کنسرت محمد علیزاده شب گذشته سهشنبه 29 بهمن در حالی در مرکز همایشهای برج میلاد برگزار شد که تأخیر آن از 45 دقیقه همگذشت و ساعت 22:15 بود که سرانجام کنسرت حال و هوای رسمی به خود گرفت.
از ساعت 21:30 تا 45 دقیقه بعد به تناسب نزدیک شدن به زمان اجرای کنسرت، صدای سوت و جیغ و کف زدنها شدت پیدا میکرد و در این مدت نیز تبلیغاتی از برج میلاد نمایش داده میشد، با گرفتن نور سالن مردم برای بخش معرفی جشنوارههای فجر از فیلم تا موسیقی نیز هیاهو به پا میکردند.
سرانجام در حالی که هنوز نوازندگان هم روی صحنه نیامده بودند، صدایی آغاز کنسرت «آقای خاص، صدای احساس ایران، محمد علیزاده» را اعلام کرد.
ظاهر شدن هواداران با لباس مشترک و شال سفید
نوازندگان نیز تک به تک و با کوک کردن سازهایشان روی سن قرار گرفتند و بعد از اجرای یک قطعه بی کلام سرانجام علیزاده روی سن آمد. در این هنگام دختر و پسران جوانی که در ردیف هشتم نشسته بودند و همگی لباسهای یک رنگ و شال سفید دور گردن داشتند، مقواهایی را سمت او گرفتند که عنوان برخی ترانههای او از جمله «فکرشم نکن» و «جز تو» در کنار هم یک جمله را تشکیل داده بود.
علیزاده که بسیار پرانرژی ظاهر شده بود، طالب همراهی مخاطبان در اجرای قطعات بود و با استفاده از عبارت «با من» همخوانی آنها را میخواست.
او پس از اجرای ترانه «برگرد» به سلام و احوال پرسی با حاضران پرداخت و گفت: از گذشتههایی که نداشتههای خیلی خیلی زیادی داشتم به حالی رسیدم که حالا شما را دارم. یک دنیا دوستتان دارم. موسیقیهایی را که در اتاقم ساختهام امشب با هم اجرا میکنیم تا خاطرههای شما هم زنده شود.
یک سال از اولین کنسرتم گذشت
این خواننده در ادامه «غم دنیاست» را اجرا کرد و ادامه داد: اولین کنسرت من 28 بهمن سال 91 در همین سالن و در جشنواره فجر بود، بنابراین جشنواره موسیقی فجر برایم خاطرهانگیز است و خوشحالم که باز هم در کنار شما هستم. حالا یک سال از تولد سایتی که برای من راهاندازی کردهاید، گذشته و سایت هواداری از من جزو پربینندهترین سایتهای کشور است و من امشب با حضور بچههای سایت یک سالگی آن را جشن میگیرم.
«دلت با منه» قطعه اجرا شده بعدی بود و علیزاده که بسیار با انرژی و مسلط ظاهر شده بود، لابلای اجرا از عبارت «پایدار بمونید» استفاده میکرد یا روی ریتم ترانه دوستتان دارم را خطاب به مخاطبانش میگفت. یکی از حاضران با صدای بلند اعلام کرد از مشهد برای شرکت در کنسرت آمده و علیزاده هم قربان صدقه او رفت: عاشقتم! قربان تو بروم. مرسی.
علیزاده ارتباط خود با حاضران را قطع نمیکرد و بین قطعهها با مخاطبان حرف میزد: برخی به من میگویند تو خیلی از خدا حرف میزنی. من هم میگویم دوست دارم! خدایم را خیلی دوست دارم.
«هواتو کردم» ترانهای بود که این خواننده پس از گفتن عبارت «تو صدای دل تنهای محمدو شنیدی» خطاب به خدا و رو به آسمان اجرا کرد.
همخوانی دختر خردسال با علیزاده
زمان اجرای «جز تو» کسی آمد و علیزاده خم شد و او شال سفیدی دور گردنش انداخت. علیزاده به کودکانی که در ردیف اول سالن نشسته بودند، توجه ویژهای داشت. ابتدای کنسرت با دختر بچه خردسالی دست داد و در این لحظه هم یکی دیگر را روی سن آورد و او را کوچکترین هوادار خود معرفی کرد. دختربچه ترانه «جز تو» را حفظ بود و پشت میکروفن با صدای نازکی که به جایی نمیرسید آن را میخواند.
بعد از این خواننده آلبوم «دلت با منه» گفت: یکی از افتخارهای من این است که بابا و مامانها به کنسرت من میآیند؛ یعنی کنسرتم متعلق به قشر خاصی نیست. خود من در زندگی کاریام سختیهای زیادی کشیدم و فقط یک چیز نجاتم داد و آن دعای پدر و مادرم بود.
او پدر و مادرش را در میان جمعیت معرفی کرد و خطاب به مادرش گفت: مامان برگرد تا تو را ببینند. مامان خجالتی من.
پس از اجرای ترانه «سرزنش» علیزاده فردی را به عنوان مهمان ویژه خود معرفی کرد: میلاد ترابی، کسی که دوست دارم در کنسرتها کنارم باشد و وقتی میخوانم نگاهش کنم. خاطرات موسیقیام را با او تجربه کردم؛ روزهایی که در استودیو موزیک میزدیم و فکر میکردیم آیا مردم این کارها را دوست دارند یا خیر؟
خوانندهای که آرام و قرار نداشت
«بالاییها حالشون خوبه؟» «اینوریها چطورن؟»، «بهتون خوش میگذره؟» عباراتی بود که علیزاده با گفتن آنها سعی میکرد مدام از همه باخبر شود. او یک لحظه در سن آرام و قرار نداشت و به فاصله یک پلک به هم زدن از راست صحنه به چپ و بالعکس حرکت میکرد.
«بی حوصله» در ادامه اجرا شد و علیزاده گفت: ببخشید من روی سن میدوم. باید به شما خوش بگذرد، به حال من کاری نداشته باشید.
او با تمجید از اعضای سایت هواداری خود به معرفی ارکستر خود پرداخت: امیر غلامی گیتار الکتریک، محمد شعبانی پرکاشن، امیرحسین اویسی درام، سعید عباسی کیبورد، اشکان موسوی ویولن، علی پورنگهبان گیتار بیس.
او شال سفیدش را دور گردن پورنگهبان انداخت و پس از خواندن قطعه «دلت با منه» به جشنواره سال گذشته موسیقی اشاره کرد که در آن در نظرسنجی مردمی نفر اول شده بود.
زمین خوردن روی صحنه را هم دوست دارم
این خواننده 32 ساله که به قول خودش در «ورجه ورجههایش» نزدیک بود زمین بخورد، تأکید کرد: دوست ندارم روی صحنه فردی باشم که در زندگی واقعی نیستم، بنابراین همیشه خودم هستم. روی استیج زمین خوردن را هم دوست دارم. من فقط خدا را احساس میکنم و دیشب که باران بارید حالم خوب شد.
در حالی که نورپردازی سالن به شکل بارش باران بود، ترانه پرطرفدار «شهر باران» که تیتراژ برنامه رمضانی شبکه اول با همین نام است، اجرا شد و علیزاده در ادامه به تشکرهای معمول پایان کنسرتها از معاونت هنری وزارت ارشاد گرفته تا اداره اماکن پرداخت.
اجرای ترانه آذری با نظارت مادر خواننده
اجرای یک ترانه آذری در وصف ایران در ادامه رخ داد و علیزاده توضیح داد: خود من اصالتا آذری هستم با این حال اگر لهجهام بد بود ببخشید، مادرم اینجا بود و غلطهای مرا میگرفت.
وی همچنین در لحظات پایانی کنسرت پرده از رازی برداشت که به گفته خودش دیگران سفارش کرده بودند آن را فاش نکند. او به یکی از نوازندههایش اشاره کرد که مثل برادر دوستش دارد و 6، 7 ساعت پیش پدرش را از دست داده است؛ علی پورنگهبان که با این وجود در کنسرت شرکت کرده بود.
پورنگهبان عزادار بود اما آمد
این خواننده از حاضران خواست در حالی که نور سالن به کلی گرفته شده بود، به احترام پدر نوازنده گیتار بیس 30 ثانیه سکوت کنند و بعد اعلام کرد در حالی که همه گروه بدترین حال و روز را داشتند سعی کردند با بهترین حال کنسرت اجرا کنند.
علیزاده در پایان ترانه «برگرد» را مجددا اجرا کرد و کنسرت در آغازین دقایق چهارشنبه 30 بهمن به پایان رسید. در حالی که طبقه همکف و بالکن برج میلاد کاملا پر شده بود و افرادی نیز سرپا کنسرت را تماشا کرده بودند.
اركستری كه عزادار بود، اما شاد نواخت!
محمد علیزاده و گروهش در حالی یك كنسرت شاد، پرانرژی و سرشار از جنب و جوش را در برج میلاد برگزار كردند كه در انتهای اجرا مشخص شد پدر یكی از اعضای گروه چند ساعت پیش درگذشته است.
۱۳۹۲/۱۱/۳۰