف جریان اصولگرا یک نتیجه منفی خواهد داشت و آن شکستن رای به ضرر اصولگرایان و به نفع رقیبان این جریان خواهد بود.
• ما هر ائتلافی که در جریان اصولگرایی ولو به صورت مقطعی و محدود صورت گیرد در کلیات ایجاد این ائتلافها نظر مثبت داریم؛ منتهی این یادآوری را از همین ابتدا از قبل هم داشتیم که تشکلها یا ائتلافهایی که در داخل جریان اصولگرایی به ائتلافات محدود و مقطعی دست میزنند باید موضوع ائتلاف بزرگ اصولگرایان را در انتخابات یازدهم ریاستجمهوری مد نظر داشته باشند و فرض را بر این نگذارند که ائتلاف خودشان معنایش ائتلاف جمع اصولگرایان است.
از هر قدمی در جهت ائتلاف اصولگرایان استقبال میکنیم
• ما اصولا از هر قدمی که جهت ائتلاف اصولگرایان برداشته شود استقبال میکنیم؛ ما معتقدیم که اگر همگی به یک ائتلاف بزرگ به عنوان یک هدف نهایی نگاه کنیم این فعالیتهای ائتلافی میتواند نتیجه مثبت داشته باشد.
• قرار نهایی جبهه پیروان خط امام و رهبری این شده که تشکلهای وابسته به جبهه پیروان در بحثهای درون تشکیلاتی خودشان به یک یا چند نامزد اگر رسیدند نتیجه این رسیدن و جمعبندی را در اختیار جبهه پیروان بگذارند و مجموعه نامزدهایی که از طرف 15 تشکل وابسته به جبهه معرفی شدند یک بحث کلی را هم با حضور دبیران کل 15 تشکل وابسته به جبهه پیروان خط امام و رهبری انجام دهند. که در نتیجه یک یا بیشتر از یک نفر به عنوان نامزدهای جبهه پیروان خط امام و رهبری به ائتلاف بزرگ اصولگرایان با محوریت روحانیت معرفی شود.
• هماهنگی که بین جامعه مدرسین و جامعه روحانیت برای امور انتخاباتی ایجاد میشود از همین الان مورد تایید ما است. البته یک مذاکراتی بین جامعه روحانیت و جامعه مدرسین مقدمتا صورت گرفته که یکی از بحثها این بوده که جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جبهه پیروان به عنوان یک کار مقدماتی این کمیته را تشکیل دهند که این کمیته هنوز تشکیل نشده است.
باید بین جریان اصلاحطلب و جریان فتنه تفکیک قائل شد
• معتقدم که ما باید یک تفکیکی بین جریان اصلاحطلبی و جریان فتنه قائل باشیم یعنی اینکه گفته شود که هر اصلاحطلبی الزاما فتنهگر است ما این قول را قبول نداریم؛ گرچه در فتنه سال 88 برخیها با داعیه اصلاحطلبی به فتنه کمک کردند و خودشان در این فتنه دخیل هستند این را ما هم از یاد نمیبریم.
• وقتی میگوییم داخل نظام یعنی قانون اساسی را قبول داشته باشند یعنی ولایت فقیه را معتقد باشد، فصلالخطاب بودن ولی فقیه را به عنوان یک اعتقاد قبول داشته باشد و اگر این خصوصیت را فردی که داعیه اصلاحطلبی دارد قبول داشته باشد ما این فرد را در اردوگاه فتنهگری تلقی نمیکنیم ولو اینکه برای ما یک رقیب بسیار سرسخت باشد.
• معتقدیم که حضور اصلاحطلبان داخل نظام هم برای جریان اصولگرایی نیز مفید است از این جهت که یک رقیب معتقد به نظام در صحنه سیاسی حضور داشته باشد و همین وجود رقیب سبب میشود که اصولگرایان هم راهشان را با مراقبت و دقت ادامه دهند.
• الآن تقریباً میتوان گفت که سه قطب اصولگرایان، اصلاحطلبان و یک قطب نزدیکان دولت در انتخابات وجود دارد اما این به معنای این نیست که قطبهای دیگری نیستند یا نخواهند بود، اعتقاد من بر این است که آن دسته از اصلاح طلبانی که میخواهند داخل نظام فعالیت کنند به طرف یک ائتلاف پیش میروند.
• یک جریان انحرافی نیز وجود دارد که بهدلیل اینکه مشخصات معلومی دارد راجع به آن توضیحی نمیدهم، آنها هم درحال فعالیت هستند و من معتقدم که نه تنها برای انتخابات ریاست جمهوری بلکه در انتخابات مجلس نیز آنها قصد داشتند یک سهم عمده در مجلس داشته باشند که با مراقبت و هوشیاری دستگاه نظارتی موفق نشدند.
• یکی از افراد وابسته به همین جریان انحرافی شاید 10 ماه قبل از انتخابات مجلس نهم مصاحبهای کرده و گفته بود که ما در انتخابات مجلس آینده اولاً رقیب اصولگرایان خواهیم بود یعنی حساب خود را از حساب اصولگرایی کاملاً جدا کرده بودند که ما هم از این جدا شدن حساب کاملاً استقبال میکنیم و خوشحال هستیم که خود آنها این جدایی را اعلام کردند.
• دوم اینکه گفته بود که ما در انتخابات آینده به دنبال این هستیم که دو سوم تعداد نمایندگان مجلس از آن ما باشد البته کسی که از آن جریان این مصاحبه را کرد بهنظر بنده یک ناپختگی سیاسی انجام داد چراکه اگر کسی ولو اینکه راهش هم درست نباشد ولی آنچه را که باور دارد بدون ملاحظه و صریح بیان کند میتواند یک علامت ناپختگی سیاسی باشد. اما در هر صورت این جریان نیز وجود دارد و بنده میخواهم در این مصاحبه تأکید داشته باشم روی خطری که جریان انحراف برای فعالیتهای سیاسی در داخل کشور ایجاد کرده و خواهد کرد.
جریان انحرافی به روحانیت اعتقاد ندارد
• جریان انحرافی به روحانیت اعتقاد ندارد اگر هم افراد ملبسی را بهعنوان روحانیت جذب میکنند بهعنوان یک ابزار به آنها مینگرند و نه به عنوان یک شریک، این جریان در ماههای قبل از انتخابات مجلس نهم انشعابی را در جامعه وعاظ تهران ایجاد کردند و آن دسته از روحانیونی که شاید خیلی از آنها بیخبر بودند آنها را جذب میکردند و نام خود را جامعه وعاظ ولایی گذاشته بودند.
• البته زمانی که آقای موسوی نخستوزیر بود در سالهای اول انقلاب در تشکیلات نخست وزیری آن زمان نیز همین کار را میکردند یعنی یک انشعابی را ایجاد میکردند بین روحانیت به این ترتیب که عدهای از روحانیون را جذب کرده بودند و با آنها ارتباط داشته و سعی میکردند سیاستهای نخست وزیری را در آن زمان از زبان این دسته از روحانیونی که جذب آنها شده بودند، بیان کنند. بنده به یاد دارم که همان زمان آیتالله مهدویکنی که آن زمان نیز دبیرکل جامعه روحانیت مبارز بود تذکری به آن دسته از روحانیون که جذب نخستوزیری شده بودند دادند و گفتند که مواظب باشید این نوع جدا شدن از روحانیت اصیل و پیوستن به نخست وزیری برای خود شما و هم برای روحانیت میتواند عواقب نامطلوبی داشته باشد، از اینرو همان کاری که در زمان نخست وزیری موسوی انجام شد جریان انحرافی نیز همان کار را انجام داد.
• معتقدیم که با چشمان باز باید که به این جریان نگاه کرد، اگر هوشیاری و دقت و مراقبت شورای نگهبان نبود تعدادی از کسانی که گول جریان انحرافی را خورده بودند از طرف آنها ممکن بود وارد مجلس نهم شورای اسلامی شوند که با مراقبت شورای نگهبان این خطر رفع شد.
• برخی از تفکرات و جریانهای سیاسی یا باندهای سیاسی مایلند که با یک تبلیغات وسیع به مردم اینگونه وانمود کنند که خودشان قطب حق هستند و تمام رقبا و مخالف آنها قطب باطل هستند.
• در یک زمانی در همین کشور یک قطب بندی صورت گرفت که عدهای تبعیت از آقای هاشمی رفسنجانی را یک تبعیت تقریباً بی چون و چرا میخواستند و یک عده نیز تبعیت از آقای احمدینژاد را؛ از اینرو یک دو قطبی ایجاد کردند و عدهای از طرفداران هاشمی جز ریشه کن کردن تفکرات مربوط به احمدینژاد را بر نمیتابیدند و عدهای هم از طرفداران احمدینژاد جز بر انداختن تفکرات آقای هاشمی را قبول نمیکردند.
• این دو قطب هر دو متوقع بودند که بقیه تکلیفشان را با این دو قطب روشن کنند، یعنی یا تبعیت از آقای هاشمی یا تبعیت از آقای احمدینژاد؛ ما آن زمان نیز یک موضع ساسی مشخص گرفتیم و گفتیم که ما اولاً قطببندی به این شکل را قبول نداریم، با قبول نداشتن این توقعات این دو قطب معتقدیم که اگر آقای هاشمی رفسنجانی کار درستی در جهت انقلاب اسلامی انجام میدهد باید آن کار درست را تائید کرد و اگر هم کار نادرستی از طرف وی و طرفدارانش صورت میگیرد باید حتماً معتقد و معترض بود.
• اگر بحث تبعیت در کشور مطرح باشد که مطرح هم است ما معتقدیم همگی ما بهعنوان ملت ایران و اصولاً ملت مسلمان فقط از اوامر ولی فقیه باید تبعیت کنیم؛ حزب موتلفه اسلامی نیز در آن زمان نظرش را به رهبری اعلام کرد که ما تابع آقای احمدینژاد و آقای هاشمی نیستیم بلکه معتقدیم هردوی اینها را برای انقلاب باید حفظ کنیم نقاط منفی آنها را بگوییم و نقاط مثبت آن را تائید کنیم اما جایی که بحث تبعیت پیش میآید وظیفه شرعی ما تبعیت از امر ولی فقیه است.
• ما حرف مهممان در حال حاضر این است که اصولگرایان مسیر حرکت را به طرف یک ائتلاف بزرگ با محوریت روحانیت انتخاب کنند، البته وقتی ما میگوییم روحانیت مشخصا نظر ما جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است و اگر اصولگرایان این کار را انجام دهند، خطری که با تعدد نامزدهای اصولگرا را تهدید میکند کاهش پیدا میکند.
• چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم صدای تقلب از بلندگوهای دشمنان خارجی به گوش میرسید و عدهای از داخل نیز با پیشنهاد تشکیل کمیته صیانت از آرا آن را تقویت میکردند. آنهایی که این مطالب را مطرح کردند، دنبال این بودند که اگر نامزدشان در انتخابات موفق شد، بگویند با وجودی که تقلب شد ما برنده شدیم و اگر هم نشد بگویند ما از اول گفته بودیم که تقلب شده است؛ این یک ترفند زشت سیاسی بود.
نبی حبیبی: ائتلاف بزرگ اصولگرایان با محور روحانیت شكل گیرد

دبیركل حزب موتلفه می گوید جریان انحرافی به روحانیت اعتقاد ندارد اگر هم افراد ملبسی را بهعنوان روحانیت جذب میكنند بهعنوان یك ابزار به آنها مینگرند و نه به عنوان یك شریك.
۱۳۹۱/۱۱/۸

