نسخه چاپی

تاريخ شفاهي

مقام معظم رهبری:شهیدمطهری در برابر انحراف مطلقاً اغماض نمی‌كرد

عکس خبري -مقام معظم رهبري:شهيدمطهري در برابر انحراف مطلقاً اغماض نمي‌كرد

مرحوم مطهری تنها كسی بود در این میان كه مطلقاً اغماض نمی‌‍‍‌كرد و سختگیرانه این نقاط را بیرون می‌كشید و من در این مورد داستانها دارم از مرحوم مطهری در برخورد با افراد مختلف و جریانهای مختلف. ایشان در مبارزه با التقاط به نظر من نقش اول و درجه یك را دارند.

امام خامنه اي- مبارزات سياسي مرحوم مطهري در دو فصل انجام گرفت؛ يك فصل مربوط مي‌شود به سالهاي حدود 42، آن وقتي كه هيأتهاي موتلفه تهران ريشه‌دارترين و داغ‌ترين مبارزه را عليه دستگاه داشتند.

هيأت‌هاي موتلفه يك جمعي بودند كه معتقد بودند مبارزه‌شان صد درصد بايد در رابطه با فقيه انجام گيرد. اين بود كه دنبال فقيهي مي‌گشتند كه به مبارزه مؤمن باشد و آنها را ارشاد و راهنمايي كند.

با امام(ره) هم ارتباط داشتند. كم و بيش با مرحوم آيت الله ميلاني هم در مشهد ارتباط ضعيفي (در اوائل) داشتند كه بعد قطع شد. در تهران با عده‌اي از روحانيون و علماي جوان مثل آقاي مطهري و آقاي بهشتي ارتباط داشتند. البته بنده آن وقت تهران نبودم و با آنها ارتباطي نداشتم، اما آقاي هاشمي رفسنجاني، مرحوم شهيد باهنر با موتلفه ارتباط داشتند و همچنين آقاي انواري هم جزو كساني بودند كه با موتلفه در رابطه بودند كه بعد هم به زندان افتادند، ده دوازده سال هم در زندان بودند. بنابر اين مرحوم مطهري جزو كساني بود كه با موتلفه ارتباط داشت و مبارزه پنهاني ايشان يك فصلش مربوط به آن زمان است.

فصل دومش مربوط مي‌شود به اوقات قبل از پيروزي، كه ايشان در جامعه روحانيت مبارز شركت داشتند و خودشان جزو مؤسسين اين جامعه بودند. مي‌دانيد كه آن وقت در تهران مهمترين و عمده‌ترين كارها در رابطه با اجتماعات و تظاهرات مردم، راهپيمايي‌ها و جلسات بزرگ سخنراني‌هاي جامعه را روحانيت مبارز مي‌كرد. مرحوم مطهري نيز در اين جلسات شركت داشتند و فعاليت مؤثر و بسزايي ايفا مي‌كردند. نقش مرحوم مطهري به نظر من نقش درجه يك بود.

در مورد مبارزه با التقاط هم بايد بگوييم كه ايشان تا مدتها تنها كسي بود كه به خطر التقاط توجه مي‌كرد. تا سالهاي 52 و 53 بسياري از علماي روشنفكر و فضلا و محققين ما در تهران و در قم و در مشهد و جاهاي ديگر خطر التقاط را توجه نمي‌كردند. نوشته‌هاي مجاهدين و غربگرايان و غيره را مي‌خواندند، نقاط اشتباه و انحرافش را هم مي‌فهميدند، منتهي به ديده اغماض به آن نقاط مي‌نگريستند. مرحوم مطهري تنها كسي بود در اين ميان كه مطلقاً اغماض نمي‌‍‍‌كرد و سختگيرانه اين نقاط را بيرون مي‌كشيد و من در اين مورد داستانها دارم از مرحوم مطهري در برخورد با افراد مختلف و جريانهاي مختلف. ايشان در مبارزه با التقاط به نظر من نقش اول و درجه يك را دارند.

تا سال 49 و 50 خيلي مسائل انحرافي در محيط مبارزه به چشم نمي‌خورد. وقتي كه منافقين دستشان را رو كردند و نوشته‌هاي ايدئولوژيك آنها كم كم پخش شد، آقاي مطهري بيش از همه ما حساسيت نشان داد و ما بايد اعتراف كنيم كه ايشان بعد از امام(ره) بيش از همه حساسيت نشان داد چون من به ياد دارم كه در سال 51 تلاش فراواني شد كه امام(ره) را وادار كنند كه اين حركت جوانها را تأييد كنند كه به نام «مجاهدين» و... بودند اما امام(ره) سخت ابا كردند و يك بار كتابهاي مجاهدين راخوانده بودند و گفته بودند اينها همان حرفهاي لنين و اراني است پس حرفهاي شما كدام است؟

مرحوم مطهري در معرفي اينها به امام نقش داشتند و خودشان آنقدر حساسيت نشان دادند تا عملاً كنار كشيدند و آن وقت مجاهدين ايشان را متهم كردند به اينكه سازشكارند و اهل مبارزه نيستند و حال اينكه كنار كشيدن ايشان حساسيت ايشان را نشان مي‌داد و مؤثر و مفيد هم واقع شد و ايشان در آن موقع كار ايدئولوژيكشان را زياد كردند و اثرش اين بود كه در سه چهار سال بعد حقانيت حركت ايشان روشن شد و حركت صحيح اسلامي دوباره از سال 54 رو به رشد رفت و كم كم خط امام(ره) تبلور يافت.

* نقل از مجله عروة الوثقي 9/2/1361
هفته نامه شما

۱۳۹۲/۲/۲۱

اخبار مرتبط
نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی:
 

آخرین اخبار...