به گزارش نما ،محمدرضا خاتمی؛ دوم خرداد سال 76 سومین رئیس جمهور ایران شد و دولتش را دولت اصلاحات نامید. می خواست مفهوم اصلاحات را در توسعه سیاسی متبلور کند و حرف از جامعه مدنی می زد: " به صراحت میگویم سرنوشت و وجهه اجتماعی دین در امروز و فردا، در گرو این است که طوری دین را ببینیم که با آزادی سازگار باشد."
بازخورد این حرف ها، تحت تاثیر سیاستهای فرهنگی نفر اول دولت، فضای اجتماعی و فرهنگی کشور را به سمتی برد که نه تنها عرصه برای فعالیتهای سکولارها باز شد، بلکه برخی از اندیشههای ضددینی نیز در این دوران فضا را برای نشر خود فراهم دیدند.
اندیشه هایی که بار امانتش را عطاء الله مهاجرانی به دوش می کشید؛ او که حالا لندن نشین است و بدش نمی آید اندکی آب آسیاب دشمن را بیشتر کند.
کسی جز مهاجرانی نمی توانست پیگیر سیاست تسامح و تساهل باشد، شاید از همین منظر هم بود که بارها خواست کلمه ارشاد اسلامی را از آخر این وزارتخانه حذف کند.
برنامه های مهاجرانی البته تنها محدود به تغییر نام و شاید تغییر کاربری مجموعه تحت فرمانش نبود؛ چه بسیار روزنامه های زنجیره ای که در آن زمان، هجمه به مبانی جمهوری اسلامی را در دستور کار داشتند و تا جایی پیش رفتند که عمادالدین باقی به شدت علیه امام خمینی رحمت الله علیه سخنرانی کرد.
اما این همه ماجرا نبود، لازم بود تا غیر از امام و انقلاب، اسلام به کلی از زندگی مردم رخت برچیند، پس عاشورا نتیجه خشونت طلبی پیامبر در بدر معرفی و مراجع مورد تمسخر قرار گرفتند.
صبح امروز، سلام، جامعه، توس، همميهن، آفتاب امروز، بيان و ... روزنامه هایی متمايل به احزاب و تشكل هاى اصلاحطلب بودند که دندان تیز استکبار جهانی را برای براندازی نظام اسلامی تیز تر می کردند.
"اگر مجوز راهپيمايى به هر گروه براساس قانون داده شود اشكال ندارد، حتّى عليه خدا"، "قرائتهاى مختلف از دين زدودنى نيستند و همه را بايد به رسميت شناخت"، "صحت قصه حضرت يوسف (ع) در قرآن كريم از محالات است"، "مظاهر دينى چون حجاب و حياى زنان نماد عقبافتادگى"، " پيامبر رفت و هيچ فردى را به جانشينى خود انتخاب نكرد. امام حسين جانشين پدر خود نبود" و "حكومت دينى، تفكرى غلط است و بر همين اساس، دين و سياست از يكديگر جدا مىباشند" تنها گوشه ای از تلاش رسانه ای دولت اصلاحات برای مقابله با دین و اسلام بود.
فعالیت جاسوسان فرهنگی همچون جهانبگلو یا فعالیت شدید جریان فمنیسیم که در نشریاتی همچون زن و پیام هاجر با مدیریت مهرانگیز کار و شیرین عبادی به وضوح دیده می شد نیز روی دیگر سکه این جریان بود.
نتیجه این وقاحت ها آن شد که رهبری معظم انقلاب در ديدار با شوراي عالي انقلاب فرهنگي درسال 78 روزنامه ها را پایگاه دشمن توصیف کردند.
مردم اما خوب می دانستند که این مسائل رویی جز توطئه علیه نظام و اسلام نیست، برای همین هم بود که عطای سینمای موضع گرفته علیه مقدسات را به لقایش بخشیدند و میزان علاقمندان به فیلم و سینما از 60 میلیون صندلی به 3 میلیون صندلی در پایان دولت خاتمی رسید.
کتاب هم نه تنها شرایط بهتری از رسانه و فیلم و سینما نداشت؛ بلکه وضعش وخیم تر بود، تا جایی که از آن به شبیخون همه جانبه فرهنگی تعبیر شد.
اما مهاجرانی دست بردار نبود و در توجیه همراهیش با عناصر ضد انقلاب گفت: "برخورد با توهینکنندگان به مقدسات چون منجر به اشاعه توهین میشود، خود اشاعه فحشاست." و این چنین بود که وزیر ارشاد دولت خاتمی پایش به مجلس کشیده و استیضاح شد.
سیاست و خط مشی اصلاحات در حوزه های فرهنگی شده بود آشفتگی و ولنگاری. آشفتگی ای که نمونه آن را به وضوح می توان در حوادثی همچون قتل های زنجیره ای، حادثه کوی دانشگاه، جنجال مجلس ششم و... که تاریک ترین نقاط دوران دولتمردی خاتمی بر نظام اسلامی به شمار می رود دید.
نویسنده:ستوده کاشانی
ولنگاری فرهنگی
آشی كه خاتمی برای فرهنگ مردم پخت!

كسی جز مهاجرانی نمی توانست پیگیر سیاست تسامح و تساهل باشد، شاید از همین منظر هم بود كه بارها خواست كلمه ارشاد اسلامی را از آخر این وزارتخانه حذف كند.
۱۳۹۳/۲/۲۹

