نسخه چاپی

در پي شيطنت هاي يك سايت سينمايي:

منتقد نفتی سینمای نفتی!

گویی سردبیر محترم این سایت ذره بین را برداشته و هرچه وبلاگ و سایت است را مو به مو زیر و رو می كند تا بلكه خبری علیه یكی از نیروهای حزب اللهی پیدا كند و دوتا هم رویش بگذارد و تا یك ماه برای سایت خود مطلب جور كند؛ شاید بتوان حجم مطلب تولیدی و كپی پیستی این سایت علیه فرزاد جمشیدی را از كل مطالبی كه یك سایت ارزشی در طول همین مدت علیه استكبار جهانی كار می كند هم بیشتر دانست!

به گزارش نما چندیست سایت کافه سینما به سردبیری امیر قادری که خود را پیشرو نقد سینمای نفتی می داند، مشغول حمله به آدم و عالم است! البته تیر این حمله علی رغم ادعای بی طرف بودن تیم این سایت، دائماً به نیروهای حزب اللهی اصابت می کند و از حمله به روشنفکران، علی رغم پز آن، خبری نیست!

گویی سردبیر محترم این سایت ذره بین را برداشته و هرچه وبلاگ و سایت است را مو به مو زیر و رو می کند تا بلکه خبری علیه یکی از نیروهای حزب اللهی پیدا کند و دوتا هم رویش بگذارد و تا یک ماه برای سایت خود مطلب جور کند؛ شاید بتوان حجم مطلب تولیدی و کپی پیستی این سایت علیه فرزاد جمشیدی را از کل مطالبی که یک سایت ارزشی در طول همین مدت علیه استکبار جهانی کار می کند هم بیشتر دانست!

همچنین این سایت از طرفداران پروپاقرص فرج الله سلحشور است و به جرأت می توان آن را کلکسیونی کامل از اظهار نظرهای این سینماگر دانست. تا جایی که یکی از خبرنگاران آن با طرح سوالی تمسخرآمیز، اقدام به ایجاد تشنج در یکی از جلسات سخنرانی سلحشور می کند و بلافاصله نیز جلسه را ترک می نماید.

در آخرین اقدام اما قادری به سراغ یکی از محبوب ترین چهره های مذهبی، یعنی حجت الاسلام پناهیان رفته است و طبق عادت مرسوم خود، خبری از اختصاص مبلغ کلانی به مؤسسه ای که ایشان در آن عضویت دارند را بدون بررسی سند آن منتشر کرده است. البته ذره بین تیم اداره کننده این سایت، هیچ گاه بر روی مباحث تئوریک متفکرین ارزشی نمی افتد و اثری از دیدگاه های عمیق حجت الاسلام پناهیان، دکتر حسن عباسی، دکتر شاه حسینی، دکتر رجبی، شهید آوینی و... در باب سینما در این سایت مشاهده نمی شود. تنها کافیست اظهار نظری نسبتاً رادیکال از این افراد صادر شود تا به فاصله چند دقیقه، تیتر یک کافه سینما گردد.

همانطورکه ذکر شد، این سایت علی رغم ادعای بی طرف بودن آن، جرأت مقابله با جریان سکولار و روشنفکری را ندارد. اگر هم بخواهد به زور، نقدی بر یکی از افراد یا تولیدات این جریان داشته باشد، برای پیش گیری از ریزش سریع مخاطبینش، قبل و بعد آن مطلب انتقادی چندین خبر و تحلیل در ستایش فرد یا محصول مورد نظر منتشر می کند تا در وفاداری بی چون و چرایش به این جریان مورد تردید قرار نگیرد.

اما جالب ترین نکته در مورد سردبیر این سایت، این است که نردبان ترقی او نیز همانند سلف تلویزیونی خود، فریدون جیرانی، تماماً از این ماده سیاه و چرکین، یعنی نفت ساخته شده است! قادری که امروز بر کرسی لیبرالیسم تکیه می زند و سینمای رانتی و نفتی را می کوبد، خود به برکت قلم زدن در نشریات نفتی و رانتی اصلاح طلب، اسم و رسمی برای خود یافته.

او که امروز افتخار می کند که نقد سینمای نفتی را من در این کشور باب کردم (که پیش از اینکه او قدم به عرصه سینما بگذارد، امثال سعید مستغاثی به این بحث پرداخته و ایده "کمپانی سینما" را طرح کرده بودند) گویا فراموش کرده که این شهرت را به اعتبار آنتن آزاد صدا و سیما در برنامه هفت که ابتدا به دست جریان روشنفکری و سپس هم ارزشی های بی بنیه بود، به دست آورده است. اگر نبود تریبون نفت آلود هفت، امیر قادری نیز همانند دو سال پیش، تنها جوان جویای نامی بود که در کنار صدها نفر در کشور، او هم برای خود حرفی دارد و می زند.

اگرچه باید اعتراف نمود که شهرت کافه سینما تنها به دلیل تکیه آن بر تریبون های سابق و حاضر نفتی نیست و استعدادی هم در میان بوده است. قادری یک نخبه رسانه است و برخلاف رسانه های ارزشی ما، می داند چطور پوزیشن بی طرفی بگیرد و در عین بازتاب ظاهری حرف مخالف خود، آن را چطور با تیتر و مقدمه ای تمسخرآمیز و بعضاً دروغین، مفتزح کند و کدام نقدهای بنیان افکن بر خود را بازتاب ندهد.
او می داند چطور برای مخاطبش «توهم» دیده شدن و شنیده شدن و اثرگذاری ایجاد کند و از همین رو، فعلاً به برکت این استعداد و تریبون های نفتی صدا و سیما و جریان روشنفکری، به حیات خود ادامه می دهد.

۱۳۹۲/۶/۲۰

اخبار مرتبط
نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی:
 

آخرین اخبار...