گروه ترجمه- پایگاه اینترنتی تایمز آو ایزایل 24 آوریل 2013 (4اردیبهشت) در مقالهای به قلم احمد هاشمی (که خود را کارمند سابق وزارت خارجه معرفی کرده؟!)با طرح ادعاهایی مضحک آورده است: یهودیان و مسیحیان پیش از مسلمانان و عربها ساکنان خاورمیانه و اسرائیل[رژیمصهیونیستی] و فلسطین بودهاند و عربها و مسلمانان جزو متأخرین و تازهواردها هستند و از اینکه یهودیان و مسیحیان را از این منطقه بیرون کردند، یک عذرخواهی تاریخی به اسرائیل بدهکار هستند. در عین حال، علت شکست بهار عربی نیز گرایشهای یهودستیزانه در جریان خیزشهای مردمی در جهان عرب بوده است. حدود دو سال پیش که جنبش دموکراسیخواه موسوم به بهار عربی[بیداری اسلامی] در منطقه شروع شد، بسیاری از تحلیلگران، آن را گام بزرگ به جلو و نقطه عطفی در تاریخ معاصر جهان عرب و نیز موج چهارم دموکراسیسازی توصیف کردند. من آن روزها را بهخوبی به یاد دارم؛ زیرا همکاران من در وزارت خارجه ایران، بسیار هیجانزده بودند. شبیه بسیاری از ایرانیها، آنها از سرنگونی رژیمهای کهنه استبدادی در جهان عرب حمایت میکردند.
در ادامه مقاله آمده است: من به این روند خوشبین نبودم و استدلال میکردم برخلاف جنبش سبز ایران که خیزشی مورد حمایت سکولارها، طبقه متوسط و لایههای اجتماعی طرفدار غرب بود، بدنه اصلی نیروهای مخالف در جهان عرب را اسلامگرایان و حتی سلفیها از طبقات فقیر تشکیل میدهند. در واقع، این روند، تغییر مثبت جهان عرب به شمار نمیرفت. شرایط به سوی قدرتیابی عناصر اسلامگرای ضدغربی و ضداسرائیلی پیش میرفت بهطوریکه مسیحیها و یهودیان ساکن کشورهای دستخوش انقلاب، وضعیت بدتری پیدا کردند. با آغاز شورشهای بهار عربی، حاکمان و مخالفان تلاش کردند مطابق یک نظریه مضحک و عجیب، عامل تمام حوادث را یهودیان معرفی کنند. با افزایش تبلیغات یهودستیزانه، انگشت اتهام را به سوی یهودیان و اسرائیل نشانه رفتند. در لیبی شورشیان مدعی شدند که مادر معمر قذافی یهودی بوده است. مقامات ایرانی نیز خیزشهای مردمی در سوریه را توطئه صهیونیستها خواندند و بشار اسد نیز اتهامات مشابهی را مطرح میکرد. جریانی کوتهفکر، رهبری خیزشها را به دست گرفت و به جای آنکه به ریشههای اصلی مسئله پرداخته شود، این موضوعات مضحک مطرح میشد.
در پایان مقاله آمده است: یکی از دلایل مهمی که بهار عربی با وجود موفقیت در سرنگونی دیکتاتورها نتوانست در جایگزینی آنها و تحقق دموکراسی موفق شود، حضور جریان کوتهفکر در میان رهبران و حامیان خیزشها بود. بهار عربی بدون تحمل مذهبی و با گرایشهای یهودستیزانه در جهان عرب نمیتواند دموکراسی واقعی و آزادی به وجود آورد. همچنین در ایران کسی که هولوکاست و یهودیان را نفی کند، یکشبه به قهرمان تبدیل میشود. نفیکنندگان هولوکاست و یهودستیزانی مانند ادواردو آنیلی، پسر مالک شرکت خودروسازی فیات و روژه گارودی و نیز برخی از خاخامهای ضداسرائیلی جزو این دسته از افراد بودند.
اخبار و تحلیلها: گذشته از صحت ادعای وی که کارمند وزارت خارجه ایران بوده متن یادداشتش پر است از تناقض و آشفتگی از جمله اینکه چطور میتوان پذیرفت که معترضان ضدیهود بودند و حاکمان معترضان که خود در معرض سقوط بودند نیز یهودیان را عامل اعتراضها میدانستند. معنای این ادعا این است که یهودیان برای سرنگون کردن حاکمان عرب، شهروندان ضدیهودی این کشورها را تحریک کنند و پس از سرنگون شدن آنان، این شهروندان ضدیهودی، علیه رژیم صهیونیستی عمل کنند. وی ادعا میکند معترضان با سرنگون کردن دیکتاتورها به دموکراسی نرسیدند، باید پرسید آیا برای معترضان وضعیت گذشته بهتر بود یا وضعیت موجود و اینکه رژیمصهیونیستی وضعیت گذشته را میپسندید یا وضعیت حاضر را؟ اساساً نگارش چنین مطلبی با این ادعاها حاکی از نارضایتی رژیم صهیونیستی از وضع موجود است.
صهیونیسمستیزی عامل شكست انقلابهای عربی

پایگاه اینترنتی تایمز آو ایزایل 24 آوریل 2013 (4اردیبهشت) در مقالهای به قلم احمد هاشمی (كه خود را كارمند سابق وزارت خارجه معرفی كرده؟!)با طرح ادعاهایی مضحك آورده است: یهودیان و مسیحیان پیش از مسلمانان و عربها ساكنان خاورمیانه و اسرائیل[رژیمصهیونیستی] و فلسطین بودهاند و عربها و مسلمانان جزو متأخرین و تازهواردها هستند
۱۳۹۲/۲/۴

